راهنمای ارتباط با مردم حرف گوش نکن!

در کتاب تاریخ بیداری ایرانیان تالیف ناظم الاسلام کرمانی نقل کرده اند که آقا شیخ علی شریعتمدار استرآبادی، از مجتهدان و مخترعان بنام دوران قاجار، به ناصر الدین شاه گفته بود: “می‌توانم کالسکه‌ای اختراع کنم که او را کوک کنند یک فرسخ راه را طی کند آن وقت چند دقیقه بایستد از چهار طرف درهای آن باز شود از هر طرفی چند گلوله توپ خالی شود آن وقت درهای آن بسته شود و به مکان خود برگردد. لکن اظهار این صنعت وقتی خرید کتاب تاریخ بیداری ایرانیان 2 (2 جلدی) (پر) نوشته ناظم الاسلام ...خواهد بود که پادشاه تهیه قشون خود را دیده و متقبل شود که با یکی از دول دشمن جنگ کند، لااقل شهرهای ایران را پس بگیرد”. ناصرالدین شاه گفته بود: “ما جز بارعیت خود دیگر با کسی جنگ نداریم و به اندازه آنها هم توپ داریم!”. جمله تند و تیز شاه قاجار که یحتمل بی باکانه ترین اظهار نظر در مورد اوضاع ایران و رابطه حکومت با رعایا باشد، هرچند قضیه مربوط به گذشته های دور است، به خوبی رابطه پیچیده توام با عشق و نفرت مردم این حوالی با حکام خودشان را نشان می دهد. آش البته به این شوری نیست، ولی باید پذیرفت حکومت بر کشوری بزرگ و متنوع مثل ایران کار ساده ای نیست و به قول بزرگی حتی باید آن را جزء مشاغل سخت به حساب آورد، بسیاری از مردم هم به تجربه دریافته اند که باید کلاهشان را دو دستی بچسبند، زیرا در بحران ها شاید کسی حالشان را نپرسد.
پس برگرداندن اعتماد شرط لازم است، دولت ها چه باید بکنند تا اعتماد برگردد؟ 
نخست، دنبال کردن یک پروژه سیاسی موثر. نسیم نیکلاس طالب حرفی به شدت عمیق در مورد سیاست دارد: “سیاست یعنی هنر اینکه فقرا را هیجان زده و اغنیا را خوشحال نگه داری، فقرا را برای آنکه رای  دهند و اغنیا را  برای انکه پولشان را خرج کنند!” وقتی چشم انداز مثبتی به آینده نباشد، طبیعی است که هر میزان هوشمندی و حسن نیت دولتی ها (که در آن تردید هست) بعید است راه به جایی ببرد.
دوم، سکوت حداکثری عالی رتبه های دولت. خوشمان بیاید یا نه، بسیاری از دولتی ها و به ویژه آنهایی که در سطح عالی درگیر سیاستگذاری اند، روابط عمومی و ارتباط با اهلی جراید و البته مردم عادی را بلد نیستند، وقتی هم حرف می زنند بسیاری اوقات کار را خرابتر می کنند و بر ابهام ها می افزایند. یک کار خوبی که می شود کرد اینست که میزان  “مردم داری های” جلوی دوربین و با خبرنگار صحبت کردن های آدم ها عالی رتبه را به حداقل ضروری کاهش داد و اجازه داد یک سخنگوی کاربلد این کار را انجام دهد.
سوم، ارتباط مستمر با گروه های مختلف شهروندان. سکوت حداکثری عالی رتبه های دولت  به معنای کم کردن ارتباط ها نیست، از قضا در فضای بی اعتمادی باید با رویکرد و سبک مناسب با گروه های مختلف شهروندان ارتباطی پیوسته و شفاف داشت. اما این کار را باید افراد مناسب با نگاهی بلندمدت و تخصصی انجام دهند. سیاست روابط عمومی گاهی به همان اندازه سیاست اقتصادی پیچیده است.
چهارم، استفاده مناسب از شبکه های اجتماعی. در حال حاضر اقبال به حضور در شبکه های اجتماعی میان مقامات ایرانی کم نیست و خیلی هایشان به درستی تشخیص داده اند که آنجا هم باید فعالیت کرد و گزارش کار داد. این ایرادی ندارد و بلکه بسیار هم عالی است. اما اینجا هم بی سلیقگی توی ذوق می زند. وقتی کسی از اهالی دولت شبکه ای مثل اینستاگرام را برای ارتباط با مردم انتخاب می کند، تصور اولیه اینست که بناست مطابق با اقتضای آن با مخاطبانی “خاص” ارتباط بگیرد. روشن نیست به اشتراک گذاشتن متن های رسمی طولانی که به بخش نامه های اداری شبیه اند در قالب تصویر قرار است چه کمکی کند، اگر بنا به صدور بخشنامه و گزارش رسمی است راه های بهتر و حرفه ای تری وجود دارد. مخاطب و حال و هوا در شبکه های اجتماعی فرق می کند باید به قول قدما با “لسان قوم” با آنها ارتباط گرفت. به ویژه در ارتباط با مخاطب قرن بیست و یکمی که اقتصاد توجه برایش عامل مهمی است، پیام های فنی طولانی و وقت گیر به سبک اداری کارساز نیست، این حرف خوب فرنگی ها را باید با طلا نوشت: “هرچه کمتر بهتر”. غائله ونزوئلایی شدن ایران که مدتی پیش در شبکه های اجتماعی سرو صدا کرد و حتی رئیس بانک مرکزی هم پاسخی به آن داد، نمونه روشنی بود که چقدر با عملکرد مطلوب دولتی ها در شبکه های مجازی فاصله وجود دارد.
پنجم، برون سپاری کار روابط عمومی. در عصر اینترنت که آدم در پنچ دقیقه می تواند آبرویش را در سطحی جهانی از دست بدهد، باید خیلی با احتیاط با مخاطب ارتباط گرفت. بعید است دولت ها  بتوانند از پس این کار سترگ برآیند، اینجا هم باید کار را به بخش خصوصی سپرد، اگر  کاری را بلد نیستید، مشاور بگیرید، شرکت های روابط عمومی بین المللی مطرح جهانی گزینه مناسبی اند. روابط عمومی مثل مهمانی دادن است یا نباید برگزار کرد یا عالی برگزار کرد، والله اعلم.
https://t.me/tejaratefarda
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel

مطالب بیشتری که ممکن است مورد علاقه شما باشند

در باب دائم الطبکاری ما ایرانیان

root_d7p3qva9

توهم هدایت نقدینگی

cafeliberal

درک سوسیالیست‌های مذهبی از اقتصاد چه بود؟

cafeliberal

در باب فتیش ۲۸ مرداد

cafeliberal

“توسعه” با داغ و درفش!

cafeliberal

اقتصاد به سبک اشرف!

cafeliberal

این وب سایت از کوکی ها برای بهبود تجربه شما استفاده می کند. ما فرض خواهیم کرد که شما با این مسئله موافق هستید ، اما در صورت تمایل می توانید انصراف دهید. تائید بیشتر بخوانید

ajax-loader