29.8 C
تهران
شنبه, ۲۱ شهریور , ۱۴۰۵, برابر با ۲۵۸۵ شاهنشاهی
کافه لیبرال

دوراهیِ بازتوزیع یا رشد اقتصادی

فقر چطوری از بین می‌ره؟ چپِ سوسیال‌دموکرات می‌خواد فقر رو با «بازتوزیع» از بین ببره. یعنی دولت از طریق «بازتوزیع» ثروت رفاه عمومی رو افزایش بده. اما دولت که خودش پولی نداره بازتوزیع کنه، بلکه باید این پول رو از طریق گرفتن مالیات از حقوق‌بگیران، شاغلان، کاسبان و تولیدکنندگان جمع کنه.

طبعاً رفاهی که دولت از این طریق می‌تونه ایجاد کنه، به مقدار پولی بستگی داره که می‌تونه از طریق مالیات جمع کنه. از اونجایی که توزیع رفاه عمومی هزینۀ خیلی سنگینی داره، این رفاه چندان به چشم نمیاد. چرخۀ بی‌پایان مالیات‌گیری از اینجا شروع می‌شه: هر سیاستمداری در هر انتخاباتی برای جمع کردن رأی وعدۀ مزایای دولتی بیشتری رو می‌ده. اما ایجاد این مزایای بیشتر پول لازم داره و باید وُلوم مالیات رو بکشند بالا.

چیزی نمی‌گذره که درصد خیلی بزرگی از درآمدِ مردم می‌ره به خزانۀ دولت. شاغل تکون می‌خوره باید مالیات بده. و از طرف دیگه، دولت مجموعۀ گسترده‌ای از خدمات رو داره رایگان یا ارزان ارائه می‌ده و برای حفظ این مزایا بی‌وقفه باید به شاغلان فشار بیاره و دائم باید درصد و دامنۀ مالیات رو گسترش بده. همین فرایند باعث می‌شه دولت‌های رفاه به بن‌بست برسند، چون افراد زحمتکش با مالیات جریمه می‌شن و افرادی که به حداقل‌ها بسنده می‌کنند با مزایای دولتی پاداش داده می‌شن. اگر بخوام ساده‌ترش کنم: خلاقان و زحمتکشان باید هزینۀ مردم عافیت‌طلب و بی‌انگیزه رو پرداخت کنند. این سازوکار غلط دائم تولید ثروت و بهره‌وری رو کاهش می‌ده و سرمایه‌ها رو فراری می‌ده تا اینکه دولت رفاه به خودویرانگری می‌رسه: یک دولت رفاه بزرگ وجود داره که هزینۀ سنگینی داره، ولی اقتصاد دیگه پویا نیست که مالیات لازم برای این هزینه‌ها رو بسازه. کشتی به گل می‌نشینه.

برگردیم به اول: فقر چطوری از بین می‌ره؟ راه دوم رشد اقتصادیه. در این مدل بازار آزاد با رهبری کارآفرینان شغل و درآمد می‌سازند. دولت عقب‌نشینی می‌کنه و فعالیتش محدود می‌شه به کمک و نظارت. البته این مسئله هم صفر و صدی نیست. یعنی همچنان می‌شه انتظار داشت دولت حداقل‌ها رو در برخی حوزه‌های اساسی ارائه بده، اما بنیاد رفاه دست دولت نیست و دولت باید صرفاً پیشکار و یاری‌رسان اقتصاد آزاد باشه. در این دیدگاه دست کارآفرینان، صاحبان کسب‌وکارها و شرکت‌ها باز گذاشته می‌شه و شرکت‌ها در رقابتی نفسگیر هم باید شغل ایجاد کنند و هم محصولات و خدمات ارزان ارائه بدن. در این شیوه رفاه مردم چطوری فراهم می‌شه: از طریق رشد اقتصادی، افزایش مشاغل، افزایش درآمد و حقوق و به ویژه از طریق افزایش قدرت خرید؛ یعنی افزایش کیفیت و کاهش قیمت کالاها و خدمات به صورت همزمان.

در ویدئو ببینید این بلاگر و کارآفرین آفریقایی در این باره چی می‌گه. ترجمه زیرنویس شده و اگر خواندن روی تصویر سخته این ترجمه:

کارآفرینان شغل ایجاد می‌کنند. شغل، درآمد ایجاد می‌کند. درآمد، ثروت می‌سازد و ثروت به فقر پایان می‌دهد. اما دولت‌های شما جلوی کارآفرینان را می‌گیرند.

بعد تعجب می‌کنید که چرا فقیر هستید؟

راه‌حل فقر، رفاه و رونق اقتصادی است. رفاه را کارآفرینان می‌سازند و کارآفرینان به محیطی مناسب و مساعد برای کسب‌وکار نیاز دارند. بنابراین وقتی کسی به من می‌گوید: «من می‌خواهم از فقرا حمایت کنم، اما طرفدار آزادی اقتصادی نیستم»، در واقع کمکی به فقرا نمی‌کند.

وقتی شروع یک کسب‌وکار را برای کارآفرینان آسان می‌کنید، آنها کسب‌وکار راه می‌اندازند. این کسب‌وکارها شغل ایجاد می‌کنند، شغل‌ها درآمد به وجود می‌آورند و با خرید این کسب‌وکارها از دیگران، کسب‌وکارهای بیشتری نیز شکل می‌گیرند.

مردم این‌گونه از فقر بیرون می‌آیند؛ نه از طریق کمک‌های مالی و نه برنامه‌های دولتی، بلکه از طریق خلق ثروت.

و وقتی راه‌اندازی کسب‌وکار را برای کارآفرینان دشوار می‌کنید، تمام این چرخه را پیش از آنکه حتی آغاز شود، از بین می‌برید.

مهدی تدینی
@Garajetadayoni | گاراژ

مطالب بیشتری که ممکن است مورد علاقه شما باشند

در دفاع از کاپیتالیسم

cafeliberal

فصلی از تاریخ ورق خورد

cafeliberal

پرده‌ای از توسعه‌ستیزی چپ

cafeliberal

«مارکس، موسی و ده‌ فرمان سوسیالیستی»

cafeliberal

«نگاه عاقل‌اندرسفیه ما به تاریخ و بازیگران تاریخی»

cafeliberal

ایران، لیبرالیسم، کاپیتالیسم و اقتصاد آزاد | محمد فاضلی و مهدی تدینی

cafeliberal

دیدگاه خود را درباره این مطلب با ما و دیگران در میان بگذارید (حداکثر ۱۰۰۰ کاراکتر):

این وب سایت از کوکی ها برای بهبود تجربه شما استفاده می کند. ما فرض خواهیم کرد که شما با این مسئله موافق هستید ، اما در صورت تمایل می توانید انصراف دهید. تائید بیشتر بخوانید