ما معمولا از جنایتکار میترسیم؛ از کسی که آگاهانه به دیگران آسیب میزند. اما تاریخ بارها نشان داده است که بسیاری از بزرگترین فاجعههای انسانی را نه چند جنایتکار، بلکه انبوهی از انسانهای عادی رقم زدهاند؛ انسانهایی که قضاوت شخصی خود را کنار گذاشتهاند و به تکرارکنندگانِ شعارها، کلیشهها و باورهای آماده تبدیل شدهاند.
بانهوفر، الهیدان آلمانی که در برابر نازیسم ایستاد و سرانجام به دست حکومت هیتلر اعدام شد، در یکی از تأملات مشهور خود نوشت که “حماقت” میتواند دشمن خطرناکتری برای خیر و حقیقت باشد تا شرارت. منظور او از حماقت، کمبود هوش نبود. او دربارهی پدیدهای سخن میگفت که در آن انسان، توانایی داوری مستقل خود را به قدرت، جمع، ایدئولوژی یا هیجانهای جمعی واگذار میکند.
در چنین وضعیتی، دیگر مسئله این نیست که فرد چه اندازه باهوش است. تاریخ نشان داده که افراد تحصیلکرده، متخصص و حتی نابغه نیز میتوانند گرفتار این دام شوند. آنچه از دست میرود، عقل نیست؛ استقلال عقل است.
جنایتکار معمولاً میداند چه میکند. میتوان او را شناخت، افشا کرد و با او مقابله نمود. اما انسانی که دیگر خودش نمیاندیشد، خطر متفاوتی دارد. او نه از روی بدخواهی، بلکه با اطمینان و حتی احساس وظیفه، خطا را بازتولید میکند. به همین دلیل است که گاه خطرناکترین تصمیمهای تاریخ، توسط کسانی اجرا شدهاند که خود را انسانهایی کاملا معمولی و حتی درستکار میدانستند.
امروز نیز این پدیده فقط به حکومتهای تمامیتخواه محدود نیست. شبکههای اجتماعی هر روز نمونههای کوچکی از آن را پیش چشم ما میگذارند. شایعهای بیاساس هزاران بار بازنشر میشود. ادعایی آشکارا نادرست میلیونها نفر را جذب میکند. بسیاری از افراد نه به این دلیل که حقیقت را بررسی کردهاند، بلکه صرفا چون “همه میگویند”، آن را میپذیرند و تکرار میکنند.

خطر واقعی از جایی آغاز میشود که انسان، حقِ اندیشیدن را از خود سلب کند. هرگاه هویت گروهی جای حقیقت را بگیرد، هرگاه وفاداری به یک جناح مهمتر از واقعیت شود، و هرگاه احساسات بر شواهد غلبه کنند، بذر همان پدیدهای کاشته میشود که بونهوفر دربارهاش هشدار میداد.
شاید بزرگترین درس تاریخ این باشد که تمدنها معمولا با کمبود اطلاعات سقوط نمیکنند؛ با کمبود تفکر انتقادی سقوط میکنند. کتابخانهها میتوانند پر باشند، اینترنت میتواند مملو از داده باشد، اما اگر انسانها نخواهند خودشان بیندیشند، هیچ حجم از دانش آنان را نجات نخواهد داد.
و شاید به همین دلیل، خطرناکترین جمله در هر جامعه این نباشد که “من اشتباه میکنم”، بلکه این باشد که “لازم نیست فکر کنم؛ دیگران قبلاً به جای من فکر کردهاند.”
لینک کوتاه: https://bit.ly/4vkQUQ1

