11.7 C
تهران
چهارشنبه, ۵ فروردین , ۱۴۰۵, برابر با ۲۵۸۵ شاهنشاهی
کافه لیبرال

ارزش عینی در برابر ارزش ذهنی

نظریه ارزش کار توسط آدام اسمیت مدون شد، توسط ریکاردو دقیق‌تر گردید و مارکس آن را به اوج رساند، در ظاهر ساده و جذاب به نظر می‌رسد: ارزش یک کالا را مقدار کار اجتماعی لازم برای تولید آن تعیین می‌کند. اما وقتی دقیق‌تر نگاه کنیم، این نظریه به مشکلات جدی می‌رسد که کل سیستم اقتصادی را مختل می‌کند.
ابتدا تناقض‌های درونی خودش: اسمیت خودش بین دو تعریف گیر کرده بود، گاهی ارزش را کار «نهفته» در کالا می‌دانست، گاهی کار «فرمان‌روا» (یعنی کاری که کالا می‌تواند بخرد). ریکاردو سعی کرد همه چیز را به کار نهفته برگرداند، اما نتوانست توضیح دهد چرا در صنایع مختلف با سرمایه‌گذاری متفاوت، نرخ سود یکسان است در حالی که طبق نظریه کار، باید متفاوت باشد. مارکس این مسئله را «مسئله تبدیل» نامید و گفت ارزش‌ها به «قیمت‌های تولید» تبدیل می‌شوند، اما هیچ‌وقت راه‌حل قانع‌کننده‌ای ارائه نداد — فقط گفت در سطح کل اقتصاد، مجموع ارزش‌ها و مجموع قیمت‌ها برابرند، که بیشتر یک فرار منطقی است تا حل واقعی.
این تناقض‌ها وقتی به دنیای واقعی می‌رسند، سیستم را فلج می‌کنند. اگر ارزش واقعاً فقط از کار زنده بیاید، پس چرا کالایی که با کار زیاد تولید شده (مثل یک نان که با گل درست شده) ارزش ندارد؟ نظریه ارزش کار نمی‌تواند این واقعیت‌های روزمره را توضیح دهد.
بدتر از آن، وقتی این نظریه را پایه سیاست اقتصادی قرار می‌دهیم، نتایج ویرانگر می‌شود. دولت یا برنامه‌ریزان مرکزی شروع می‌کنند به محاسبه «ارزش واقعی» بر اساس ساعت کار صرف‌شده، نه بر اساس آنچه مردم واقعاً می‌خواهند. نتیجه؟ تولید کالاهایی که کسی نمی‌خواهد، هدررفت منابع عظیم، کمبود چیزهای مورد نیاز، و در نهایت اقتصاد سیاه و بازارهای پنهان. در سیستم‌هایی که این دیدگاه را جدی گرفتند، مردم برای تأمین نیازهای واقعی‌شان مجبور شدند خارج از سیستم رسمی عمل کنند — یعنی فساد، رشوه، و روابط شخصی جایگزین بازار شدند.

در چنین سیستمی، کسانی که قدرت تعیین «ارزش اجتماعی» یا تخصیص منابع را دارند (دولت، حزب، مدیران کارخانه)، می‌توانند به راحتی ارزش را دستکاری کنند. مثلاً کار یک گروه را «ارزشمندتر» اعلام کنند تا سود بیشتری بگیرند، یا کار دیگران را کم‌ارزش جلوه دهند تا استثمارشان آسان‌تر شود. مفهوم «ارزش اضافی» که مارکس گفت سرمایه‌دار از کارگر می‌دزدد، خودش ابزاری می‌شود برای توجیه کنترل مرکزی و سرکوب آزادی انتخاب افراد. هر مخالفتی با برنامه‌ریزی مرکزی، به «دفاع از استثمار» متهم می‌شود.
اما واقعیت این است که ارزش یک کالا عینی نیست، نه در کار نهفته، نه در هزینه تولید. ارزش ذهنی است؛ یعنی به مطلوبیت حاشیه‌ای که هر فرد برای خودش قائل است بستگی دارد. یک بطری آب در بیابان برای کسی که تشنه است، ارزشی بسیار بیشتر از یک الماس دارد؛ در شهر، برعکس. قیمت‌ها در بازار آزاد دقیقاً از همین ارزیابی‌های ذهنی فردی شکل می‌گیرند: وقتی خریداران حاضرند بیشتر بپردازند، قیمت بالا می‌رود؛ وقتی فروشندگان حاضر به فروش با قیمت پایین‌ترند، پایین می‌آید. این سازوکار قیمت، مثل یک زبان جهانی عمل می‌کند ، بدون اینکه کسی نیاز به محاسبه مرکزی «ارزش واقعی» داشته باشد، منابع به جایی می‌روند که بیشترین نیاز ذهنی به آن‌ها وجود دارد.
وقتی ارزش را ذهنی بپذیریم، دیگر پایه‌ای برای ادعای استثمار ساختاری باقی نمی‌ماند ، چون هیچ «ارزش عینی»ای وجود ندارد که کارگر خلق کند و دیگری بدزدد. هر معامله داوطلبانه، برای هر دو طرف سودمند است (وگرنه انجام نمی‌شود). سود سرمایه‌دار هم نه از دزدی، بلکه از ترجیح زمانی (صبر برای کالای آینده)، ریسک، و پیش‌بینی درست نیازها می‌آید.
در نتیجه، پذیرش ارزش ذهنی به انسان‌ها آزادی عمل واقعی می‌دهد: هر کس می‌تواند بر اساس ارزیابی شخصی خودش انتخاب کند، تولید کند، بخرد یا نفروشد. این آزادی فردی، راه را برای بازار آزاد باز می‌کند ، بازاری که در آن هماهنگی خودبه‌خود از طریق قیمت‌ها شکل می‌گیرد، بدون نیاز به دیکتاتوری برنامه‌ریزی یا توجیه استثمار. در چنین نظامی، ثروت نه از غارت، بلکه از خدمت به نیازهای واقعی دیگران به دست می‌آید.

https://www.instagram.com/p/DU2qAWfDaSJ/

مطالب بیشتری که ممکن است مورد علاقه شما باشند

آشنایی با مفاهیم بورس و بازار سرمایه

cafeliberal

جامعۀ‌ بدون سؤال

cafeliberal

تأملی در نظریه‌ی سرمایه مکتب اتریشی اقتصاد،راجر دبلیو گریسون

cafeliberal

بزرگان سنّت اسکولاستیک عصر طلایی اسپانیا به عنوان پیشتازان مکتب اتریش

cafeliberal

انسانِ آزاداز نگاه اسپینوزا

cafeliberal

اخلاق بازار — نویسندگان: جینی چوی و ویرجیل استور

cafeliberal

این وب سایت از کوکی ها برای بهبود تجربه شما استفاده می کند. ما فرض خواهیم کرد که شما با این مسئله موافق هستید ، اما در صورت تمایل می توانید انصراف دهید. تائید بیشتر بخوانید