31.5 C
تهران
شنبه, ۲۸ شهریور , ۱۴۰۵, برابر با ۲۵۸۵ شاهنشاهی
کافه لیبرال

دکتر جواد طباطبایی: آیا می توان از فلسفه سیاسی در ایران سخن گفت؟

?بدیهی است که همهء فیلسوفان دورهء اسلامی ایرانی نبودند و بویژه در غرب سرزمینهای اسلامی، در آندلس و مغرب عربی، نیز فیلسوفانی که نوشته های برخی از آنان اهمیتی داشت وجود داشته اند. از میان این فیلسوفان می توان به اجمال به ابن رشد، ابن باجه و ابن طفیل اشاره کرد، اما هیچ یک از این فیلسوفان و رساله های آنان نزد اهل فلسفه درایران شناخته شده نبود. وانگهی درهزاره میان برآمدن ابونصرفارابی تا مرگ ملاهادی سبزواری، فلسفه در ایران سنتی پیوسته ایجاد کرده و با آغاز دوران جدید نیز تدریس فلسفهء قدیم در حوزه هایی رواج داشته است.

? تشخص فلسفه ایرانی
ازین حیث، به دو دلیل تشخص فلسفهء ایرانی و بسطی که فلسفه در ایران پیدا کرده است، می توان از فلسفهء سیاسی در ایران سخن گفت. تاریخ این فلسفه، در ایران، به خلاف کشورهای عربی، تاریخی پیوسته بود و می توان، با عزل نظر از چند شارح و فیلسوفی که در کشورهای برآمدند و دولت مستعجلی نیز داشتند، تاریخ فلسفه در ایران را جدای از آنان مورد بررسی قرار داد.

?ایران، مکان تکوین فلسفه متفاوت
یاداوری این نکته دربارهء کاربرد《ایران》به عنوان مکان تکوین فلسفه ای متمایز از مجموع جهان اسلام، ضروری است، زیرا آنگاه که از بسط فلسفهء یونانی در دنیای ایرانی سخن میگوییم، ناچار در اشاره به مکان این بسط، باید از تاریخ فلسفه در 《ایران》 سخن بگوییم، درحالیکه صورتی از همین فلسفه نیز وجود دارد که می توان ان را فلسفهء ایرانی خواند، زیرا موضوع این فلسفه، که شیخ شهاب الدین سهروردی موسس آن بود، صورتی از 《ایران بزرگ فرهنگی》 است.

?فلسفه عربی وجود ندارد
یونان و ایران دو واقعیت تمدنی بزرگ در دنیای باستان و موضوع دو گونهء تامل فلسفی بودند، که از این میان، ایران، به خلاف یونان که دورهء مسیحی نداشت، دوره ای نیز داشته است که ان را دورهء اسلامی می خوانیم. ازاین رو ، آن بخشی از فلسفه ای را که شارحان ان عرب بودند و موضوع آن قوم عرب نیست، بلکه تنها منابع آن به زبان عربی نوشته شده، نمی توان فلسفهء عربی خواند. دوره ای و جریانی از فلسفه در دورهء اسلامی نداریم که موضوع آن 《الشعب العربی》 باشد که نمی توان ماهیت آن را روشن کرد. اینکه اقوامی، فراهم آمده از رعیت های دولت های ملی متفاوت و متناقض، به زبان واحدی سخن بگویند، بویژه اینکه آن زبان زبان آئینی و علمی اقوام ناهمگن در دوره های متفاوت باشد، نمی توان فلسفه ای را که به آن زبان مشترک نوشته شده فلسفهء آن قوم خواند ?

?بخشی از مقدمه نسخه جدید زوال اندیشه که به زودی منتشر می شود.

?کانال اختصاصی نشر آثار و آراء جواد طباطبایی
@javadtabatabai

مطالب بیشتری که ممکن است مورد علاقه شما باشند

دکتر جواد طباطبایی – ایران چیست؟ (۲)

cafeliberal

جواد طباطبایی: درسگفتارهای هشت‌گانه تفسیر پدیدارشناسی روح هگل(متن کامل + ویدئو)

cafeliberal

گفتوگویی تحلیلی و انتقادی منتشرنشده با دکتر جواد طباطبایی

cafeliberal

به مناسبت ﺯﺍﺩﺭﻭﺯ ﺍﺳﺘﺎﺩ ﻓﻠﺴﻔﻪ ﺳﯿﺎﺳﯽ ﺍﯾﺮﺍﻥ دکتر جواد طباطبایی

cafeliberal

دکتر جواد طباطبایی: نقادی نظریه‌ تداوم ایران

cafeliberal

چرا باید طباطبایی بخوانیم

cafeliberal

دیدگاه خود را درباره این مطلب با ما و دیگران در میان بگذارید (حداکثر ۱۰۰۰ کاراکتر):

این وب سایت از کوکی ها برای بهبود تجربه شما استفاده می کند. ما فرض خواهیم کرد که شما با این مسئله موافق هستید ، اما در صورت تمایل می توانید انصراف دهید. تائید بیشتر بخوانید