اقتصاد بازار و تمدن غرب

👤والتر گریندر
📚از مقاله “در مسیر پارادایم ذهنیت گرایی؛ مروری بر کارنامه علمی لودویگ لاخمان”*

🖋 لاخمان قاطعانه مخالف مداخله در بازار است، ولی مخالفت او به اندازه مخالفت میزس و هایک، پشتوانه فلسفی ندارد. از بسیاری جهات او مَثَل اعلای یک اقتصاددان «لیبرال کلاسیک» سنتی است. دفاع او از اقتصاد بازار عمدتا ناشی از دلمشغولی عمیق به توسعه تاریخی تمدن غرب است.

✅هرگونه دخالتی در فرایند کارآفرینانهٔ تعدیل و نتایج آن درمورد انتشار دانش توسط بازار، نیروهای تعادل را تضعیف میکند و تسویه سریع بازار را به تاخیر می اندازد. هرگونه مداخله در بازار چه بصورت برنامه ریزی شده و نظام مند و چه بصورت اندک و مقطعی، بطور اجتناب ناپذیری منجر به اختلال میشود و این اختلال به نوبهٔ خود به مداخلات گسترده تری خواهد انجامید؛ مارپیچی که نهایتا اقتصاد بازار را فلج میکند بدون آنکه جایگزین قابل قبولی برای آن فراهم آورده باشد.

🌐از قرن دوازدهم بدین سو تمدن غرب و اقتصاد بازار دوشادوش هم توسعه یافته اند. در قرن نوزدهم اقتصاد بازار توسعهٔ شتابناکی را در بهره مندی مادی جمعیت فزایندهٔ جهان غرب تجربه کرد.
در قرن بیستم و بخصوص پس از جنگ جهانی اول، هم نظریه اقتصادی و هم سیاست اقتصادی رو به تباهی رفتند بطوریکه بقای اقتصاد بازار مورد تهدید قرار گرفت. در بخش اعظم قرن بیستم جامعهٔ غرب با بقایای اقتصاد بازاری نسبتا آزادی دوام آورد که از قرن نوزدهم باقی مانده بود؛ هرچند مصرف این سرمایه نمیتواند تا ابد ادامه داشته باشد.

🌐مداخله گرایی (در اشکال مختلف) به سیاست رسمی دولتهای غربی تبدیل شده است. برنامه ریزان ادعا میکنند که توانایی آنها برای هماهنگ کردن امور اقتصادی بیشتر و بهتر از فرایند آزادانهٔ بازار است. فرایندی که غالبا با صفات «آشوبناک» با «بی سامان» توصیف میشود. دولتها به اشکال مختلف از طریق برنامه ها با بخش خصوصی همکاری میکنند تا از طریق سامان دادن به «رشد متوازن»، نظام بازار را «معقول کنند» یا «عملکرد آن را بهبود ببخشند». البته مداخله، صرفنظر از آنکه چقدر نیت از انجام آن خیر بوده باشد، به اختلالهای اقتصادی ثانویه منجر میشود که موانع بیشتری بر سر راه فرایند بازار ایجاد میکنند و زمینه را برای کژسازگاری شدیدتری فراهم میکنند.

🌐میتوان گفت جذابترین و نهایتا مخربترین مداخلات برنامه ریزی شده، سیاستهای انبساطی یا تسهیل پولی بانکهای مرکزی هستند. انبساط پولی یا اعتباری است که موجب اعوجاج سرتاسری در ساختار قیمت و فرایند کارآفرینانه میشود و محاسبهٔ اقتصادی را دشوار و گاه غیرممکن میکند. اصولا افزایش عرضه پول با هدف کاهش مصنوعی نرخ بهره انجام میگیرد تا بدینوسیله سرمایه گذاری، تولید و اشتغال تحریک شوند.

🌐البته تزریق پول گسترده به شبکه های بانکی مختلف، در همراهی با توسعه اتحادیه های کارگری قدرتمند و شبه دولتی بوده است. دولتها با قدرت سیاسی-اقتصادی نیروی کار سازمان یافته مواجه هستند و میدانند که انقباض پولی، آشوبهای کارگری را در پی دارد. بهمین دلیل است که برای دستیابی موقت به اشتغال کامل به انبساط عرصه پول متوسل میشوند از نگاه دولتها تنها راه چاره دربرابر فشار اتحادیه ها برای افزایش دائمی دستمزدهای پولی، افزایش بیشتر عرضه پول است. بنابراین علل دوگانه بیماری پولی غرب عبارتند از: انبساط گرایی پولی و اتحادیه های کارگری قدرتمندی که دربرابر کاهش دستمزدها و قیمتها مقاومت میکنند.

🌐از نظر لاخمان اهمیت تورم در کشورهای غربی فقط به افزایش مستمر قیمتها یا بازتوزیع درآمد از اعتباردهندگان به اعتبارگیرندگان محدود نمیشود، پیامد مهم دیگر، رونقهای مصنوعی و رکودهای متعاقب آنهاست که موجب میشوند اقتصاد بازار ذاتا ناپایدار بنظر برسد، حال آنکه این رکود و رونقها نتیجه تزریق پول هستند. این پدیده غوغاهایی براه می اندازد که خواهان مداخله بیشتر میشوند. مانند برنامه ریزی برای «تثبیت سرمایه گذاری» و امثالهم.

🔚وقتی بدلیل تهدیدهای ناشی از اقدامات اتحادیه ها، دستمزدها نمیتوانند کاهش یابند و درنتیجه قیمتها و دستمزدها بطور فراینده ای افزایش می یابند، برنامه ریزان گزینه کنترل قیمتها و دستمزدها را انتخاب میکنند. درچنین وضعی فرایند بازار نمیتواند عملکرد موثر و کارای خود را داشته باشد و اگر کنترلهای دستمزد و قیمت، تحمیل شوند، عملکرد سیستم بازار متوقف میشود. بهمین دلایل است که باید دخالت دولت در اوضاع اقتصادی حداقل باشد. نقش دولت باید هرچه امکان دارد محدودتر بوده و با آرمان لیبرال کلاسیک مطابقت داشته باشد: حمایت از بازارآزاد از طریق تقویت نهادهای مالکیت خصوصی و قراردادهای داوطلبانه.

*مقاله فوق به پیوست کتاب سرمایه و ساختار  آن منتشر شده است.
🆓 @FreemarketEconomy

مطالب بیشتری که ممکن است مورد علاقه شما باشند

کدام گروه‌ها برای اصلاحات اقتصادی مانع ایجاد می‌کنند؟

cafeliberal

اقتصاد سیاسی پیش از انقلاب

root_d7p3qva9

توسعه چیست؟ | معیارهای متعارف، نگرش‌های جدید

cafeliberal

نظرهائی در مورد آینده پساکرونائی جهان و ایران، اسماعیل نوری علا

cafeliberal

غول نفتی آرامکو وارد بازار بورس می‌شود

cafeliberal

چین ایران را شریک راهبردی نمی‌داند

cafeliberal

این وب سایت از کوکی ها برای بهبود تجربه شما استفاده می کند. ما فرض خواهیم کرد که شما با این مسئله موافق هستید ، اما در صورت تمایل می توانید انصراف دهید. تائید بیشتر بخوانید