استفاده از بازار برای توسعه اجتماعی، میلتون فریدمن
اتفاقی جانبی در سفر پیشین من به چین رخ داد که هم تأثیر زیادی بر من گذاشت و هم درک وسیعی دراینباره به من داد که انسانهای جدا از هم، مؤسسات و نهادهای اقتصادی متفاوت از هم دارند. این درک و فهم جدید باعث پی بردن ِبیشازپیش به اهمیت اصول بنیادینی شد که همهی ما بهراحتی به آنها به خاطر خو گرفتن و عادت بیتوجهی میکنیم. این اتفاق زمانی بود که من و همسرم با معاون یکی از وزارتخانههای دولتی چین که قبلاً برای مدت کوتاهی برای مشاهده اقتصاد امریکا به ایالاتمتحده آمده بود، قرار نهار داشتیم. میزبان ما از ما خواست تا دریافتن فردی مناسب برای ملاقات با او، وی را کمک کنیم.
اولین سؤال او این بود، «چه کسی در ایالاتمتحده مسئول توزیع کالا است»؟ با این سؤال من و همسرم بسیار جا خوردیم. بعید میدانم که کسی در ایالاتمتحده، هرچقدر هم در مورد اقتصاد کماطلاع باشد، حتی در مورد این سؤال، فکر بکند. بااینحال، برای شهروند کشوری که دارای اقتصاد سوسیالیستی بوده است، چنین سؤالی کاملاً طبیعی به نظر میآید. او به اینگونه شرایط اقتصادی که شخصی تصمیم میگیرد چه کسی از چه کسی کالا دریافت کند یا چه کسی چه کالایی یا چه دستمزدی از چه شخصی دریافت کند، عادت کرده است.
برای جاسازی نوشته، این نشانی را در سایت وردپرسی خود قرار دهید.
برای جاسازی این نوشته، این کد را در سایت خود قرار دهید.