27.6 C
تهران
جمعه 18 اردیبهشت 1405 برابر با 2585 شاهنشاهی
کافه لیبرال

ماهی سوسیالیستی یا ماهیگیری کاپیتالیستی؟

سوسیالیسم اصرار داره که به مردم ماهی بده، اما بازار آزاد می‌خواد مردم ماهیگیری یاد بگیرند. اگر شما این ضرب‌المثلِ “ماهی دادن یا ماهیگیری یاد گرفتن” رو به هر کسی بگی، قبول می‌کنه بهتره آدم به کسی ماهیگیری یاد بده. اما…
اما یاد گرفتن ماهیگیری شاید اولش جالب و جذاب به نظر برسه، ولی وقتی درگیرش می‌شید به سختی‌هاش پی می‌برید… باید سوار قایق شد و به آب زد. موج داره، باد و بارون و توفان داره، تور خالی داره… و از همه دردسرآورتر: رقابت داره. ممکنه ماهیگیران بهتری پیدا شن، ممکنه در حین رقابت شرکت‌های ماهیگیری بزرگی پیدا بشن و رقابت باهاشون خیلی سخت و نفسگیر باشه.
اینجاست که اصلاً بعید نیست کسانی به این نتیجه برسند کاش به جای ماهیگیری، یه سیستمی بود یه کاری در توان آدم از آدم می‌خواست و در عوض مرتب تعدادی ماهی به آدم می‌داد — از گهواره تا گور.
این فشار روانی (و البته احتمال شکست) همیشه یکی از عوامل گرایش به سوسیالیسمه. یعنی این‌طور نیست همهٔ علاقه‌مندان به سوسیالیسم آدم‌های اخلاق‌گرا* و آرمان‌گرایی** باشند، بلکه اتفاقاً دنبال یک زندگی کم‌فشار و بی‌دغدغه‌اند که بار زندگی اقتصادی از دوششون برداشته بشه و دولت — یا به قولِ اشتباه خودشون “جامعه” — امور اقتصادی رو سامان بده، سهم همه رو هم بده.
اما در اینجا پرسش‌های بزرگ‌تری پیش میاد که دیگه فراتر از این نوشته کوتاهه و باید مجموعه نوشته‌ها و مطالب بنده رو پیگیری کنید تا به ابعاد واقعی پرسش پی ببرید. ولی فقط اجازه بدید یک اشاره مختصر کنم:
بین دو گزینه کاپیتالیسم و سوسیالیسم ما با یک پرسش زیستی بزرگ روبروییم که سرنوشت‌مون رو صفر تا صد رقم می‌زنه. چه فرقی بین جامعه‌ای وجود داره که آدم‌ها مجبورند ماهیگیری رو با همهٔ عواقب و سختی‌هاش یاد بگیرند، و جامعه‌ای که دولت ماهیانه به شهروندانش ماهی می‌ده.
این دو سیستم اجتماعی کاملاً متفاوتند و ویژگی‌های کاملاً متفاوتی دارند که طبعاً بازده‌های متفاوتی هم دارند. این‌طور نیست که بازده جامعه ربطی به سیستمش نداشته باشه. جامعه‌ای که مردمش مجبورند درگیر یادگیری ماهیگیری و رقابت بعدش باشند، بازده بسیار بالاتری داره. در نتیجهٔ این بازده بالاتر شهروندِ فقیرِ جامعهٔ ماهیگیران وضعش از شهروند متوسطِ جامعه‌ای که دولتش ماهی می‌ده، بهتره. جامعهٔ ماهیگیران — جامعه کاپیتالیستی — دائم در حال بهبود مصرف و نوآوریه و گاهی فقط یک فقره از این نوآوری‌ها به کل زندگی در اون جامعهٔ سوسیالیستی می‌ارزه. در جامعهٔ ماهیگیران کسانی که ماهیگیران خوبی نیستند، از پیشرفت ماهیگیران قهار بهره می‌برند و راه پیشرفت اقتصادی از سود رساندن به دیگران می‌گذره.
و در نهایت وای به حال و روز شهروندی که مجبوره در ساحل منتظر بایسته تا بوروکرات (مامور دولت) دفتر و دستکش رو بیاره و ماهی‌ها رو تقسیم کنه.
___
* اخلاق‌گرایی سوسیالیست‌ها توهمی بیش نیست.
** آرمانشهرشون هم ویرانشهره
@Garajetadayoni | گاراژ (https://t.me/Garajetadayoni)

مطالب بیشتری که ممکن است مورد علاقه شما باشند

در جهان سوم، شعور ملت از دولت بیشتر است!

cafeliberal

جاده های هوشمند آینده؛ از خورشیدی تا خودترمیم!

cafeliberal

یوهان گوتفرید فون هردر و نقد تفکر دوره روشنگری

cafeliberal

تائوئیست‌ها، نخستین لیبرتارین‌های دنیا بودند، موری روتبارد

cafeliberal

کنش انسانی نزد لودویگ فون میزس و هانا آرنت

cafeliberal

تعریف سیاست، اندرو هیوود

cafeliberal

دیدگاه خود را درباره این مطلب با ما و دیگران در میان بگذارید (حداکثر ۱۰۰۰ کاراکتر):

این وب سایت از کوکی ها برای بهبود تجربه شما استفاده می کند. ما فرض خواهیم کرد که شما با این مسئله موافق هستید ، اما در صورت تمایل می توانید انصراف دهید. تائید بیشتر بخوانید