در اوایل دهه ۱۹۷۰، مورای راتبارد سؤالی را مطرح کرد که اکثر اندیشمندان سیاسی هرگز آن را بهطور جدی در نظر نمیگیرند: اگر دولت را لغو کنیم چه میشود؟
پاسخ او نه هرج و مرج یا آنارشی به معنای رایج، بلکه جامعهای بود که کاملاً بر پایهی مالکیت خصوصی، مبادلهی داوطلبانه و رقابت بنا شده است.
راتبارد، اقتصاد اتریشی (پراکسئولوژی میزس و نظم خودجوش هایک)، حقوق طبیعی لاک و آنارشیسم فردگرای رادیکال آمریکایی لایسندر اسپنر و بنجامین تاکر را با هم ادغام کرد و اولین نظریهی کاملاً شکلگرفته از جامعهی بدون دولت را ارائه داد: آنارکو-کاپیتالیسم.
راتبارد در کتابهای برجستهی خود «به سوی آزادی نو (https://www.iranketab.ir/book/197241-for-a-new-liberty)» (۱۹۷۳) و «اخلاق آزادی (https://www.iranketab.ir/book/135624-the-ethics-of-liberty)» (۱۹۸۲) اثبات کرد که هر یک از کارکردهای مشروع دولت – حفاظت از شخص و دارایی، حل و فصل اختلافات، و حتی دفاع ملی – میتواند توسط شرکتهای خصوصی رقیب در یک بازار آزاد، کارآمدتر و اخلاقیتر ارائه شود. تمام تعاملات بر یک قانون ساده استوار خواهد بود: اصل عدم تجاوز – هیچکس حق ندارد علیه شخص دیگری یا دارایی که بهطور عادلانه به دست آورده است، خشونت آغازین را اعمال کند. دادگاهها، پلیس و سازمانهای دفاعی، همانند هر صنعت دیگری، بر اساس قراردادهای داوطلبانه و اعتبار عمل خواهند کرد.
راتبارد نشان داد که دولت، یک شر ضروری نیست، بلکه انحصاری از اجبار است که لزوماً حقوق را نقض کرده و بازار را مختل میکند. یک جامعهی واقعاً آزاد، هرج و مرج نیست – بلکه بالاترین تجلی تمدن است، جایی که افراد مالکیت کامل بر خود را حفظ میکنند و صرفاً از طریق رضایت با یکدیگر تعامل دارند.
آنارکو-کاپیتالیسم، پایدارترین و سازشناپذیرترین نتیجهی سنت لیبرال کلاسیک است: اگر آزادی فردی و مالکیت خصوصی واقعاً غیرقابل تعرض باشند، دولت هیچ توجیه اخلاقی یا اقتصادی برای بودن ندارد.
@austro_libertarian

