ابو نواس اهوازی؛ نمایندۀ شادخواری های عصر ساسانی،(بخش ۱)، علی میرفطروس

  ابونواس – مانند حلّاج – چهره‌ای است که پرسش‌های بسیاری برمی‌انگیزد؛ تذکره نویسان اسلامی از «فسق و فجور، بدعت‌گذاری ، ایراندوستیِ شعوبی -‌گریِ ابونواس سخن می‌گویند. او چهرۀ درخشان عصری بود که آنرا «طلیعۀ رنسانس»نامیده اند.عصری که مشخّصات آن:فردگرائی،تغییر نگاه انسان از «خدا» به «خود»،  تأکید بر اهمیّت «زندگی این جهانی» و ضرورت لذّت جوئی از آن بود. به عبارت دیگر، لذّت جوئی و «اَعمال خلاف شرع» از مظاهر دوران رنسانس بود که ضمنِ ردِ «فطرت گناه آلود آدمی»،انسان را به بهره بردن از لذّات زندگانی دنیوی فرا می خواند در حالیکه شریعتمداران لذت‌های مادی و جسمی را«گناه» و آنرا عامل دوریِ انسان از رستگاریِ اُخروی می دانستند.