از بایگانیهای حقوقی بگیرید تا مراکز آموزش عمومی؛ کتابخانهها همیشه نقش بسزایی در حفظ و حراست از دانش داشتهاند.
با اختراع خط، کتابخانهها به قلب تپنده جوامع انسانی تبدیل شدند، اسناد حقوقی را در خود جای دادند، از آثار ادبی تأثیرگذار محافظت کرده و بهعنوان مراکز آموزشی در خدمت منافع عمومی قرار گرفتند.
درباره ایران، سابقه نگهداری و گردآوری نوشتهها به هزاران سال پیش برمیگردد و در دورههای مختلف شکلهای متفاوتی داشته است. اما میتوان چند نقطه مهم تاریخی تاریخی وجود دارد.
در دوره هخامنشی (حدود ۵۵۰ تا ۳۳۰ پیش از میلاد)، مجموعههایی از الواح گِلی در مکانهایی مثل تختجمشید نگهداری میشد. اینها بیشتر «بایگانی اداری» بودند تا کتابخانه به معنای امروزی، اما میتوان آنها را از نخستین شکلهای سازمانیافته نگهداری اطلاعات در ایران دانست.
در دوره دوره ساسانی، مراکز علمی مانند جندیشاپور شکل گرفتند که دارای کتابخانههای واقعیتر بودند. این کتابخانهها شامل متون پزشکی، فلسفی و علمی بودند و نقش مهمی در انتقال دانش داشتند.
بایگانی هیتیها
نخستین مورخان جهان به زبان هیتی صحبت میکردند که قدیمیترین زبان میخیِ ثبتشده در تاریخ است.
هیتیها که به نواحی شمالی دریای سیاه تعلق داشتند، حدود سال ۲۰۰۰ پیش از میلاد در قلب آناتولی (ترکیه امروزی) ساکن شدند. آنها آهنگرانی چیرهدست و ارابهرانانی جنگطلب بودند و نظام حقوقی پیچیدهای داشتند که اصول آن را در آثار مکتوب خود به ثبت رساندهاند.
پادشاهی هیتی نام خود را از پایتخت میگرفت: هاتوسا. باستانشناسان در اوایل سال ۱۹۰۰ به کاوش در این شهر باستانی پرداختند و معابد روباز، دروازههای سنگی عظیم و آثار چشمنواز دیگری را کشف کردند. بایگانی سلطنتی بزرگ هاتوسا یکی از مهمترین یافتههای باستانشناسان بود که امروزه با نام «بایگانی بغازکوی» شناخته میشود. این مجموعه بالغ بر ۲۵ هزار لوح به خط میخی را دربر میگیرد که به هشت زبان مختلف از جمله اکدی (زبان مشترک تمدنهای شرق مدیترانه) نوشته شدهاند.
این بایگانی شامل سالنامههای تاریخی، گزیده قوانین، مکاتبات دیپلماتیک میان هاتوسا و قلمروهای وابسته، نیایشهای عمومی، گزارش جشنهای مردمی و نسخههای خلاصهشده اساطیر چندخدایی میشد؛ منابعی ارزشمند برای درک زیر و بم یک تمدن ازدسترفته که به حفظ سنتهای خود علاقه وافر داشت.
همچنین چند نسخه از کهنترین پیمان صلح بینالمللی تاریخ در هاتوسا بایگانی شده که به «پیمان جاویدان» معروف است. این پیمان بهطور رسمی به مخاصمه دائمی هیتیها و مصریها خاتمه داد؛ مخاصمهای خونین که دو قرن بر سر سرزمینهای سوریه، لبنان و قلمروهای پیرامون ادامه داشت. این پیمان به زبان اکدی از دوستی و سازش بین رامسس دوم، فرعون مصر، و امپراتور هاتوسا میگوید که بهعنوان دو برادر با پیوندی ناگسستنی توصیف شدهاند.
در یکی از صدها نامه آشتیجویانهای که پیش از امضای پیمان میان رامسس دوم و پودوهپا، ملکه هیتی، رد و بدل شده است، طرح آتشبس از منظر دینی مورد بررسی قرار گرفته است. فرعون میگوید: «خدایان خورشید و توفان، صلح و برادری را به ما ارزانی خواهند داشت؛ حتی اگر این ارتباط نیکو همواره برقرار باشد. پیامرسانان ما همواره در رفتوآمد خواهند بود تا صلح و برادری را تقویت کنند.»
مجموعه سلطنتی آشوربانیپال
مجموعه مشابهی از لوحهای باستانی در اواسط سال ۱۸۰۰ در نینوا، پایتخت آشور، در منطقه بینالنهرین (عراق امروزی) کشف شد.
قبایل مهاجم در قرن هفتم پیش از میلاد به قلمرو امپراتوری آشور تجاوز کردند. اوضاع ژئوپلیتیکی نابسامان باعث شد که آخرین پادشاه آشور، آشوربانیپال (حدود ۶۶۹ تا ۶۳۱ پیش از میلاد)، مشتاقانه به گردآوری آثار مکتوب بپردازد.
۳۰ هزار لوح گلی کاخ سلطنتی آشوربانیپال همانند بایگانی هیتی شامل متون قانونی، پروندههای قضایی، مکاتبه با سفارتخانههای خارجی و صورتهای مالی هستند. این مجموعه همچنین شمار قابلتوجهی از متون مربوط به پیشگویی را دربر میگیرد؛ عملی باستانی که در آن از خواندن نشانهها برای پیشبینی آینده استفاده میشود. کاهنان و پادشاهان در دوران هرجومرج به پیشگویی متوسل میشدند.
آشوربانیپال به سراسر بینالنهرین پیغام فرستاد و از کل قلمروها خواست که نسخهای از اسناد محلی خود را به دست او برسانند. او که خود نسخهپردازی آموزشدیده بود، از کاتبان کمک گرفت تا نسخههای بیشتری از لوحهای موجود در نینوا تهیه کنند. این میل وسواسگونه به گردآوری شواهد مکتوب از قوانین و آیینهای بینالنهرین، همانند علاقه او به پیشگویی، از باور آشوربانیپال به حفظ و حراست از دانش برای آیندگان نشأت میگرفت. او میخواست نسلهای آینده با عظمت پیشینیان خود در آشور و دیگر قلمروها آشنا شوند.
اچ.جی. ولز، رماننویس و تاریخنگار انگلیسی، بایگانی آشوربانیپال را «ارزشمندترین منبع متون تاریخی در جهان» نامید. نسخهای از «حماسه گیلگمش» در این بایگانی وجود داشت؛ اسطورهای بنیادین که قدمت آن به هزاره سوم پیش از میلاد بازمیگردد. این حماسه به سرگذشت گیلگمش و انکیدو اختصاص دارد که دشمن یکدیگر بودند و به دوستانی صمیمی بدل شدند. آنها برای اثبات شجاعت و قدرت خود موجودات فراطبیعی را درهمکوبیدند. غرور ایندو خشم خدایان را برانگیخت و انکیدو به یک بیماری مهلک مبتلا شد. درنهایت، مرگ قریبالوقوع او گیلگمش را به سفری دشوار در جستوجوی راز جاودانگی کشاند.
اگر این پادشاه دلواپس به فکر حفظ و حراست از دنیای روبهزوال خود نبود، شاید این حماسه برای همیشه از بین میرفت.
کتابخانه اسکندریه
اگر پژوهشگران سختکوش وقتشان را صرف بررسی طومارهای پاپیروسی کتابخانه مشهور اسکندریه مصر نکرده بودند، هومر هم امروز چهرهای گمنام میبود.
کتابخانه اسکندریه هیچ شباهتی به بایگانیهای هیتی و آشوری نداشت. این مجموعه در قرن سوم پیش از میلاد و احتمالاً به دستور بطلمیوس دوم، پادشاه مصر، بنا شد. پس از مرگ اسکندر مقدونی در سال ۳۲۳ پیش از میلاد، بطلمیوسها به یکی از قدرتمندترین دودمانهای سلطنتی مدیترانه تبدیل شدند.
بطلمیوس دوم برای به رخ کشیدن شکوه پادشاهی خود، سرمایهگذاری هنگفتی در حوزه امور فکری انجام داد. این کتابخانه بخشی از انجمن علمی ممتاز «موسیون» بود که از دانشمندان برجسته زمانه حمایت میکرد. گفته میشود که ارشمیدس هم عضو این انجمن بود و شاید پمپ آب انقلابی خود را در یک سفر پژوهشی به اسکندریه اختراع کرده باشد.
این کتابخانه به یک پردیس دانشگاهی مدرن شباهت داشت و شامل سالن غذاخوری مشترک، اتاقهای مطالعه و گردهمایی، باغها و تالارهای سخنرانی بود که اساتید و دانشجویان در آنها به بحث و جدل میپرداختند یا از مجموعه بزرگ طومارهای پاپیروسی استفاده میکردند.
سپاه ژولیوس سزار در سال ۴۸ پیش از میلاد دهها کشتی را در بندر اسکندریه به آتش کشید. این اقدام خطرناک برای جلوگیری از تصرف کشتیها و تجهیزات حیاتی آنها به دست بطلمیوس چهاردهم انجام شد. تصمیم سزار نتیجه داد، اما آتش به بخشهای ساحلی شهر سرایت کرد و برخی از مخازن کتابخانه را نابود ساخت. در منابع باستانی آمده است که ۴۰ هزار طومار در این حادثه از بین رفتند. البته این رقم در مقایسه با مجموعهای که احتمالاً ۴۰۰ هزار اثر را در خود جای داده بود ناچیز به شمار میآمد.
شماری از کهنترین نسخههای مکتوب آثار حماسی هومر در گنجینه این کتابخانه بودند. پژوهشگران اسکندریه تلاش کردند با مقایسه نسخههای متعدد به نسخه معیار و معتبر این اشعار دست پیدا کنند.
این کتابخانه چندین قرن پابرجا بود، اما سرانجام از بین رفت. افول آن تدریجی بود و تحت تأثیر جنگ، سیاست و بیتوجهی عمومی رخ داد. ساختمان اصلی احتمالاً در حدود سال ۳۰۰ پس از میلاد نابود شد. امروزه هیچ نسخهای از طومارهای این کتابخانه باقی نمانده است. با اینحال، پژوهشگرانی که به آن رفتوآمد داشتند، پایهواساس سنت ادبی غرب را بنا کردند که تأثیر آن از اسکندریه هم فراتر رفت.
پرگامون و کاغذ پوستی
مهاجران یونانی در حدود سال ۳۰۰ پیش از میلاد در سواحل غربی آناتولی ساکن شدند و شهر پرگامون را بنا کردند. این شهر در کمتر از یک قرن به یک مرکز فرهنگی مهم تبدیل شد. شکوه و جلال پرگامون زمانی به اوج رسید که اومنِس دوم، فرمانروای شهر، تصمیم گرفت کتابخانهای باشکوه بنا کند تا برتری شهر خود را نسبت به اسکندریه به رخ بکشد.
پرگامون از نظر حجم مجموعهها به پای اسکندریه نمیرسید، اما روحیه رقابتجوی کتابداران آن به خلق یک نوآوری مهم در حوزه فناوری کتاب منجر شد که درنهایت دنیای باستان و مدرن را به هم پیوند داد.
پاپیروس مورد استفاده در اسکندریه ارزانتر و کاربردیتر از لوحهای گلی شکننده بود. اما حتی اگر از پاپیروس در برابر عوامل طبیعی محافظت میکردید، در کمتر از ۳۰۰ سال تجزیه میشد. خواندن طومارهای پاپیروسی دشوار بود و نمیشد همزمان به بخشهای مختلف متن رجوع کرد. حملونقل آنها هم زحمت بیشتری داشت.
کتابداران پرگامون برای رفع این کاستیها به آزمایش «رق» یا پوست گوساله پرداختند. پوستهای فرآوریشده که به گوسفند و بز تعلق داشتند، «کاغذ پوستی» نام گرفتند. این واژه (parchment) از معادل لاتین (pergamenum) و فرانسوی (parchemin) پرگامون گرفته شده است. کاغذهای پوستی درنهایت به کنار گذاشتن طومارهای شکننده و استفاده از «دفترنامهها» منتهی شدند (مجموعهصفحاتی که از یک سمت به هم وصل میشوند). این اصطلاح امروز بیشتر برای نسخههای خطی قرون وسطی به کار میرود، اما همه کتابها قالب دفترنامهای دارند. تقریباً کل ادبیات دوران باستان بهواسطه کاغذهای پوستی قرون وسطی به دوران ما رسیده است.
نخستین کتابخانه عمومی تاریخ
در سال ۳۹ پیش از میلاد، گایوس آسینیوس پولیو، سیاستمدار رومی، کتابخانه فرسودهای را در قلب رومِ جنگزده بازسازی کرد. این کتابخانه که با استفاده از غنایم جنگی پولیو بنا شده بود، در «تالار آزادی» قرار داشت؛ مجموعهای عمومی که از ساختمانهای اداری و باغی با تندیسهای باشکوه تشکیل شده بود.
این کتابخانه مانند باغ و نگارخانه مجاور آن بدون محدودیت در دسترس عموم قرار داشت. البته استفاده از آن احتمالاً به رومیان تحصیلکرده محدود میشد که با طرز استفاده از منابع کتابخانه آشنایی داشتند. سواد به جایگاه اجتماعی و اقتصادی مردم بستگی داشت. با اینحال، هرکسی میتوانست وارد کتابخانه شود.
تندیسها فضایی الهامبخش در مسیر روبازِ کتابخانه ایجاد میکردند که برای بهوجدآوردن رهگذران طراحی شده بود. پلینیوس مهتر، تاریخنگار رومی (در حدود ۲۳ تا ۷۹ پس از میلاد)، میگوید: «این تندیسها بازدیدکنندگان را بر آن میدارند که به زندگی و آثار کسانی بیاندیشند که ارواح جاودانهشان با ما سخن میگویند.»
او پولیو را بهدلیل «بنای کتابخانهای که شاهکارهای نبوغآمیز را به اموال عمومی تبدیل کرده بود» تحسین میکرد. کتابخانه در دسترس شهروندان عادی روم قرار داشت و پولیو با برگزاری مراسم شعرخوانی و رویدادهای تعاملی دیگر به تقویت مشارکت مدنی کمک میکرد.
پولیو، که از شماری از هنرمندان آیندهدار زمانه خود حمایت میکرد، احتمالاً برای ویرژیل، شاعر برجسته «انئید»، جلسه شعرخوانی عمومی برپا کرده است. شعرخوانی ویرژیل تمام حضار از جمله چهرههای سرشناس را مجذوب خود کرد و زمینهساز شکوفایی یکی از بزرگترین شاعران تاریخ شد.
پاسداشت گذشته
بایگانیهای هیتی و آشوری برای تدوین هنجارهای اجتماعی، ثبت نظامهای حقوقی چندلایه یا حفظ میراث پادشاهان در دوران هرجومرج و آشوب شکل گرفتند، اما کتابخانههای اسکندریه و پرگامون بیشتر با تجربههای فکری سروکار داشتند که به شکلگیری نوآوریهای مفید و ایدههای ماندگار منجر شدند. کتابخانه با شکلگیری مجموعه عمومی پولیو کارکردی پیدا کرد که همچنان موضوعیت دارد: فضایی آزاد که مردم عادی در آن ادبیات ناب میخوانند، هنر را گرامی میدارند و روحشان را به تعالی میرسانند.
این مکانها درنهایت از بین رفتند و آنچه که از آنها باقی مانده، تنها بخش کوچکی از گذشته شکوهمندشان است. با اینحال، بقایای آنها درس مهمی به ما دادهاند: گذشته میتواند همچون گِل شکننده و همچون پاپیروس آسیبپذیر باشد که همیشه در معرض نیروهای ویرانگری قرار داشتند که کتابداران شیفته دانش در پویش شرافتمندانه حفظ و حراست از دانش با آنها دستوپنجه نرم میکردند.

