الکسی دو توکویل مدافع لیبرال دموکراسی

📍توکویل جامعه شناس و اندیشمندِ سیاسی فرانسوی قرن 19از خانواده اشراف فرانسه بود،اما با اینهمه با وجدانی والا دلبسته اشرافیگری نبود و دموکراسی را در سیاست برگزید.

وی برآن بود که اندیشۀ اساسی دموکراسی،یعنی آزادی چنان مشروعیتی پیدا کرده که مقابل آن نمی توان مقاومتی کرد.

وی خود با حمایت از سلطنت لیبرالی لویی فیلیپ از سابقۀ اشرافی خود فاصله گرفت و به دفاع از لیبرال دموکراسی پرداخت.او 12 سال عضو مجلس نمایندگان دموکراسی بود و به دلیل مخالفت با کودتای لوئیی ناپلئون مجبور به کناره گیری از مشاغل سیاسی شد.

📍مهمترین اثر او دربارۀ دموکراسی کتاب دو جلدی «دموکراسی در آمریکا»است که استدلال اصلی آن این است که جهان مدرن،جهانی دموکراتیک است و دیگر امکان تاسیس اقتدار مشروع بر مبنایی غیر دموکراسی از میان رفته است.به عبارتی خواست برابری مهمترین،ویژگی جهان مدرن و سیاست جدید است هرچند ممکن است نظام های مبتنی بر برابریِ انسانها به بهروزی یا تباهی زندگی سیاسی منجر شود.

در این رهگذر او به نقد و آسیب شناسی معضلات دموکراسی روسویی و استبداد اکثریت پرداخته تا از دموکراسی توده ساز ضد آزادی به دموکراسی لیبرال برسد.همین موضع آسیب شناسانه است که ذهن های نابالغ را به این تصور خام می افکند که توکویل ضد دموکراسی بوده است.این اذهان از ماهیت خودانتقادیِ رویکرد توکویل چیزی نفهمیده اند.

🔘خواست برابری از دیدِ توکویل از یک سو ممکن است هرگونه امتیاز و برتری فردی را از میان ببرد و در اکثریت حاکم تمایلی به ایجاد استبداد تولید کند.چنین برداشتی از برابری،ضد فردیت است که خود از مفاهیم بنیادین دموکراسی شمار می رود.

#نقد_جباریت_اکثریت
🔎استبداد اکثریت به نظر توکویل موجب تضعیف و تخریب نهادها و انجمنهای جامعۀ مدنی به عنوان تکیه گاه اصلی مقاومت در مقابل اقتدار دولت می گردد و این نیز خود مغایر با روح دموکراسی است.

دموکراسی نیازمند پیوندهای مدنی و انجمن های اجتماعی واسط میان فرد و حکومت است.
در غیاب جامعۀ مدنی و انجمن های اجتماعی،وضعی مستقر می گردد که توکویل آن را «تفرد» می نامد و منظورش نه فردیت،بلکه انزوا و ذره گون شدن(اتمیزه)فرد در جامعه ای است که بعدها جامعۀ توده ای خوانده شد.

او در مقام یک لیبرال دموکرات در آسیب شناسی و نقد خود بسیار دقیق و محق بود و تفرد را منجر به تضعیف فردیت می دید که در آن افراد به سهولت دستخوش سلطۀ افکار عمومی و حتی گرفتار حکومت جبارانی شوند که صرفا وعدۀ برابری اجتماعی و اقتصادی به آنها میدهند.
از سوی دیگر برابری خواهی در جامعۀ مدرن پیامد مثبتی هم دارد و به خواست برابری سیاسی و اخلاقی می انجامد.

آزادی و برابری دموکراتیک تنها در مشارکت شهروندان در حکومت بر خود ظاهر می شود.از این رو توکویل تحت تاثیر روسو قرار دارد اما جباریت اکثریت آن را خنثی میکند.

او با تردید به امریکا می نگرد اما معتقد است استعداد مردم امریکا در برپایی نهاد و انجمن های جامعۀ مدنی در همۀ حوزه ها،تمایل به استبداد را می کاهد و مانع پیشرفت حالت تفرد میشود.همین تردید مقام شامخی به او می بخشد او صرفا مجیزگوی دموکراسی نیست بلکه با نقد و آسیب شناسی،دموکراسی را چندگام به جلو برد.او نقادی روشن بین بود:

نهادهای جامعۀ مدنی آمریکا همچون مدارسی هستند که مردم در آن درس دموکراسی فرا می گیرند.در نظام آمریکا میان اندیشۀ برابری دموکراتیک و نهادهای جامعۀ مدنی بدین سان پیوندی برقرار می شود.

📚درسهای دموکراسی برای همه

@cafe_andishe95

مطالب بیشتری که ممکن است مورد علاقه شما باشند

نسبت لیبرالیسم و اقتصاد آزاد

cafeliberal

حقوق شهروندی؛ مسؤوليت مشترك دولت–ملت

root_d7p3qva9

بنیان‌های نظری ناسیونال لیبرالیسم

cafeliberal

فلسفۀ کانت؛ آسمان پرستاره و قانون اخلاقی درون

root_d7p3qva9

آزادی و مسئولیت

root_d7p3qva9

لیبرال دموکراسی چیست؟ادعای عدم تجانس این دو درست است؟

cafeliberal

این وب سایت از کوکی ها برای بهبود تجربه شما استفاده می کند. ما فرض خواهیم کرد که شما با این مسئله موافق هستید ، اما در صورت تمایل می توانید انصراف دهید. تائید بیشتر بخوانید