20.7 C
تهران
دوشنبه 11 مهر 1401 01:29
کافه لیبرال

معرفی کتاب «نظریه‌ی سیستم های اجتماعی، نیکلاس لومان»

به نظر لومان، از آنجایی که سیستم‌های اجتماعی با مقوله‌ی معنا تعریف می‌شوند، پیچیدگی محیط پیرامون خود را از طریق توسل به مقوله‌ی معنا کاهش می‌دهند؛ بنابراین، حدود یک سیستم اجتماعی میان حوزه‌ی معنا و بی‌معنایی، مشخص‌کننده‌ی حدود و مرزهای آن است. این سیستم‌های اجتماعی سیستم‌هایی از گونه‌ی ارتباط هستند و جامعه در واقع کامل‌ترین سیستم اجتماعی است.

نیکلاس لومان و مقابله با مکتب فرانکفورت

«نیکلاس لومان» جامعه‌شناس مطرح آلمانی در ۱۹۲۷ در لونه­برگ متولد شد و در سال ۱۹۹۸ در اثر بیماری سرطان درگذشت. او همانند بسیاری از جامعه‌شناسان اروپایی دیگر به تحصیل در رشته‌ی حقوق پرداخت. لومان تحصیلات خود را در ابتدا در فرایبورگ و سپس در هاروارد دنبال کرد. در هاروارد بود که با پارسونز آشنا شد و به بررسی آرا و نظریات او پرداخت. در اثر این آشنایی و مواجهه با افکار پارسونز، او به مقابله با مکتب فرانکفورت برخاست و کوشید تا بدیلی برای این نظریه ارائه دهد.

لومان در آثار خود در دهه‌ی ۱۹۶۰ آشکارا استدلال کرده که نظریه‌ی سیستم‌های خود را به‌عنوان جانشینی برای دعاوی منسوخ و بی‌بنیاد مکتب فرانکفورت عرضه کرده است؛ این تقابل برای او هزینه‌های زیادی به بار آورد و توپخانه‌ی سنگین مکتب فرانکفورت او را به‌ویژه به محافظه‌کاری متهم کرد. اگرچه لومان هیچ‌گاه خود از این امر احساس انزجار نکرد، اما کاملاً آشکار است که با توجه به بار سنگین این عنوان در گفتمان چپ، هزینه‌های زیادی برای لومان به بار آورده است. باید توجه داشت این موضوع شاید در کشورهایی نظیر آلمان که از سطح تکامل فکری بالایی برخوردار است مشکل چندانی ایجاد نکند، اما در کشورهایی نظیر ما که ساختارهای فکری‌اش به شدت معیوب است و سیستم فکری منسجمی در آن وجود ندارد و افکار به‌صورت پاستوریزه و پالایش شده وارد می‌شود، می‌تواند خطرات زیادی به بار آورد؛ کمترین خطر این است که چنین آثاری خوانده نمی‌شود و بخشی از آثار فکری اندیشمندان مغفول می‌ماند.

یکی دیگر از اتهام‌های مهمی که به لومان وارد شد، عضویت او در حزب نازی بوده است. این موضوع سال‌ها همانند شمشیر داموکلس بر فراز سر لومان می‌چرخید و تا سال ۲۰۰۷ ادامه یافت و حتی تشخیص داده شد که او عضو حزب نازی بوده است، بااین‌حال، در این سال روزنامه اشپیگل خبر داد هیچ تقاضای عضویت امضاشده­ای در این باره وجود ندارد و ممکن است لومان نیز همانند هم‌نسل‌های ۱۷-۱۶ خود که عضو حزب بودند، از این موضوع اطلاع نداشتند.

نظریه‌ی سیستم

در حال حاضر نظریه‌ی سیستم‌های لومان یکی از مطرح‌ترین و موفق‌ترین نظریه‌های موجود در سطح جهان است، این نظریه نه تنها در جامعه‌شناسی بلکه در حوزه‌های دیگر نیز نظیر علوم سیاسی، روابط بین‌الملل، مدیریت، روان‌شناسی، ادبیات، هنر و… مورد توجه است؛ همچنین، این نظریه در سطح بین‌المللی به مباحث فلسفی-اجتماعی زیادی دامن زده و در نتیجه، مناقشات بسیاری را به همراه آورده است. این امر موجب شده تا در کشورهای مختلف نظیر ژاپن، آلمان، ایالات متحده و … گرایشی به نام لومان به وجود آید.

شاید اهمیت بنیادی لومان در این باشد که برخلاف جریان غالب فکری در عصر حاضر که معطوف به پست‌مدرنیسم و پساساختارگرایی است و بساط «نظریه‌های کلان» را برچیده‌اند، کوشید تا مجدداً چنین نظریاتی را احیا کند؛ او این کار را از طریق نظریه‌ی سیستمی انجام داد.

درحالی‌که این نظریه پس از دهه‌ی ۱۹۶۰ تقریباً در تمام محافل آکادمیک کاملاً مورد نقد قرار گرفته بود، لومان با تزریق رویکرد فلسفی آلمان در کالبد رنجور این نظریه‌ی آمریکایی، آن را حیاتی تازه بخشید؛ تأثیر این احیا به حدی بوده که امروزه در هر توضیحی از جامعه‌شناسی لومان بخشی از آن را در بر می‌گیرد.

مفهوم ساختار و رابطه‌ی آن با محیط در نظریه‌ی سیستم

لومان نظریه‌ی سیستمی خود را به طور مفصل و پیچیده‌ای در مهم‌ترین کتابش -سیستم‌های اجتماعی (۱۹۹۵) – تشریح کرده است. این نظریه را باید حاصل ۳۰ سال تلاش نظری و تجربی وی دانست. درحالی‌که این نظریه متأثر و ملهم از دیدگاه پارسونز است، در سیر تکامل خود بسیار فراتر از آن می‌رود؛ در واقع، نظریه‌ی سیستمی او را باید به‌عنوان یک نظریه‌ی ساختاری مبتنی بر کارکرد در پاسخ به نظریه‌ی کارکردی مبتنی بر ساختار پارسونز دانست؛ به‌بیان‌دیگر، لومان مفهوم ساختار و رابطه‌ی آن با محیط را موضوع تحلیل کارکردی قرار داده است؛ در این برداشت، رابطه‌ی سیستم و محیط آن برحسب تفاوت در میزان پیچیدگی ادراک می‌شود، به‌طوری‌که پیچیدگی محیط همواره کمتر از پیچیدگی سیستم است و همین میزان پیچیدگی، شاخص مرزهای حدفاصل آن دو است. سیستم‌ها همواره در صدند که بر پیچیدگی‌های محیط خود فائق آیند و بدین‌ترتیب، مرزهای خود را گسترش دهند. بنابراین، کار ویژه‌ی سیستم‌ها در همه‌ی موارد کاستن پیچیدگی است؛ سیستم همواره باید پیچیدگی خود را با پیچیدگی محیط هماهنگ و متوازن سازد.

تفاوت میان سیستم‌های اجتماعی و انواع دیگر سیستم‌ها در شیوه‌ی کاهش پیچیدگی در هریک نهفته است. به نظر لومان، از آنجایی که سیستم‌های اجتماعی با مقوله‌ی معنا تعریف می‌شوند، این سیستم‌ها پیچیدگی محیط پیرامون خود را از طریق توسل به مقوله‌ی معنا کاهش می‌دهند. بنابراین، حدود یک سیستم اجتماعی به‌صورت مادی و فیزیکی معین نمی‌شود، بلکه میان حوزه‌ی معنا و بی‌معنایی، مشخص‌کننده‌ی حدود آن است. این سیستم‌های اجتماعی سیستم‌هایی از ارتباط هستند و جامعه کامل‌ترین سیستم اجتماعی است. ارتباط عام‌تر از کنش است و قابل تقلیل به آن نمی‌باشد؛ کنش یکی از صور ارتباط است.

به نظر لومان، سیستم علاوه بر اینکه در ارتباط فعال با محیط قرار دارد و از آن تأثیر پذیرفته و بر آن تأثیر می‌گذارد، متشکل از سیستم‌های فرعی نیز هست. هرگونه تغییر در شکل یا محتوای یک سیستم فرعی بر روی ساختار و ترکیب درونی سیستم‌های فرعی دیگر و کل سیستم تأثیر می‌گذارد.

سیستم‌های خودارجاع و خودساز

مفهوم معنا نیز در نظر لومان یک سیستم پیچیده و مستقل است. معنا خودارجاع و وابسته است؛ یعنی معنا توسط خودش تعریف می‌شود و عوامل درون‌سیستمی در زایش آن بیشتر از عوامل بیرونی تأثیر دارند. چنین خودارجاعی‌ای ممکن است به حدی برسد که سیستم با محیط خارج قطع رابطه کند.

وجه مشخصه‌ی سیستم‌های خودارجاع و خودساز آن است که این سیستم‌ها عناصر تشکیل‌دهنده‌ی خود را تولید و بازتولید می‌کنند و همواره با مشخص ساختن تفاوتشان از محیط به خود شکل می‌دهند. معنا به هیچ‌چیز خارجی اشاره نمی‌کند و بنابراین بازنما نیست، بلکه دال و مدلول در درون سیستم معنا هستند. ازاین‌رو، رابطه‌ی نشانه‌ها در زبان نیز رابطه‌ای مبتنی بر دور است. زبان، سیستمی دارد که حد و مرزش را از درون یا بیرون تشخیص می‌دهد و خود را مدیریت می‌کند؛ بر این اساس، معنا بر اساس جهان خارج نیز اعتبار نمی‌یابد، بلکه به‌وسیله‌ی خود سیستم است که محک می‌خورد، اینکه آیا کارکردی است یا خیر؟

نظام معنایی پیچیدگی جهان خارج را کاهش می‌دهد و در هنگام این کار به پیچیدگی خود می‌افزاید. البته سیستم هیچ‌گاه به سازگاری مطلق با محیط نمی‌رسد و در انتخاب‌های خود ممکن است اشتباه کند و این خود دلیلی است بر پویایی سیستم. سیستم مشکلاتی را که از محیط منبعث می‌شوند حل نمی‌کند، بلکه با انتخاب‌های دیگر آن را دور می‌زند.

چگونگی حاصل شدن اجماع و وفاق در این فرایند

بااین‌حال سؤال این است، اجماع و وفاق چگونه شکل می‌گیرد؟ به نظر لومان، توافق و اجماع محض نداریم بلکه هرچه هست توافق‌های موقتی و نیم‌بند است؛ بنابراین، مبنای بسیاری از کنش‌های متقابل نفهمیدن یکدیگر است؛ از این منظر هر سیستمی منحصربه‌فرد است. به نظر لومان، جهان اجتماعی مدرن جهانی تفکیک‌یافته و بدون مرکز است. وی مانند پساساختارگراها و پسامدرنیست‌ها معتقد است که در این جهان دیگر نه اقتصاد، نه فرهنگ و نه جریان سیاسی (نخبگانی که زندگی سیاسی را هماهنگ می‌کنند) تعیین‌کننده نیستند.

در این دیدگاه، جامعه یک کلیت نیست بلکه تکثری از خرده‌نظام‌های متفاوت است که فقط از طریق تفاوت کار می‌کنند، نظام‌های به شدت ضابطه‌مندی که بر اساس کد و ضابطه‌ی خود عمل می‌کنند (اقتصاد بر اساس پول، سیاست بر اساس قدرت و…)؛ این نظام‌ها به طور هم‌زمان هم به یکدیگر وابسته و هم خودآیین هستند. سیستم علمی هرگز نمی‌تواند بدون سیستم سیاسی کار کند و سیستم سیاسی نیز درعین‌حال وابسته به دانشی است که تحقیقات و علوم فراهم می‌کنند.

_________________________

▫️چند بند از فصلی از کتاب «نظریه‌ی سیستمی نیکلاس لومان» که نوروز امسال به چاپ رسید:

✅ «…شنونده همیشه به راهکارهایی نیاز دارد تا صحت گزاره‌های بیان شده توسط گوینده را تضمین کند، و همیشه این شیوه‌ها به شک‌هایی بیشتری دامن می‌زنند. دلیل پیچیده شدن سریع نظامهای زبانی و مبنای تکاملی شاخه‌زایی پی در پی و شتابنده نظامهای اخلاقی همین است. چرا که نظامهای زبانی ناگزیرند پیامهای ارسالی را به کمک نشانگانی دقیقتر و دقیقتر رمزگذاری کنند. از سوی دیگر نظامهایی اخلاقی با قواعد بیشتر و پیش‌داشتهایی پیچیده‌تر مورد نیاز است تا شک و تردید را از این پیامها بزداید و نوعی از راستگویی را به پیامها منسوب بداند.
از اینجا می‌توان به ناسازه‌ی اپیمِنیدِس نگاهی تازه انداخت. بر مبنای این ناسازه مخاطبان این پیش‌فرض را دارند که گوینده در قالبی خودارجاع به مخابره‌ي پیام مشغول است. این بدان معناست که تمایز میان بیان و اطلاعات -در گوینده- به ابهام در بیان منتهی می‌شود. ناسازه‌هایی از این دست به مواردی مربوط می‌شوند که پیام خود را نقض می‌کند، یا طوری به خود ارجاع می‌دهد که در محتوای آن شک و تردید ایجاد می‌کند، مثل این جمله که «آنچه الان می‌خوانید غلط است!».
بر این مبنا لومان معتقد است که «ارتباط» در معنای کاملِ کلمه ممکن نیست. چون همواره آغشته به ناسازه‌هایی از این دست است و انتقال معنا همواره هنگام صورت‌بندی شدن در قالب بیان، شک و تردیدی تولید می¬کند. یعنی ارتباط کامل امری نظری و آرمانی است که هرگز تحقق نمی‌یابد. چون ارتباطها همواره با شک و خطا و دروغ درآمیخته‌اند. از سوی دیگر باید به این نکته توجه داشت که ارتباط همواره به زبان طبیعی نیاز ندارد، یعنی هر سیستمی که رمزگذاری و ارجاعی نظام یافته را به دست دهد می‌تواند برای ارتباط مورد استفاده قرار گیرد. مثلا شیوه‌ی حرکت دادن عضلات چهره یا زبان بدن یا حتا رمزگذاری‌هایی که در جامه و پوشاک افراد می‌بینیم می‌تواند همچون نظامهایی برای ارتباط در نظر گرفته شود.
اما نکته در اینجاست که در تمام این موارد امکانِ برگزیدن از میان چند گزینه، در یک دوقطبی خلاصه شده است. یعنی مخابره کننده و گیرنده طیفی از پیامها و معناها را در اختیار دارند که می‌توانند از میان‌شان دست به انتخاب بزنند و محتوای ارایه شده در پیام را قبول کرده یا رد کنند. به این ترتیب نمادین بودن (ارجاع دادن دال به مدلول) یا زبانی بودن (صورت‌بندی شدن در قالب نشانگان معنادار) تنها برای تعریف ارتباط کافی نیست. چون ممکن است هر دوی این عناصر وجود داشت باشند، اما فضای حالتِ گزینه‌های سیستم را محدود نکنند، یا رمزگذاری‌شان ننمایند.
ارتباط تنها در زمانی شکل می‌گیرد که چنین محدود شدنی و چنان شفاف شدنی همزمان رخ دهد و در ضمن گزینه‌های پیشاروی گیرنده‌ي پیام را نیز مسدود نکند. یعنی تنها در شرایطی که نظامی از رمزگان و شبکه‌ای از پیامها، گزینه‌های پیشاروی سیستم را تدقیق و حذف کنند ارتباط شکل می‌گیرد؛ آن هم به شرطی که محتوای معنایی پیام بتواند مشکوک پنداشته شود و مخاطب مجالی برای پذیرفتن یا رد کردن‌اش را داشته باشد. در این معنی خودآگاهی کلید تعریف ارتباط در نگاه لومان است، اما او خودآگاهی را به صورت ادراک تمایز میان اطلاعات و بیان تعریف می‌کند و برای آن ماهیتی روانشناختی و مستقل قایل نیست.
باید به این نکته توجه کرد که نشانه‌گذاری و نمادپردازی بسیار پیش از شکل‌گیری نظامهای ارتباطی تکامل یافته‌اند. در بسیاری از جانوران ارتباط میان دال و مدلول و حتا ساختهای نشانگانیِ شبیه زبان را می-بینیم. اما معمولا این نظامها معناهایی نمادین را به نظمی طبیعی منصوب می¬کنند یعنی فضای حالت معنا را بسط می‌دهند، بدون آنکه شک و تردید و محک زدن نظامهای ارتباطی درباره‌شان ممکن باشد. به این ترتیب ممکن است بیان با اطلاعات یکسو و در هم سرشته باشد و شکافی که گفتیم در میان‌شان دیده نشود.
در چنین حالتی مخابره‌ي پیام به معنای انتقال معنایی همواره راست است. اما به خاطر آنکه حق تردید از گیرنده دریغ شده و امکان رد و قبول پیام برایش وجود ندارد، عملا با نظام ارتباطی رو به رو نیستیم. می‌توان به شکلی ناسازگون ادعا کرد که از دید لومان ارتباط با بیانِ امرِ نامقصود پیوند خورده است به همین خاطر کنترل اجتماعی زیادی برای غلبه بر این شک و تردیدها و دروغها و خطاها مورد نیاز است.»

#سیستم‌های‌پیچیده
#لومان

@sherwin_vakili

مطالب بیشتری که ممکن است مورد علاقه شما باشند

معرفی کتاب: «خودآموز فلسفه»، اثر: مل تامپسون

cafeliberal

کتاب خودآموز دیکتاتورها: آیا واقعا دیکتاتورها به کتاب راهنما نیاز دارند؟

cafeliberal

معرفی کتاب پول و قانون جذب، نوشته استر هیکس و جری هیکس

cafeliberal

راز حقیقی سرمایه داری، مـوسی غنـی نــژاد

cafeliberal

نقد کتاب «سوسیالیسم و محیط زیست – از نظر تا عمل»

cafeliberal

کتاب ازدواج کودکان – کنکاشی در ۱۰۰ سفرنامه‌ دوران صفویه و قاجاریه

cafeliberal

این وب سایت از کوکی ها برای بهبود تجربه شما استفاده می کند. ما فرض خواهیم کرد که شما با این مسئله موافق هستید ، اما در صورت تمایل می توانید انصراف دهید. تائید بیشتر بخوانید

ajax-loader