کافه لیبرال

ممکن نبودن برابری، مورای روتبارد

مورای روتبارد

🖋 در تمام مباحث برابری، این مسئله بدیهی تلقی می شود که برابری، هدف بسیار والایی است. دکترین رفتارشناسی از سه قاعده پذیرفته شده در سطح جهانی استنباط می شود:

الف- قاعده اصلی، هدفمند بودن کنش انسان
ب۔ قواعد فرعی، تنوع مهارت های انسانی و منابع طبیعی و عدم مطلوبیت کار است.

اگرچه ممکن است یک نظریه اقتصادی جامعه ای را متصور شود که بر قواعد فرعی مبتنی نباشد (اما نمی تواند از قاعده اصلی چشم پوشی کند) این امر متضمن محدود کردن نظریه پردازی ما درباره قوانینی است که می توانند مستقیما نسبت به واقعیت جهان اعمال شوند. هر فردی که بخواهد نظریه عملی برای مبادلات انسان ها ارائه بدهد، باید از چنین روشی استفاده کند. بنابراین تنوع بشر فرض اساسی دانش ما درباره انسان ها است. اما اگر انسانها متنوع و تفکیک پذیر از یکدیگر هستند، پس فرد چطور می تواند برابری را به عنوان یک ایده آل پیشنهاد دهد؟ همه ساله، پژوهشگران کنفرانس هایی درباره برابری برگزار می کنند و خواهان برابری بیشتر می شوند اما هیچکس این فرض را به چالش نمی کشد. چه توجیهی می تواند برابری را در کنه بشر اثبات کند؟ اگر هر کس شخصیت منحصر به فرد خود را دارد، پس به چه روش دیگری غیر از سلب ویژگی های انسانی می توان فرد را در وضعیت برابری با دیگران قرار داد و جامعه بشری را به توده یکسان و بدون تأمل مورچگان تبدیل کرد؟ این وظیفه فرد مساوات طلب است که به صورت اطمینان بخشی وارد صحنه شود و اقتصاددان را از هدف اخلاقی غایی مطلع کند. وی باید نشان دهد چطور برابری می تواند با ماهیت بشر سازگار باشد و چگونه باید از امکان یک جهان مساوات طلب دفاع کرد. اما مساوات طلبی در تنگنایی شوم گرفتار است، زیرا می تواند اثبات شود برابری درآمدها هدفی ناممکن برای بشر است. درآمد هرگز نمی تواند مساوی شود. در آمد باید بر اساس واقعیت و نه صرفأ شرایط پولی در نظر گرفته شود. از اینرو برابری واقعی وجود ندارد. درآمد واقعی هرگز نمی تواند برابر شود. چطور می توان لذت یک نیویورکی از افق منهتن را همانند افق یک هندی دانست؟ چطور یک نیویورکی می تواند به خوبی یک هندی در رودخانه گنگ شنا کند. از آنجا که هر شخصی لزوما در محیط دیگری قرار دارد، در آمد واقعی هر شخصی باید مورد به مورد و فرد به فرد متفاوت باشد. راهی وجود ندارد که کالاهای متفاوت را با یکدیگر ترکیب کند تا با آن، سطح درآمدی افراد اندازه گیری شود، بنابراین بیهوده است که برای رسیدن به سطحی از برابری تلاش شود. واقعیتی که با آن روبه رو می شویم این است که برابری دست نیافتنی است، زیرا از نظر مفهومی با توجه به پراکندگی و تنوع انسانها هدفی ناممکن است. اما اگر برابری هدفی پوچ و غیرعقلانی است، بنابراین تلاش به منظور تحقق برابری به همان نسبت پوچ است. اگر هدفی بیهوده باشد، بنابراین تلاش برای دستیابی به آن نیز بیهوده است.

👤 مورای روتبارد

مطالب بیشتری که ممکن است مورد علاقه شما باشند

شر و نیاندیشیدن، هانا آرنت

cafeliberal

توهم دولت«نئولیبرال»در ایران

cafeliberal

مفهوم دموکراسی درجهان امروز

cafeliberal

برخی نارسایی‌های جدی در ایده‌های مارکس

cafeliberal

تئوریسین خودتحریمی

cafeliberal

غروب یک رویا

cafeliberal

این وب سایت از کوکی ها برای بهبود تجربه شما استفاده می کند. ما فرض خواهیم کرد که شما با این مسئله موافق هستید ، اما در صورت تمایل می توانید انصراف دهید. تائید بیشتر بخوانید

ajax-loader