سیاست کوپنی، توزیع و اتلاف سرمایهٔ انباشته

📍برای افزایش رفاه مردم، باید دنبال بهبود تولید و رشد اقتصادی باشیم. باید به فکر خروج از رکود باشیم. جای سیاستهای تولیدی، به سیاستهای توزیعی عادت کردیم. علت این است که همیشه یک درآمد نفتی بوده و دولت جای رشد اقتصادی، در پی توزیع منابع نفتی بوده. ماله اصلی اقتصاد، تولید است نه توزیع

🔖سیاست کوپنی، باعث ایجاد فساد و تولید رانت میشود دهه ٦٠، دوران طلایی نبود، یک دوره نزول در تاریخ اقتصاد کشور بود و کوپنیسم درهمان زمان موجب اتلاف گسترده منابع شد و بساط رانت و فساد را مهیا کرد. ریشه بسیاری از فسادهای دهه ٧٠ کوپنیسم دوران جنگ بود. این تفکر اشتباه سوسیالیستی که معتقدند منابع محدود را میشود به شکل ایده آلی با بهره گیری از کوپن، بین اقشار جامعه تقسیم کرد اما واقعیت اینست با یک سیستم نادرست، تمام ذخایر و منابع ما که تا پیش از انقلاب ذخیره شده بود، به بدترین شکل ممکن توزیع شد و از بین رفت. آقایان یادشان رفته که ما در آن سالها از سرمایه انباشت شده قبل از انقلاب مصرف کردیم. در حال حاضر آیا سرمایه و منابعی باقی مانده که بتوان آن را حتی با شیوه نادرست کوپنی بین اقشار جامعه توزیع کرد؟ منافع گروهی در این است که بساط این مکانیزمهای فسادزا همچنان پابرجا باشد و تمام قد از این طرحها دفاع میکنند

🔖در زمان جنگ بسیاری از تولید کنندگان، با مشکل روبرو شدند و اقتصاد کشور وابسته به واردات شد. قیمتگذاری دستوری تولید داخلی، ضرر قابل توجهی به اقتصاد کشور زد. سیستم کوپنی، مفسده انگیزست، شاید این فساد در جو انقلابی دهه ٦٠ کمتر بوده اما امروزه چنین نیست. اقتصاد ما از ٤٠ سال قبل دولتی بوده و دولتی نیز باقی مانده. در چه دوره ای دولت بر روی کالاهای داخلی، قیمت گذاری نکرده؟ کِی ما سازمانهای قیمتگذاری نداشتیم؟

🔖در اقتصاد آزاد، بازار رقابتی وظیفه تخصیص منابع را دارد نه دولت. در کدام کشور توسعه یافته، مشاهده میکنید که کار تخصیص منابع توسط دولت صورت گیرد؟ در افسانه سرایی چپها یک دولت وجود دارد که همه این کارها را بخوبی انجام میدهد، اما در واقعیت دولت مدنظرشان، به بدترین شکل و فسادآورترین صورت، توزیع منابع را انجام داده و میدهد

🔖وظیفه اصلی قیمت در بازار، اطلاع رسانی به تولیدکننده و مصرف کننده است. اطلاعاتی درخصوص اینکه کمیابی منابع در بازار به چه صورت است. قیمت، توزیع کننده یارانه یا درآمد نیست، بلکه علامتی است که نشان میدهد تولیدکننده و مصرف کننده چگونه باید عمل کنند، تا توزیع منابع محدود به بهترین و کاراترین شکل، انجام شود. قیمت، مهمترین شاخصی است که به فعالان نشان میدهد که چه نوع عکس العملی داشته باشند، وقتی دولت به اشکال گوناگون قیمت را مخدوش میکند، رفتار تولیدکننده و مصرف کننده بر اساس اطلاعات غلط و در نتیجه غیرعقلانی خواهدبود. همچنین تخصیص منابع به شکل غیر بهینه صورت میگیرد. اصل اعطای یارانه بواسطه قیمتگذاری دستوری، کار اشتباهی است و موجب اتلاف منابع میشود، که سالها این تجربه وجود داشته

🔖این که بگوییم، فقط در زمانی علم اقتصاد جواب میدهد که شرایط تحریم و سایر مشکلات رفع شود، این آدرس اشتباه است. فرض کنیم شما میخواهید بجای یک زمین صاف، در یک زمین شیبدار خانه بسازید. آیا این نوع زمین باعث میشود بگویید که حالا دیگر علم مهندسی عمران، به درد نمیخورد؟ اتفاقا در این زمینی که مشکل وجود دارد، باید حساسیت وجود داشته باشد و از علم مهندسی بیشتر کمک گرفته شود. اگر قرار بود همه مسائل در اقتصاد حل شود، دیگر علمی وجود نداشت. علم اقتصاد و تمام علوم، دنبال ارائه راهکارها در زمان مشکلاتند. قانون جاذبه زمین، در همه جا به یک شکل کار میکند. ما چون درک درستی از علم اقتصاد نداریم، راه حلهای اشتباه را تکرار میکنیم. آیا کشورهای توسعه یافته که از علم اقتصاد برای پیشرفت، بهره بردند، در ابتدا با یک وضع بدون مشکل روبرو بودند؟

🔚وقتی این دیدگاه در سیاستگذاری غالب میشود، جای حل مساله تورم، دنبال غیرمنطقی ترین راه، یعنی قیمتگذاری میروند. با قیمتگذاری دولتی، سیگنال راهنمای قیمت مخدوش میشود و فعالان نمیتوانند اطلاعات درستی از قیمتهای مصنوعی کسب کنند و کنشهای ایشان مانند تیراندازی در تاریکی است بنابراین به جای اینکه راهکارهای اقتصادی، برای بهبود تولید مدنظر قرار گیرد همه در پی نزدیکی به دولت میروند تا یا از منابع یارانه ای بهره گیرند یا قیمتگذاری دستوری را به نفع خود تغییر دهند و کارآیی به نازل ترین وضع میرسد. در این وضع جای علم اقتصاد، به سازمانهای قیمتگذاری و سیستم کوپنی احتیاج است تا توزیع نابهینه ادامه یابد و درنهایت بالاترین مقام اجرایی عنوان کند جای علم اقتصاد به تجربه نیاز داریم. بله به تجربه نیاز داریم تا اشتباهات گذشته را دوباره در کشور تکرار کنیم!

📒دکتر موسی غنی نژاد

متن کامل  را اینجا بخوانید

جابجایی «سیاست‌های بازتوزیعی» با «سیاست‌های تولیدی»

https://cafe-liberal.com/pdf/jabejaaye.pdf

مطالب بیشتری که ممکن است مورد علاقه شما باشند

درس‌های اقتصادی که باید از شیلی آموخت

root_d7p3qva9

استفاده از بازار برای توسعه اجتماعی، میلتون فریدمن

root_d7p3qva9

از جان لاک تا آدام اسمیت، موسی غنی نژاد

cafeliberal

پیکتی، کاسبی با «سرمایه»، موسی‌ غنی‌نژاد

cafeliberal

تئوری بیزاری از باخت

cafeliberal

مردم لبنان چه می‌خواهند؟ / جوزف ضاهر / ترجمه‌ی مرجان نمازی – نقد اقتصاد سیاسی

cafeliberal

این وب سایت از کوکی ها برای بهبود تجربه شما استفاده می کند. ما فرض خواهیم کرد که شما با این مسئله موافق هستید ، اما در صورت تمایل می توانید انصراف دهید. تائید بیشتر بخوانید

ajax-loader