از کاپیتالیسم تا لیبرتارینیسم

کاپیتالیسم نامی بود که مارکس بر روی نظام تازه متولد شده پسافئودالی گذاشت. مارکس معتقد بود که تنها صاحبان سرمایه از این نظام بهره مند میشوند و بقیه مردم که همه به طبقه کارگر مبدل خواهند شد، روز به روز فقیرتر و بی نوا تر می‌شوند. بنابراین احتمالا دلیل مارکس برای این نامگذاری این بود.

مارکس تعاریف بسیار دقیقی از کاپیتالیسم ارایه کرده بود و در هیچ کجا از مداخله دولت در اقتصاد سخن نگفته بود. چرا که باور داشت که سازوکار استثمار را بطن مناسبات تولید کشف کرده است. بنابراین جایی که مارکس از نرخ ارزش اضافی و درجه استثمار، نرخ نزولی سود و سرمایه دار صنعتی و مالی صحبت می‌کرد، دولت در آرای مارکس عمدتا نقش محافظت از مالکیت خصوصی و پاسبانی از نظام کاپیتالیستی را بازی می‌کرد.

مارکس و انگلس تأکید داشتند که بعد از انقلاب سوسیالیستی، دولت طبقه کارگر مالکیت خصوصی را لغو خواهد کرد و خود به خود زوال خواهد یافت.

اما مارکس نقش قدرت سیاسی و دولت را چه در دوره کاپیتالیسم و چه در دوران سوسیالیسم و کمونیسم کم اهمیت پنداشته بود. آن‌چنان‌که به توصیف بسیاری از صاحب نظران و از جمله آنتونی گیدنز، تجربه سوسیالیسم و کاپیتالیسم در قرن بیستم و بیست و یکم نشان داد که استفاده از ابزار سلطه و قدرت سیاسی می‌تواند فراتر از تصور مارکس به استثمار بی‌انجامد.

در کشورهای سوسیالیستی وقتی عده ای سوار بر اسب قدرت سیاسی و دولت شدند، دیگر از اسب پیاده نشدند و درکشورهای به ‎اصطلاح کاپیتالیستی هم دولت ها روز به روز فربه تر و مداخله‌‎گر شدند.

امروز منتقدان واژه کاپیتالیسم، منتقد چیزهایی هستند که واقعا ربطی به کاپیتالیسم یا نظام سرمایه داری یا نظام بازار آزاد ندارد و عمدتا عواقب ناشی از مداخله دولت‌هاست.

اما ظاهراً مشکلات ناشی از دولت، موضوعی محدود به دوران کاپیتالیسم نیست و عده‌ای از متفکران و صاحب نظران همیشه در تلاش برای کوچک کردن محدوده نقش آفرینی دولت یا حذف آن به طور کلی بوده اند. به طوری که گفته میشود که لائو تسه یا لائو تزو در حوالی قرن ششم قبل از میلاد مسیح، احتمالا یکی از پیشکسوتان آنارشیسم محسوب میشود که موافق دولت کمینه بوده.

واژه anarkhia در یونان باستان به معنی تقریبی «بدون حاکم» تعبیر می شده است که سپس در پیوند با ایسم، تبدیل به آنارشیسم شده است.
از آنجا که دولت مهمترین جزء مورد بحث آنارشیست هاست، نخست به سراغ تعریف دولت می رویم و سپس تفکیک و طبقه بندی آنارشیست ها را بر اساس مجموعه ای از مفاهیم بنیادین پی می‌جوییم …

شهرام اتفاق

 

مطالب بیشتری که ممکن است مورد علاقه شما باشند

آزادی، بدون آزادی اقتصادی بی معنیست

cafeliberal

آیا فقرا فقیرتر شده‌اند؟

cafeliberal

آزادی انتخاب، میلتون فریدمن

cafeliberal

وقتی نظر همه مخالف شماست، آیا جرات می‌کنید عقیده خود را بلند بیان کنید؟

cafeliberal

نگاهی به کتاب « فقط پارانوییدها جان به در می‌برند » نوشته اندی گرو (اندرو گروو)

cafeliberal

„گفت‌وگوی مرتضی کاظمی با دکتر مرتضی مردیها و دکتر امیرحسین خالقی“

cafeliberal

این وب سایت از کوکی ها برای بهبود تجربه شما استفاده می کند. ما فرض خواهیم کرد که شما با این مسئله موافق هستید ، اما در صورت تمایل می توانید انصراف دهید. تائید بیشتر بخوانید

ajax-loader