تفاوت بهای جان انسانها در دموکراسی و نظام توتالیتر

📍ارتباط مستقیمی میان «بهای جان انسان‌ها» و «نوع حکومت‌ها» وجود دارد. اصلاً یکی از شاخص‌های اساسی برای اینکه به ماهیت یک حکومت پی ببریم و بدانیم آن حکومت را در کدام زمره باید برشمریم، بهایی است که خون شهروندان دارد. هر قدر جان آدم‌ها گران‌تر و ریختن خونشان پیامدربارتر باشد، آن حکومت به معیارهای مردم‌سالارانه، حاکمیت قانون و عدالت اجتماعی نزدیک‌تر است، و هر قدر جان آدم‌ها بی‌ارزش‌تر، ریختن خونشان آسان‌تر و آدمکشی تعمدی و سهوی مأموران حکومت راحت‌تر و پربسامدتر باشد، آن حکومت از حاکمیت مردم، حاکمیت قانون و عدالت اجتماعی دورتر است. در نهایت، جایی که آدم‌ها «مرگ‌ارزان» می‌شوند و می‌شود آن‌ها را کرور کرور کشت، با حاکمیتی توتالیتر روبروییم. (البته مروجان مرگ‌ارزانی همیشه حاکمان نبوده‌اند، جنبش‌های ایدئولوژیک حاشیه‌ای نیز یکی از عاملان اصلی مرگ‌ارزان شدن انسان بوده‌اند.)

نقطۀ نهایی این طیف رژیم‌های کمونیستی و فاشیستی بودند که جان آدم‌ها را به نازل‌ترین بهای ممکن رسانده بودند. تا جایی که برای کشتن آدم‌ها به سند و مدرک نیاز نداشتند، فقط باید «اراده می‌کردند». فرد در برابر حکومت چنان بی‌ارزش بود که می‌شد به هر بهانه‌ای دسته‌ای از مردم را برای گرم کردن تنور حکومت سینۀ دیوار گذاشت. این رژیم‌ها از هیچ‌چیز بیش از این بیزار نبودند که به نفس انسان اهمیت داده شود. نفس انسان بی‌ارزش است. ارزش او تنها در این است که چقدر تابع حکومت و مصالحش است. دفاع از جان انسان‌ها، گران کردن بهای خون و معرفی جان انسان به عنوان «اساسی‌ترین ارزش»، منفورترین گزاره‌ها نزد حکومت‌های توتالیتر بود. البته این نوع حکومت‌ها برای تثبیت مرگ‌ارزان شدن (که پیچ‌ومهرۀ حکومتشان است) پیوسته شرایط مادی و معنوی لازم را هم فراهم می‌آوردند: شرایط مادی ایدئولوژی و تبلیغات بود و شرایط مادی جنگ و درگیری. جنگ بهترین ابزار برای مرگ‌ارزانی است. جامعه‌ای که بهترین فرزندانش سر می‌بازند، به بوی خون خو می‌کند.

بنابراین، کسانی که امروز در آمریکا اعتراض می‌کنند، بهای خون را بالا می‎برند. هرچه خون ریخته‌شده بهای گزاف‌تری برای دستگاه حاکم داشته باشد، امکان حاکمیت مردم بر مردم، مهار دستگاه بوروکراتیک و مهار قدرت «مأمور قانون/حکومت» بیشتر می‌شود. البته از دیگر سو، چنانکه ذکر شد، اینکه ریختن یک خون می‌تواند کشوری را چنین به آشوب کشد، خود نشان بهای گزاف خون در آنجا و در مرتبۀ بعد شاخصی برای آن حکومت است. اگر تاریخ عصر جدید را از ظهور اومانیسم تا امروز مرور کنیم، بهای خون و جان آدم‌ها دائم افزون شده است. بنابراین، باید از «بهای گزاف خون» به منزلۀ دستاورد بشر و خمیرمایۀ اصلی حاکمیت انسانی مدرن دفاع کرد. ایدئولوژی‌های آدمخوار همیشه از یک چیز بیزار بودند: ارزش قائل شدن برای نفس انسان.

دختر نوجوانی که از صحنه فیلم گرفت و جهان را شوکه کرد، امروز تحت فشار است! اما نه به این دلیل که چرا فیلم گرفت، چه نقشه‌ای در سر داشت یا آن ساعت آنجا چه می‌کرد! بلکه به این دلیل که به او می‌گویند چرا مداخله نکرد! چرا جلوی پلیس را نگرفت!

بخشی از متن م.تدینی

مطالب بیشتری که ممکن است مورد علاقه شما باشند

«همدیگر را می‌خوریم و تمام می‌شویم…»

cafeliberal

«حتی روسپی‌های ما لیسانسه‌اند!»

cafeliberal

‍«نظریۀ انقلاب»

cafeliberal

«انقلاب کردنی است یا شدنی است؟»

cafeliberal

ذهن خیرخواه و دست شرور

cafeliberal

«آمریکا کشوری نژادپرست است؟»

cafeliberal

این وب سایت از کوکی ها برای بهبود تجربه شما استفاده می کند. ما فرض خواهیم کرد که شما با این مسئله موافق هستید ، اما در صورت تمایل می توانید انصراف دهید. تائید بیشتر بخوانید