سوسیالیسم اصرار داره که به مردم ماهی بده، اما بازار آزاد میخواد مردم ماهیگیری یاد بگیرند. اگر شما این ضربالمثلِ “ماهی دادن یا ماهیگیری یاد گرفتن” رو به هر کسی بگی، قبول میکنه بهتره آدم به کسی ماهیگیری یاد بده. اما…
اما یاد گرفتن ماهیگیری شاید اولش جالب و جذاب به نظر برسه، ولی وقتی درگیرش میشید به سختیهاش پی میبرید… باید سوار قایق شد و به آب زد. موج داره، باد و بارون و توفان داره، تور خالی داره… و از همه دردسرآورتر: رقابت داره. ممکنه ماهیگیران بهتری پیدا شن، ممکنه در حین رقابت شرکتهای ماهیگیری بزرگی پیدا بشن و رقابت باهاشون خیلی سخت و نفسگیر باشه.
اینجاست که اصلاً بعید نیست کسانی به این نتیجه برسند کاش به جای ماهیگیری، یه سیستمی بود یه کاری در توان آدم از آدم میخواست و در عوض مرتب تعدادی ماهی به آدم میداد — از گهواره تا گور.
این فشار روانی (و البته احتمال شکست) همیشه یکی از عوامل گرایش به سوسیالیسمه. یعنی اینطور نیست همهٔ علاقهمندان به سوسیالیسم آدمهای اخلاقگرا* و آرمانگرایی** باشند، بلکه اتفاقاً دنبال یک زندگی کمفشار و بیدغدغهاند که بار زندگی اقتصادی از دوششون برداشته بشه و دولت — یا به قولِ اشتباه خودشون “جامعه” — امور اقتصادی رو سامان بده، سهم همه رو هم بده.
اما در اینجا پرسشهای بزرگتری پیش میاد که دیگه فراتر از این نوشته کوتاهه و باید مجموعه نوشتهها و مطالب بنده رو پیگیری کنید تا به ابعاد واقعی پرسش پی ببرید. ولی فقط اجازه بدید یک اشاره مختصر کنم:
بین دو گزینه کاپیتالیسم و سوسیالیسم ما با یک پرسش زیستی بزرگ روبروییم که سرنوشتمون رو صفر تا صد رقم میزنه. چه فرقی بین جامعهای وجود داره که آدمها مجبورند ماهیگیری رو با همهٔ عواقب و سختیهاش یاد بگیرند، و جامعهای که دولت ماهیانه به شهروندانش ماهی میده.
این دو سیستم اجتماعی کاملاً متفاوتند و ویژگیهای کاملاً متفاوتی دارند که طبعاً بازدههای متفاوتی هم دارند. اینطور نیست که بازده جامعه ربطی به سیستمش نداشته باشه. جامعهای که مردمش مجبورند درگیر یادگیری ماهیگیری و رقابت بعدش باشند، بازده بسیار بالاتری داره. در نتیجهٔ این بازده بالاتر شهروندِ فقیرِ جامعهٔ ماهیگیران وضعش از شهروند متوسطِ جامعهای که دولتش ماهی میده، بهتره. جامعهٔ ماهیگیران — جامعه کاپیتالیستی — دائم در حال بهبود مصرف و نوآوریه و گاهی فقط یک فقره از این نوآوریها به کل زندگی در اون جامعهٔ سوسیالیستی میارزه. در جامعهٔ ماهیگیران کسانی که ماهیگیران خوبی نیستند، از پیشرفت ماهیگیران قهار بهره میبرند و راه پیشرفت اقتصادی از سود رساندن به دیگران میگذره.
و در نهایت وای به حال و روز شهروندی که مجبوره در ساحل منتظر بایسته تا بوروکرات (مامور دولت) دفتر و دستکش رو بیاره و ماهیها رو تقسیم کنه.
___
* اخلاقگرایی سوسیالیستها توهمی بیش نیست.
** آرمانشهرشون هم ویرانشهره
@Garajetadayoni | گاراژ (https://t.me/Garajetadayoni)

