کافه لیبرال

تفکر نو!

▪️عنوانی بود که رهبر شوروی،میخائیل گورباچف،به راه تازه خود درمورد سیاست خارجی شوروی داد که به ویژه در نطقی که در دسامبر هزارو نهصدوهشتادو هشت درسازمان ملل ایراد کرد آشکار گشت.درهمین نطق بود که عقب کشیدن یک جانبه نیروهای شوروی ازاروپای شرقی را اعلام کرد.گورباچف متوجه وخامت اوضاع شده بود.می دانست که اگر زود نجنبد کشور دچار قحطی و فلاکت برگشت ناپذیر خواهد بود.ازاین رو چاره ای نداشت جز این که تز برژنف را برای همیشه کنار بگذارد.تز برژنف برای توجیه حمله به چکسلواکی مطرح شد.تز وی این بود که حفظ یکپارچگی اردوگاه سوسیالیست از حاکمیت ملی مهم تر است و بنابراین کشورهای سوسیالیست حق دارند که درکار متحدان خود دخالت کنند.اما گورباچف پای حرف خود ایستاد و حق هرکشور اروپای شرقی را درمورد تعیین سرنوشت خویش به رسمیت شناخت.گورباچف نه تنها جلو جنبش های اصلاح طلبانه درکشورهایی مانند لهستان،مجارستان و چکسلواکی را نگرفت بلکه پروستریکا و گلاسنوست خود را هم بر آنها تحمیل نکرد.تفکر نو درواقع عامل پایان دادن به امپریالیسم شوروی در اروپای شرقی و پایان جنگ سرد شد.

آیا جمهوری اسلامی ایران هم بالاخره به آنجا خواهد رسید که گورباچف رسید؟

آیا آن اندازه عقلانیت در میان زمامداران این حکومت وجود دارد که از مداخله درامور لبنان،فلسطین،سوریه و عراق پا پس بکشد و حق حاکمیت این کشورها درتعیین سرنوشت خودرا به خودشان بسپارد؟

آیا زمامداران جمهوری اسلامی بالاخره به این نتیجه خواهند رسید که اصل حاکم برروابط بین الملل یعنی همان اصل آنارشیسم را درک کنند و به جای اتخاذ سیاست های ایدئولوژیک،منافع ملی کشور را دراولویت قراربدهند؟

آیا زمان تفکر نو فرانرسیده است؟

آیا زمان پایان دادن به سیاست غرب ستیزی،شعارهای پوچ ضد امپریالیستی،دشمن تراشی به پایان خواهد رسید؟

در روابط بین الملل دوست و دشمن دائمی نداریم.آنچه اولویت دارد فقط و فقط حفظ منافع ملی است.به نظر می رسد زمامداران ایران از سرنوشت شوروی هراس دارند و به این نتیجه رسیده اند که اتخاذ چنین رویه ای به همانجا ختم خواهد شد که شوروی تجربه کرد.یعنی فروپاشی! لذا روز به روز بر انسداد سیاسی،تداوم سیاست های اشتباه قبلی ونظامی گری می افزایند.بی آن که متوجه باشند تداوم این سیاست تنها بر فقر و گرسنگی،قحطی،عقب ماندگی،تورم لجام گسیخته،فروپاشی زیر ساخت های کشور،شکاف طبقاتی شدید،آنومی وحشتناک اجتماعی منجر خواهد شد درحالی که می توان با اتخاذ رویه هایی عقلانی سرنوشتی متفاوت از شوروی را تجربه کرد.

آقایان! زمامداران! مسئولان! تا حدی محترم!

بر سر عقل آیید و راه و تفکری تازه برگزینید.تاریخ برای عبرت گرفتن است.

قربان عباسی

کافه اندیشه

مطالب بیشتری که ممکن است مورد علاقه شما باشند

چطور عبور از خیابان ما را «سیاسی» می‌کند

cafeliberal

رفتن ترامپ و آمدن بایدن برای ما چه فرقی دارد؟

cafeliberal

بازار آزاد و قوانین محدود کننده کار کودکان

cafeliberal

صنعتی شدن و تخریب محیط زیست

cafeliberal

سربازی اجباری یا ارتش حرفه‌ای؟

cafeliberal

چرا دموکراسی لیبرال در حیطۀ مغلطۀ توسل به اکثریت نیست؟

cafeliberal

این وب سایت از کوکی ها برای بهبود تجربه شما استفاده می کند. ما فرض خواهیم کرد که شما با این مسئله موافق هستید ، اما در صورت تمایل می توانید انصراف دهید. تائید بیشتر بخوانید

ajax-loader