نگاهی به زندگی انقلابیون ۵۷ کنید؛ بیشترشان عنعنه گو، مترجم ادبی، نویسنده آبکی و شاعران ایدئولوژیک بودند.
انقلابهایی که توسط ادبا، روشنفکران و نظریهپردازان ایدئولوژیک هدایت میشوند، اغلب سرشتی متفاوت و در عین حال خطرناکتر از سایر تحولات سیاسی دارند.
زمانی که اهل قلم و تئوریهای مبتنی بر تخیل، به جای سیاستمدارانِ کارکشته، سکاندار تغییرات بنیادین میشوند، مفاهیم انتزاعی و آرمانشهری بر واقعیاتِ پیچیده و عملیِ کشورداری غلبه میکند.
از آنجا که این افراد معمولاً در طول تاریخ از تجربه ملموس، روزمره و دشوارِ اداره دولت و مصالحههای سیاسی دور ماندهاند، و هر آنجه از سیاست میدانند خلاصه در داستان و قصه و شعر است، به جای درک پیچیدگیها، به دنبال پیادهسازی سیستمهای ایدئولوژیک بینقص و مطلقگرایانهای میروند که تنها روی کاغذ زیبا و اغوا کننده هستند.
غرور ادبی این قماش باعث میشود تا تصور کنند میتوانند جامعه بشری را مانند یک ماشین مکانیکی، کاملاً از نو و بر اساس یک نقشه ذهنیِ مهندسیشده طراحی کنند.
در این مسیر، آنها چنان شیفته آرمانهای جذاب و انقلابی خود میشوند که اغلب در برابر پیامدهای استبدادی و ویرانگر این ایدههای اتوپیایی نابینا میگردند. جماعت نویسنده، ادیب و مترجمان وابستهشان، جوامع موجود و نواقص طبیعی آنها را با معیارهای دستنیافتنی و خیالی میسنجند، اما به طرز پارادوکسیکالی تمایل دارند تا خشونتها و سرکوبهایی را که به نامِ «آیندهای موعود» انجام میشود، توجیه یا نادیده بگیرند.
نتیجهی چنین انقلابهایی، معمولاً تخریبِ تهاجمیِ نهادهای ریشهدار، آدابورسوم و خِرد انباشتهشدهی نسلهای پیشین است. درست همانگونه که در ۵۷ بر سر ایران آوار شد. جماعت قلم بدست، با جایگزین کردن نظم ارگانیک، طبیعی و خودجوشِ جامعه با طرحهای خشک و انتزاعی، این تحولاتِ به ظاهر روشنفکرانه، به جای به ارمغان آوردن آزادی، مسیر را برای ظهور استبدادی جدید، خشنتر و تمامعیار هموار کرده و میکنند؛ استبدادی که این بار نه بر پایه سنت، بلکه به نام «حقیقت مطلق» و بر روی ویرانههای نهادهای مدنی بنا شد نتیجهای است بر اعمال مبتنی بر سیطره مخیله.
حال باید دید ایران فردا، از سیطره مخیله رها خواهد شد و بر منطق سیاسی ایران باز خواهد گشت یا در تداوم آن سیطره مخیله با طعم وهم «جمهوری سوم» با چاشنیکروات را تجربه خواهد کرد.
پاینده ایران
https://t.me/iranpazhohi

