34.8 C
تهران
جمعه 28 خرداد 1400 14:02:20
کافه لیبرال

در باب دائم الطبکاری ما ایرانیان

ابراهیم خان حاتمی کیا در جشنواره فجر باز کافه را به هم زد و به ویژه مجری مراسم را حسابی نواخت، حرفش کم و بیش این بود چرا به اندازه کافی دوستم ندارند و به من نسبت ها نامربوط می دهند؛ تندی مرد هنرمند البته مسبوق به سابقه بود، این بار طوری خشمناک داد و بیداد می کرد که به قول یکی از اهالی دل گویا در تمام این سال ها حقوق می گرفته و فیلم می ساخته است که زجر ببیند! قسمت جالب جامعه شناسی ماجرا این بود که حضار در سالن هم زمانی که کارگردان مشهور فریاد می کشید و زمین و زمان را متهم می کرد و هم زمانی که مجری به اصطلاح نقدهای وی را پاسخ می داد شدیدا تشویق می کردند؛ به طور کلی مهم نیست چه کسی چه چیزی می گوید، صرف روی سن بودن کافی است تا عده ای تشویق کنند.

پیشترها امثال ده نمکی و سلحشور هم رفتارهایی مشابه داشتند و کسانی دیگر که به اندازه کافی دغدغه نداشتند را لعن و نفرین کرده اند و از باندبازی و اعمال نفوذها شکایت کرده اند. بر اهل فن پوشیده نیست که این گروه افراد اگر حمایت آشکار و پنهان هم نشوند بعید است مقامات رسمی زیاد جلوی پای آنها سنگ بیندازند، در همین فقره اخیر شاکی در حین گرفتن جایزه بود که گله و شکایت می کرد! اگر این حرف ها اهمیتی ندارد و شما جایزه ات را از مردم گرفته ای که دیگر این همه ناله لازم نیست. در واقع هرچند خوبیت ندارد ژست اپوزیسیون بگیریم و ملت را زیادی توریست و بی خبر از همه جا فرض کنیم، ظاهرا دائم الطلبکار بودن در حوالی ما جواب می دهد.

البته قضیه منحصر به عرصه هنر نیست، نگارنده در دو مورد اقتصادی غائله جزایری و زنجانی هم به یاد می آورد که آنها هم خودشان را خادم مردم و بسیجی اقتصادی و مانند آن معرفی می کردند و فریاد از اینکه چرا ما را دستگیر کرده اید. حتی در علم هم اوضاع متفاوت نیست، مثلا در اقتصاد دوستان هوادار “بومی گرایی” با آن همه حمایت آشکار و پنهان همیشه می نالند که استادهای غربزده مکتب نیاوران نمی گذارند ما حرفمان را بزنیم، هر چه هم از این طرف گفته می شود که اگر حرف جدی دارید، کسی جلوی شما را نگرفته است، فایده ای ندارد.

اما اجازه دهید بگویم این دائم الطلبکاری را شاید باید یکی از مولفه های فرهنگی ما دانست، به قول محمد قائد در مملکت آریایی اسلامی اگر دو قاشق عسل هم دهان کسی بگذاری، به جای شاد شدن احتمالا پیش خودش می گوید ببین خودش چند پیاله خورده است که اینقدر به من رسیده است و باز ناراضی می ماند! حوالی ما زیاد گفته می شود که دنیا قدر ما را نشناخته است و هوای ما را ندارند، ناظرغربی بی طرف یحتمل گیج می ماند که دقیقا برای کدام دستاورد باید هوای ما را داشته باشد؛ می گوید خوب ها و کاربلدهایتان که کرور کرور دنبال فرار از کشور اند و عجالتا جز نفت و گاز چیزی برای عرضه به دنیا ندارید، شاید همه موضوع به خاطر توطئه و تبلیغات دشمنان نیست، خودتان هم به واقع کاری جدی نکرده اید.

پیشنهاد نگارنده برای بهبود مملکت این است که به جای نالیدن از اینکه چرا دیگران به حد کافی دوستمان ندارند، اگر توان و عرضه ای هست نشان دهیم که ما هم می توانیم دنیا را جایی بهتر کنیم؛ واقعیت اینست که در دنیا به رخ کشیدن فاصله ها و اینکه کشورهای قدرتمند دستشان بازتر از بقیه است و کار را به نفع خودشان پیش می برند، تکراری و ملال آور شده است، برای خیلی ها اهمیت ندارد چند نفر در خیابان در حمایت از این یا آن گروه سیاسی شعارهای پرشور می دهند، بلکه خروجی اقتصاد و دانشگاه و نوآوری های علمی و فرهنگی کشورهاست که به بحث گذاشته می شود، فرصت زیادی نداریم، باید کمربندها را محکم بست، والله اعلم.

کانال راهبرد
@RahbordChannel

مطالب بیشتری که ممکن است مورد علاقه شما باشند

اسب تروای ویرانگر؟

cafeliberal

فوبیای بوروکراسی

cafeliberal

درک سوسیالیست‌های مذهبی از اقتصاد چه بود؟

cafeliberal

فساد مسئله افراد نیست، مسئله ساختارهاست!

root_d7p3qva9

سلطان واکسن

cafeliberal

سلاح هسته ای برای ایران امنیت نمی خرد!

cafeliberal

این وب سایت از کوکی ها برای بهبود تجربه شما استفاده می کند. ما فرض خواهیم کرد که شما با این مسئله موافق هستید ، اما در صورت تمایل می توانید انصراف دهید. تائید بیشتر بخوانید

ajax-loader