امانوئل کانت از طلایه داران سکولاریسم، جک اسنایدر

🔅کانت از طلایه داران سکولاریسم گرچه شهرت کانت در روابط بین الملل به دلیل سهم عمده ایست که در نظریه‌های جهان وطنی و صلح دموکراتیک دارد، وی همچنین پیشگام اصلی اشکال مدرن سکولاریسم نیز می باشد. شاید میراث “مذهب عقل گرای” کانت روزی نسبت به آثار دیگرش در تاریخ علم با اهمیت تر تلقی شود. فلسفه جهانی اخلاق کانت درصدد بود تا تاثیرات منفی فرقه گرایی مذهبی را در اروپا نشان دهد. در این راستا، الگویی کلی را برای مسیحیت پروتستان ترسیم کرد تا جایگزین ایمان فرقه ای شود. این الگو به عنوان منادی و منبع مهمی برای ظهورهای بعدی سکولاریسم عمل کرد. برای فهم آن لازم است به بافت مذهبی و فلسفی که در بستر آن سکولاریسم های مدرن امریکایی و اروپایی ظهور کردند، نگاهی مختصر بیندازیم. همچنین باید این نکته را درک کرد که چگونه میراث های تاریخی، مذهبی و فلسفی همواره در سیاست مدرن سکولاریسم تقویت می شوند.

کانت برای غلبه بر فرقه گرایی پیشنهاد کرد که فلسفه جهانی اخلاق یا مذهب عقل گرا به موقعیتی که قبلا برای الهیات مسیحی در نظر گرفته شده بود، ارتقاء یابد. مذهب عقل گرا، شکلی از مسیحیت است که عقیده و باور فرقه ای را جایگزین و کنار می گذارد. کلید فهم مذهب عقل گرای کانت این است که این مذهب در متافیزیک عالم ماورایی ریشه دارد که همه کارگزاران اخلاقیات، آن را مفروض تلقی کرده اند. همان طور که کانلیاستدلال می کند کانت به جای این که اخلاقیات را در اعتقادات و باورهای مسیحی جستجو کند، اساس مذهب عقل گرا را بر اصول اخلاقیات قرار داد. کانت به این طریق، الگوی دستوری اخلاق مسیحی آگوستین را حفظ می کند در حالی که موضوع فرمان و دستور از طرف خدای مسیحیت را نیز به موضوع اخلاق فردی تغییر می دهد. کانت با تغییر موضوع دستور به موضوع اخلاق فردی همچنین اطمینان میدهد که امروزه، فلسفه اخلاقی آمرانه و مذهب عقل گرا به همان اندازه اخلاقیات که منبع آنها بوده است، بدست آمده اند” و این به معنی شناخت بدیهی فردی است. گرچه مذهب عقل گرای کانت با این روش درصدد است تا الهیات کشیشی مسیحیت را جایگزین کند، حداقل چهار رویه آن را حفظ می کند:

نخست؛ مفاهیم استثنایی خرد و اخلاق دستوری را مسلم فرض می کند. دوم؛ فلسفه کانت را به عنوان عالی ترین مرجع بالقوه در تعیین سوالات در این دو حوزه و هدایت مردم به سوی روشنگری نهایی در نظر می گیرد. سوم؛ بزرگترین خطر برای اخلاقیات عمومی را فرقه گرایی در مسیحیت تعریف می کند. چهارم؛ در روند کنار گذاشتن الهیات کشیشی مسیحیت و تلقی فلسفه به عنوان حکم در نمونه آخر، از دیدگاه های متعدد غیرخداگرایانه و غیرکانتی در زندگی عمومی مشروعیت زدایی می کند.

کانت پیش از آنکه خودش فردی سکولار باشد، پیشگام سکولاریسم بود. با وجود این، اشکال سکولاریسم که از درون افکار کانت ظهور یافت شامل مجموعه تلاش هایی برای تضمین این چهار تاثیر بدون توسل به متافیزیک فرامادی کانتی می باشد. سکولاریسم در اشکال مسلط غربی، همه این اشکال چهارگانه کانت را بدون هرگونه گرایش متافیزیکی شامل می شود.

مطالب بیشتری که ممکن است مورد علاقه شما باشند

چرا روشن‌فکران با سرمایه‌داری مخالفند؟ رابرت نوزیک

cafeliberal

نظرهائی در مورد آینده پساکرونائی جهان و ایران، اسماعیل نوری علا

cafeliberal

حقوق شهروندی؛ مسؤوليت مشترك دولت–ملت

root_d7p3qva9

۵ نشانه که انسان هنوز در حال فرگشت (تکامل) است

cafeliberal

توتالیتاریسم یا تَمامیت‌خواهی به زَبانی ساده!

root_d7p3qva9

آزادی بیان؟ در کجا؟

cafeliberal

این وب سایت از کوکی ها برای بهبود تجربه شما استفاده می کند. ما فرض خواهیم کرد که شما با این مسئله موافق هستید ، اما در صورت تمایل می توانید انصراف دهید. تائید بیشتر بخوانید

ajax-loader