29.8 C
تهران
جمعه, ۲۴ مهر , ۱۴۰۵, برابر با ۲۵۸۵ شاهنشاهی
کافه لیبرال

نظم اجتماعی و هیولای درون

▪️مقدمه
خیلی در این باره صحبت شده که اگر سوسیالیسم یک ایدهٔ شکست‌خورده‌ست به این دلیله که سوسیالیسم با ذات انسان سازگار نیست. یکی از کانال‌های اصلی نقد بر سوسیالیسم همینه که توضیح می‌ده سوسیالیسم با ذات انسان جور نیست. در این باره مثلاً خیلی بر این تأکید می‌کنند که انسان موجود خودخواهیه، میل به لذت داره و اگر این انگیزه‌ها ازش سلب بشه، دیگه اون کارایی رو که می‌تونه داشته باشه نداره و بهره‌وری و توسعه شدیداً افت می‌کنه. از طرفی بزرگان سوسیالیسم کلاسیک عموماً وقتی به این مسائل می‌رسیدند به شکل ابلهانه‌ای امیدهایی واهی به ذات انسان می‌بستند و می‌گفتند: «نه! انسان‌ها وقتی در یک نظم درست قرار بگیرند، بدی‌هاشون هم از بین می‌ره»، یا می‌گفتند: «نباید تربیت سوسیالیستی رو با تربیت انسان‌های وحشی‌شده در نظم کاپیتالیستی مقایسه کرد». منظورشون این بود که اگر آدم وحشی شده نتیجۀ نظم کاپیتالیستیه و فقط کافیه یک نظم انسانی (یعنی سوسیالیستی) برقرار بشه تا همه‌چی درست شه، هر کس مشتاقانه وظایف اجتماعی خودش رو انجام بده و چه و چه. این میزان توهم فقط با مخدر ممکنه.

در مقابل، مدافعان نظم بازار آزاد و کاپیتالیسم بر این تأکید می‌کنند که نظم کاپیتالیستی با ذات انسان همسوتره. فرد می‌تونه طمع‌ها و لذت‌هاش رو تأمین کنه، فقط یک شرط این وسط وجود داره: این ارضا در اقتصاد آزاد فقط از مجرای تأمین نیازهای دیگران ممکنه. یعنی فرد باید به مصرف‌کنندگان ــ بقیۀ جامعه ــ سودی برسونه تا خودش هم بتونه سود کنه و از پلکان آرزوها و امیالش بالاتر بره.

▪️نقد
اما در اینجا واقعاً می‌شه نقدی جدی بر کاپیتالیسم وارد کرد… می‌شه گفت: درسته، در نظم کاپیتالیستی، یک نفر برای کامیابی باید نیازهای دیگران رو هم تأمین کنه، اما این تصور زیادی خوش‌بینانه‌ست و فقط روی کاغذ و به لحاظ نظری انقدر تمیز و قشنگه؛ در واقعیت اصلاً اینجوری نیست. در واقعیت رفتار انسان‌ها خودخواهانه‌تر از اون چیزی رفتار می‌کنند که در این تعریف تصور می‌شه. صاحبان سرمایه و کار به دیگران هم نفع می‌رسونند تا نفع کنند، اما هر جا به هر شکلی بتونند از دیگران می‌کَنند و زیاده‌خواهی می‌کنند؛ هر قدر بتونند بیشتر از سهمشون برمی‌دارند، هر قدر بتونند خودخواهانه عمل می‌کنند و به دیگران آسیب‌های بعضاً شدیدی وارد می‌کنند. این ادعای کاپیتالیسم در واقعیت خیلی تیره‌تر از چیزیه که روی کاغذ گفته می‌شه.

این نقد درسته. اما باید سه واقعیت رو کنار این نقد گذاشت، وگرنه دچار یک خطای معرفتی بزرگ می‌شیم.

▪️پاسخ نقد

— یک:
فرهنگ ــ در قالب زندگی اجتماعی ــ تحت هیچ شرایطی نمی‌تونه ذات انسان رو عوض کنه، فقط می‌تونه تعدیلش کنه. فرهنگ به عنوان نرم‌افزار زندگی اجتماعی انسان رو مجبور می‌کنه غرایزش رو محدود کنه و در چارچوب‌های معینی رفتار کنه. اما اگر فرهنگ موفق می‌شه انسان رو متقاعد کنه به این خودمهارسازی تن بده، دلیلش صرفاً قدرت فرهنگ نیست، بلکه دلیلش اینه که فرهنگ در قبال چیزهایی که از انسان می‌گیره، چیزهایی بهش می‌ده: زندگی اجتماعی انسان رو تأمین می‌کنه، نیازهایی رو که به تنهایی و در انزوا نمی‌تونست تأمین کنه، برآورده می‌سازه، به انسان امنیت و رفاه می‌ده؛ اصلاً انسان در زندگی اجتماعی شکوفا می‌شه. زندگی اجتماعی زندگی انفرادی انسان رو از نزدیک صفر به حوالی صد می‌رسونه (صدی که بسته به سطح عمومی پیشرفت دائم بالاتر میاد)، به همین دلیله که انسان نرم‌افزارِ این زندگی اجتماعی، یعنی فرهنگ، رو با اینکه غرایز انسان رو شدیداً محدود می‌کنه، می‌پذیره.

اما آیا اینها یعنی ذات انسان تغییر کرد؟ شما می‌تونید سمّی‌ترین مادۀ عالم رو در یک دوز خیلی کم و در ترکیب با سایر مواد به «دارو» تبدیل کنید، اما آیا این باعث می‌شه عناصر اون مادۀ سمی تغییر کنه؟ انسان هم درون فرهنگ صرفاً فرهنگی رفتار می‌کنه، اما ذاتش تغییر نمی‌کنه. بنابراین، اگر بخواییم یک نظم اجتماعی رو به دلیل ذات انسان خراب کنیم، مرتکب حماقت بزرگی شدیم، چون هر نظم دیگه‌ای بسازیم، باز با همین انسان طرفیم. اگر این نظم، با اینکه قدرت بالایی در ارضای نیازهای انسان داره، همچنان نمی‌تونه انسانِ آزمند و خودخواه رو تغییر بده، پس نظم‌های دیگه‌ای که نیازها رو کمتر ارضا می‌کنند هم نمی‌تونن ذات انسان رو عوض کنند.

از اول هم مسئلۀ ما این نبود که ذات انسان رو عوض کنیم. اگر کسی فکر می‌کرده می‌تونه ذات انسان رو عوض کنه، اصلاً عزیمتگاه و پیش‎فرضش اشتباه بوده. ما فقط می‌خواستیم نظمی بسازیم که با ذات انسان همسو باشه و انسان رو به بهره‌وری بیشتر وادار کنه، چون نتیجۀ بهره‌وریِ بیشتر بهبود زندگی عموم مردمه. برای تغییر ذات انسان، باید انسان جدیدی آفرید (مگر اینکه کسی بگه چیزی تحت عنوان “ذات انسان”، به عنوان ماهیتی با کُدهای رفتاری معین اصلاً وجود نداره و انسان اصلاً ذات خنثایی داره — که فکر می‌کنم چنین ادعایی اصلاً انکار بیولوژیه).

— دو:
از اینجا می‌تونیم بریم به واقعیت دوم، و مسئله رو از زاویۀ دید فردی و شخصی نگاه کنیم: ما در هر نظمی زندگی کنیم، هر فرهنگی حاکم باشه (هر نظم اقتصاد و اجتماعی)، از ویژگی‌های آسیب‌زا و گزندۀ انسان‌های دیگه در امان نخواهیم بود. به هر حال کسانی هستند که به ما آسیب بزنند. در اینجا باید از خودمون بپرسیم چه نظمی به نفع ماست. در اینجا کاملاً شخصی به مسئله نگاه کنید: نظمی که دندون‌های انسان رو بکشه، گزندهای احتمالی‌ش به دیگران رو از بین می‌بره، اما خیر و فایده‌ش رو هم از بین می‌بره. خنثاسازیِ حداکثریِ ذات انسان، وجوه مفید و سازندهٔ انسان رو هم از بین می‌بره؛ یعنی اون منافعی هم که انسان‌های دیگه از رهگذر تلاش‌های خودخواهانه به ما می‌رسونند، از بین می‌ره. وضعیت نهایی این می‌شه که: فایدۀ دیگران از بین می‌ره و ما می‌مونیم و دیگرانی که در نتیجهٔ این خنثاسازی نه‌تنها دیگه هیچ سودی ندارند، بلکه اون گزندها و آسیب‌های ذاتی‌شون هم هنوز هست و هر مجرایی پیدا کنه، سر باز می‌کنه و دیگران رو نیش می‌زنه.

در اینجا ما به این نتیجه می‌رسیم که نظم اجتماعیِ سودمندتر رو به رغم گزندهایی که از انسان‌های دیگه می‌بینیم، بر نظم دیگه‌ای که این فواید رو نداره و در نهایت ذات انسان رو هم عوض نمی‌کنه ترجیح بدیم. شاید بگید: »این چه زاویۀ دیدیه؟! باید مسائل رو از زاویۀ دید اجتماعی نگاه کنیم! چرا داری انقدر شخصی به مسائل نگاه می‌کنی؟!» اگر چنین ایرادی می‌گیرید، متوجه نشدید انسان حتی در اجتماع، شخصی و فردی فکر و عمل می‌کنه و اگر جامعه رو می‌پذیره به خاطر منافعیه که برای شخص خودش داره. هر دیدگاهی که بخواد شخص رو در اولویت قرار نده، خودفریبیه. اگر فکر کنیم انسان نباید شخصی به مسائل نگاه کنه، وسط تأمل دربارهٔ یک مسئله راهمون رو گم کردیم و اصلاً صورت مسئله رو فراموش کردیم. مثل کسی که از خونه به قصد خرید چیزی خارج شده و وسط راه یادش رفته برای چی از خونه خارج شده — ماهی قرمز نباشیم.

— سه:
واقعیت سومی که در اینجا وجود داره اینه‌که نگاه‌های ایدئالیستی همیشه تلۀ ذهنی انسان بوده. انسان موجودیه که معایب فراوون داره (یعنی ایدئال نیست)، اما توانایی تفکر ایدئال رو داره. یعنی امکان نوعی اندیشه در ذهن انسان تعبیه شده که امکان تحققش اصلاً در وجود خودش نیست. دقیقاً یکی از بزرگ‌ترین محرک‌های انسان در طول تاریخ هزاران‌سالۀ وجودش روی زمین همین واگرایی، همین شکاف و همین تضاد بین واقعیتِ معیوب و توانایی ایدئال‌اندیشی‌ش بوده. انسان می‌تونه وضعیت‌هایی ایدئال رو تصور کنه (در تضاد با وضعیت غیرایدئال یا ضدایدئالش) و این توانایی این توهم رو در او ایجاد می‌کنه که چرا وضعیت ایدئال نیست؟

این دنیا و انسان با ایدئال‌گرایی بیگانه‌ست. ایدئال‌ها فقط در ذهن انسان ساخته می‌شه. هر چیز ایدئالی وقتی از ذهن انسان بیرون میاد و پا به واقعیت می‌ذاره، غیرایدئال می‌شه. شاید بپرسید پس این همه پیشرفت چی بوده؟ جواب اینه‌که ما فقط می‌تونیم از یک وضعیتِ موجود به سمت یک وضعیتِ بهتر حرکت کنیم. این حرکت دائمی وضعیت انسان رو خیلی بهبود می‌بخشه و در بلندمدت دستاوردهایی به ارمغان میاره که اول راه به معجزه شبیه بود. اما این هرگز به این معنا نیست که می‌شه به الگوهای ایدئال دل بست. تازه مشکل اصلی زمانی ظهور می‌کنه که می‌فهمیم اصلاً سر ایدئال‌ها توافق وجود نداره، چون مرجعی عالی (مثل وحی و خداوند) در اینجا وجود نداره که حکم قطعی بده حالت ایدئال چیه و همه بپذیرند و موظف به پیروی از اون باشند. ایدئال شما با دیگران فرق داره، در نتیجه اصلاً تعریفی از ایدئال وجود نداره. چیزی هم که توافق سرش وجود نداره، قابل‌تحقق نیست.

▪️مخلص کلام
نتیجه اینکه هرگز نمی‌شه منکر آسیب و گزندهایی شد که ما در نوعی نظم کاپیتالیستی متحمل می‌شیم. اما اولاً فرهنگ ذات گزندۀ انسان رو تغییر نمی‌ده (فقط تعدیل یا رام یا کانالیزه می‌کنه)، ثانیاً برآیند نهاییِ نفع شخصی رو باید معیار شناخت و تصمیم دربارهٔ نظم اجتماعی قرار داد، نه گزندهای خسته‌کننده و ناامیدکننده رو که از ذات انسان و از زندگی اجتماعی رفع‌شدنی نیستند، و ثالثاً این دنیا نقطۀ ایدئالی نداره، فقط میزان نقصِ موجود کم و زیاد می‌شه؛ گزینۀ معقول حالتیه که گزند کمتر و فایدۀ بیشتر باشه.

مهدی تدینی

لینک کوتاه: https://bit.ly/4ylN3DG

مطالب بیشتری که ممکن است مورد علاقه شما باشند

تیشۀ طلا بر ریشۀ اقتصاد

cafeliberal

از ریشه‌های عمیق یهودی‌ستیزی…

cafeliberal

یک ملت، دو خودرو

cafeliberal

ایران، لیبرالیسم، کاپیتالیسم و اقتصاد آزاد | محمد فاضلی و مهدی تدینی

cafeliberal

«گرفتار در تار عنکبوت»

cafeliberal

فصلی از تاریخ ورق خورد

cafeliberal

دیدگاه خود را درباره این مطلب با ما و دیگران در میان بگذارید (حداکثر ۱۰۰۰ کاراکتر):

این وب سایت از کوکی ها برای بهبود تجربه شما استفاده می کند. ما فرض خواهیم کرد که شما با این مسئله موافق هستید ، اما در صورت تمایل می توانید انصراف دهید. تائید بیشتر بخوانید