این خلاصه ای است از کتابی خواندنی به نام «قوانین جدید جنگ» اثر شان مک فیت که مرورش برای ما ایرانی ها وسط جنگ بد نیست؛ به نظر او غرب از بعد از جنگ جهانی دوم راهِ پیروز شدن در جنگها را فراموش کرده است. غرب با وجود برتری تکنولوژیک مدام از دشمنان ضعیفتر شکست میخورند چون سرشت جنگ های جدید را نمی فهمد؛ اما قوانین جنگ های جدید چیست؟
قانون ۱: جنگ متعارف مرده است! نبردهای کلاسیک بین ارتشهای دو کشوردر تاریخ یک استثناست. جنگ مدرن در واقع «سیاستِ مسلحانه» یا armed politics است؛ یعنی بهره جستن از خشونت سازمانیافته برای تحمیل أراده خود، بدون توجه به ابزار آن.
قانون ۲: تکنولوژی کافی نیست! جنگ افزارهای گرانقیمت مثل جنگنده F-35 یا ناوهای هواپیمابر، حس امنیت کاذب میدهند و غرب را مقابل تهدیدهای نامتقارن و کمهزینه آسیبپذیر میکنند.
قانون ۳: دوره جنگ یا صلح گذشته است. در عصر «نظمیگریزی پایدار» همزمان جنگ و صلح داریم و مرزی میان ثبات و نبرد نیست و ما همواره در وضعیت «جنگهای غیرجنگی» هستیم.
قانون ۴: بی خیال قلبها و ذهنها شوید! جلب رضایت مردم با کمکهای بشردوستانه و ملتسازی کمکی نمی کند. یانکی ها به جای این کار باید از «لژیون های خارجی» استفاده کند تا بدون تلفات انسانی جدی بتونند قدرت خود را حفظ کنند. لژیون خارجی هم یعنی ارتش امریکا از داوطلبان غیرامریکایی سراسر جهان نیرو بگیرد. این افراد برای پول و ماجراجویی یا حتی به امید دریافت شهروندی آمریکا (پس از پایان خدمت) میجنگند.ولی تمام افسران ردهبالا و ساختار فرماندهی باید آمریکایی و تحت نظارت پنتاگون باشند.
قانون ۵: بهترین سلاحها از قضا اصلا گلوله شلیک نمیکنند! اطلاعات، پناهندگان، ایدئولوژی و اهرمهای اقتصادی در جنگهای مدرن بسیار قدرتمندتر از جنگ افزارهای سنتی هستند.
قانون ۶: به نیروهای مزدور (همان mercenaries) عادت کنید: جنگ هم در حال خصوصی سازی است! «جنگجویان بخش خصوصی» به بازیگران غیردولتی، مایه دارها و شرکتها اجازه میدهد تا قدرت کشورها را به چالش بکشند.
قانون ۷: قدرتهای دیگری هم جز دولت ها حکومت خواهند کرد! قدرت از دولت-ملتهای سنتی به شرکتهای چندملیتی، کارتلهای جنایی و جنبشهای مذهبی هم منتقل شده.
قانون ۸: جنگهای بدون دولت زیاد خواهیم داشت: در جنگ ها به جای ارتشهای رسمی ملی از نیروهای نیابتی، ارتشهای خصوصی و جنگسالاران محلی بیشتر خواهیم شنید.
قانون ۹: جنگهای سایه shadow wars شکل غالب جنگ خواهند شد: «توانایی انکار» اصل ماجراست؛ باید بتوان نقش داشتن در جنگ را پنهان کرد. برنده کسی نیست که بزرگترین بمب را دارد، بلکه کسی است که میتواند در حالی که به دشمن ضربه میزند، لبخند بزند و بگوید: «من نبودم!» و دنیا هم حرف او را باور کند. هدف اصلی نابود کردن فیزیکی دشمن نیست، بلکه از بین بردن توانایی او در تشخیص واقعیت از دروغ است
قانون ۱۰: راه های رسیدن به پیروزی متعدد است: پیروزی دیگر به معنای تصرف خاک یا امضای معاهده صلح نیست. پیروزی با رویکردهای غیرمستقیم و فریب دادن دشمن («هنرمندی جنگاورانه» war artistry ) به دست میآید.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel

