🔹 سنت شاهنامهخوانی از سنتهای نیرومند، زیبا و دیر پای ایرانی است که به خصوص از دوران صفویه به این سو همواره، آیینی همگانی بوده و نقالی، نماد این سنت سترگ و باشکوه است. ایرانیان صدها سال است که نشستهای شاهنامه خوانی بر پا میکنند.
🔹 اما در این سنت، شاهنامه به سه بخش تقسیم میشود: دوران اساطیری، دوران پهلوانی و دوره تاریخی. دوره اساطیری در واقع دوران سلسله پیشدادیان است. دوره پهلوانی با نماد رستم، به دوره سلسله کیانی مرتبط است و دوره تاریخی شاهنامه، همان دوران ساسانیان است.
🔹 در سنت نقالی و شاهنامهخوانی رایج، معمولا دوران اساطیری و تاریخی شاهنامه نادیده گرفته میشود و شاهنامه در دوران سلسله کیانی و آن هم نه با تمرکز بر دوره کیانیان بلکه با با تاکید و توجه بر داستان نبردهای پهلوانان شاهنامه، به خصوص داستانهای رستم، خوانده و بازگویی میشود. از این رو بسیاری از ایرانیان از شاهنامه فردوسی، تنها با رستم و چند پهلوان دیگر از جمله اسفندیار و سهراب و گودرز و… آشنا هستند و عموما با دیگر شخصیتها، شاهان و داستانهای شاهنامه، آشنایی بسیار اندکی دارند. بسیاری از ایرانیان، رستم و سهراب و اسفندیار را میشناسند اما بسیارانی تقریبا از مثلا کیومرث، هوشنگ، تهورث، جمشید، منوچهر، گرشاسب، کیقباد، کیکاووس، کیخسرو، لهراسب، گشتاسب و… هیچ شناختی ندارند.
🔹 به سنت شاهنامهخوانی یک انتقاد جدی وارد است. بخشبندی شاهنامه به سه بخش اساطیری، پهلوانی و تاریخی اگرچه بسیار رایج است اما ما اساسا این نوع بخشبندی را در نگاه فردوسی نمییابیم. از نگاه فردوسی همه شاهنامه، تاریخ ایران است که از کیومرث آغاز و با یزدگرد سوم، پایان مییابد. حتی دوره سلسله پیشدادیان، که اسطورهایترین بخش شاهنامه تلقی میشود در واقع تاریخیترین بخش شاهنامه است که به پیدایش تمدنهای نخستین، پیدایش شهرنشینی، تشکیل نخستین دولتها، پیدایش نخستین ابزارهای تولید، آشپزی، دوخت لباس، اهلی کردن حیوانات، کشف آتش، گداختن فلز و… مربوط است.
🔹 از نگاه فردوسی، تمام شاهنامه، تاریخ است. در شاهنامه، رویدادهای سه سلسله (پیشدادیان، کیانیان و ساسانیان) بازگویی میشود. در دوران حکمرانی و پادشاهی هر یک از این سلسلهها تعدادی شاه به پادشاهی رسیدند. برای مثال، پیشدادیان با کیومرث آغاز میشود و با هوشنگ و تهمورث ادامه مییابد و سرانجام با پادشاهی گرشاسب پایان مییابد. فردوسی رویدادهای دوره هر کدام از این شاهان را روایت و بازگویی میکند. سلسله کیانیان نیز با کیقباد آغاز و با کیکاووس و کیخسرو و سپس لهراسب و گشتاسب ادامه مییابد و سرانجام با شکست دارا از اسکندر، پایان میپذیرد. فردوسی سرنوشت شاهان سلسله کیانی را نیز یک به یک بازگو و رویدادهای دوره هر کدام را با جزییات بسیار، بازگویی میکند.
رستم نیز یکی از شخصیتهای بسیار مهم دوره کیانی است اما نباید فراموش کرد که رستم یکی از شخصیت هایی است که اگرچه در دوران کیقباد و کیکاووس و کیخسرو حضور بسیار پر رنگی دارد اما فردوسی در حال روایت زندگی رستم نیست بلکه در حال بازگویی تاریخ ایران در دوران پادشاهی چند شاه سلسله کیانی است.
🔹 از نگاه فردوسی، شاهنامه تاریخ ایران است و او از کیومرث تا یزدگرد سوم، به صورت پیاپی، شاه به شاه، تاریخ ایران باستان را روایت میکند. پس بهتر است ما نیز شاهنامه را تاریخ ایران بدانیم و به جای توجه صرف به بخش پهلوانی شاهنامه، آن را از آغاز، سلسله به سلسله (پیشدادیان، کیانیان و ساسانیان) و شاه به شاه بخوانیم و به پایان برسانیم.
✍️ مهدی الیاسی

