22.8 C
تهران
چهارشنبه 15 تیر 1401 10:47
کافه لیبرال

عقلانیت و سیاست در اندیشه ماکس وبر

ماکس وبر جامعه شناس لیبرال آلمانی

به موازات تکوین جهان مدرن، پاره ‏اى از متفکران به تبیین مختصات آن همت گماردند و تمایزات، ویژگى‏ها و زمینه ‏هاى ظهورش را در معرض پژوهش و ارزیابى قرار دادند. در این میان، ماکس وبر از چشم‏انداز جامعه ‏شناسى به بازاندیشى درباره جهان مدرن پرداخته است.

به نظر ماکس وبر، «عقلانیت یا عقلانى شدن» عبارت است از: پیچیدگى در نظام ادارى، اجتماعى و اقتصادى؛ پیدایش تقسیم کار و وظایف گسترده، پیش‏بینى‏پذیر شدن امور زندگى اجتماعى و اقتصادى، به ویژه بهره‏گیرى انسان از ابزارها و گسترش عقلانیت ابزارى در حیطه ‏هاى دولتى؛ بوروکراسى؛ اقتصاد سرمایه دارى و… .

اما عقلانى شدن لزوما به معناى لقاى روحانى انسان نیست، حتى به معناى افزایش آگاهى انسان هم نیست؛ زیرا انسان تنها در جامعه مدرن از وسایلى استفاده مى‏کند که نسبت به جزئیات آنها آگاهى ندارد. تفاوت انسان مدرن با انسان سنتى در آن است که انسان مدرن به لحاظ گسترش تخصص‏ها، نقش‏هاى مختلفى را در جامعه بازى می‏کند. انسان مدرن میان «واقعیت» و «امکان» فاصله می ‏بیند.

◾️از دیدگاه وبر، چهار عامل موجب مى‏شود که بخش عمده‏اى از زندگى انسان غیرعقلانى باشد:

الف) زندگى عاطفى انسان؛ ب) تصادف و بخت؛ ج) تضاد میان ارزش‏ها؛ د) فرق بین نیت و نتیجه. این عوامل نه تنها در زندگى اجتماعى مؤثرند، بلکه در زندگى سیاسى نیز اثر مى‏گذارند. انسان با وجود آنکه موجودى عقلانى است، موجودى احساسى، عاطفى و غیرعقلانى نیز هست.

ماکس وبر از سه نوع سلطه سخن مى‏گوید:

سلطه بوروکراتیک؛ سلطه سلطنتى و سلطه کاریزمایى.

به نظر وبر، سیاست عبارت است از «حکم و اطاعت، و نحوه ارتباط بین حکم و اطاعت است که نوع سیاست را تعیین می ‏کند».

تعیین اینکه آیا رابطه میان حکام و شهروندان رابطه ‏اى از نوع عاطفى، سنتى یا بوروکراتیک است، به نوع سیاست ارتباط دارد:

الف) سیاست بوروکراتیک مبتنى بر مجموعه‏اى از قوانین مکتوب است که از اراده حاکمان سیاسى، مستقل است؛ به گونه‏اى که با تغییر پرسنل سیاسى، تغییرى در قوانین و ساخت قانونى جامعه پدید نمی ‏آید. این نوع سیاست، غیرشخصى‏ترین نوع سیاست و حکومت است.

ب) سیاست سنتى، سیاستى است مبتنى بر رفتار سنتى، که در آن، حاکم به حکم سنت‏هاى قدیم حکومت می‏کند و اتباع به موجب قداست این سنت‏ها و احترامى که براى این سنت‏ها قائل‏اند، فرمانبردارى می‏کنند. به نظر وبر، اساس این نوع حکومت، خانواده پدر سالار است.

ج) سیاست کاریزمایى. کاریزما یک نیرو و جنبش ذهنى است و در صورتى که چنین جنبشى پیروز شود و قدرت سیاسى را در دست گیرد، «سیاست کاریزمایى» پیدا می ‏شود و زندگى سیاسى را ایدئولوژیک می ‏کند، تعابیر جدیدى از واقعیت عرضه می ‏شود و سنت‏ها نه تنها احیا، بلکه به صورتى گسترش می ‏یابند و با واقعیت‏هاى جدید سازگار می ‏شوند. وظیفه رهبر کاریزمایى این است که جنبش را به هر ترتیبى پا بر جا نگاه دارد. از این‏رو، بسیج احساسات و عواطف پیرامون مسائل جدید بسیار مهم است.

یکى از سیاست‏هاى دولت‏هاى کاریزمایى، تحریک مستمر مردم است: چه از طریق آشکار کردن خطرات و چه از راه ایجاد خطرهاى واهى. جنبش‏هاى کاریزمایى، پس از مرگ رهبر، نهادینه می ‏گردند و به صورت مؤسسات در می ‏آیند.

بازتاب اندیشه

 

مطالب بیشتری که ممکن است مورد علاقه شما باشند

فردریش اگوست فون هایک

root_d7p3qva9

تجربه‌هایی از انتخابات ریاست جمهوری سیزدهم که فراموش نخواهد شد

cafeliberal

فریدون آدمیت؛ تاریخ‌نگار و پژوهشگری که جهانی می‌اندیشید و ایرانی می‌نوشت

cafeliberal

ممکن نبودن برابری، مورای روتبارد

cafeliberal

جاده های هوشمند آینده؛ از خورشیدی تا خودترمیم!

cafeliberal

جنایات و مال‌اندوزی کشیشان، راهگشای عصر روشنگری

cafeliberal

این وب سایت از کوکی ها برای بهبود تجربه شما استفاده می کند. ما فرض خواهیم کرد که شما با این مسئله موافق هستید ، اما در صورت تمایل می توانید انصراف دهید. تائید بیشتر بخوانید

ajax-loader