تفکر شبهنقادانه نوعی تفکر است که در ظاهر منطقی و عقلانی به نظر میرسد، اما در باطن مستدل و معتبر نیست. این نوع تفکر ظاهراً شبیه تفکر نقادانه است و از چارچوب و قوانین آن تقلید میکند، اما از نظر محتوا توخالیست. در این نوع تفکر از مهارتهای پرسشگری، استدلال، تحلیل، ارزیابی و تبیین به طور غیرمنطقی و غیراصولی استفاده میشود.
ویژگیهای متفکر شبهنقاد
متفکر شبهنقاد:
۱. به همه چیز شک میکند. درواقع، شکگرایی متفکر شبهنقاد سطحی و افراطی است.
۲. زبانباز است و از اصطلاحات پیچیده برای پنهان کردن ضعف استدلال خود استفاده میکند. به عبارت دیگر، از زبان تخصصی و مبهم برای القای تفکر عمیق خود بهره میبرد.
۳. از شواهد به طور گزینشی و سوگیرانه استفاده میکند.
۴. اطلاعات را به طور سطحی ارزیابی میکند.
۵. ظاهراً در جستوجوی حقیقت است، اما در باطن منافع خود را دنبال میکند.
۶. صرفاً مخالفت میکند. برای اینکه هوشمندی و برتری فکری خود را نشان دهد، دائماً با دیدگاههای دیگران مخالفت میکند.
۷. فاقد تواضع فکری، انصاف فکری، همدلی فکری، صداقت فکری و نزاکت فکری است.
۸. خودش را بیشازحد مطلع، باسواد، کنجکاو و گشودهذهن نشان میدهد.
۹. بهجای اینکه «نقد» کند، «انتقاد» میکند.
۱۰. از معیارهای نامناسب و نادرست برای تحلیل و ارزیابی استدلال خود استفاده میکند.
تفکر شبهنقادانه بسیار خطرناک است؛ چون احساس متفکر بودن را به فرد القا میکند، بدون اینکه معیارهای واقعی و اصیل تفکر نقادانه را در اندیشیدن به کار بگیرد. این نوع تفکر باورهای غلط را گسترش میدهد، تعصبات را تقویت میکند و این توهم را در فرد به وجود میآورد که دارد منطقی و عقلانی میاندیشد.
✍️ محمدرضا سلیمی

