عموما از مردم دور و اطراف خود شنیده ایم که تا حادثه ای ناگوار رخ میدهد فوری به اینکه کار، کار خودشان است ارجاع میدهند مردم به قدری خودشیفته و خود بزرگ پندار اند که حاضر نیستند مسوولیت عقب ماندگی کشورشان رو به عهده گیرند از قدیم الایام مسوولیت ریز و درشت بلاهایی که بر سرشان می آمده است را به گردن انگلیس می انداختند بعد از چندی که قدرت انگلیس رو به افول گذاشت مسوولیت این عقب ماندگی را متوجه آمریکا ساختند.
ریشه باور به تئوری های توطئه چیست؟ تئوری های توطئه ذاتا عامه پسند و مردم پسند اند زیرا مردم خواهان توضیحات ساده اند در دنیای قدیم که هنوز علم پیشرفت آنچنانی نداشت مردم ریز و درشت وقایع رو به تصمیم و قضا و قدر و مشت الهی گره میزدند اما بعد از چندی که علم پیشرفت کرد و جهان بینی های مذهبی عامه پسندی خود را کم کم و تدریجا از دست دادند مردم وقایع را به تصمیم چند مغز متفکر بسیار باهوش و قدرتمند پشت پرده که یهودی و انگلیسی یا گلوبال اند ربط دادند.
اما اینکه به راحتی مردم جذب تئوری های توطئه گوناگون میشوند را به طور خاص میشود در خرد گرایی برساخت گرا و صنع گرای آنان جستجو کرد که لزوما عالم طبیعت و ساختار های اجتماعی را برنامه ریزی شده و قصدمند و غایتمند میبیند، به عبارت بهتر و به زبانی هایکی نظم طبیعت را نظم تاکسیسی و برساختی نتیجه قصد و غایت و هوش و برنامه یک صانع فوق العاده باهوش میبینند، نه نتیجه پیش بینی نشده تعاملات افراد و اجزای طبیعت. ریشه باور به ایدولوژی های دولت گرا و سوسیالیسم و ناسیونالیسم و غیرو را نیز باید در همینجا جست.
من نام این گرایش عوام پسند را میگذارم اعتقاد به شخص وارگی، باور به شخص وارگی چون توضیح ساده ای به دست میدهد و ذهن را از تحقیقات و فکر و تأملات پیچیده معاف میکند، عموما رایج است در میان مردم، عوام همیشه یا دستکم در اکثریت مطلق قریب به اتفاق اوقات ساختار های پیچیده و عظیم را میخواهند به فکر خود در آورند برای همین آنها را انسان وار تعمق و تأمل میکنند دو نمونه از این ساختار های پیچیده و بزرگ یکی بازار است که به قدری وسیع و پیچیده است که در فهم انسان نمی گنجد و دیگری خداست.
عموم انسان ها هر دو پدیده را شخص وار فهم کرده و درک میکنند به عبارتی سعی میکنند این دو پدیده پیچیده و بزرگ را در خود تأمل و فکر خود کنند برای همین آن دو را شخص وار فهم میکنند و اوصاف انسانی را به آن دو نسبت میدهند مثلا عدالت را به خدا و بازار نسبت میدهند میگویند خدا عادل است یا گاهی اوقات شکایت میکنند که خدا انصاف ندارد یا بازار عادل نیست.
این در حالیست که اساسا مکانیسم اداره و هدایت این دو پدیده غیر شخصی است، جهان در کلیت خود به مثابه فرد واحدیست که از تعاملات خودجوش و پراکنده اجزای خود به وجود آمده و در کلیت خود ثابت است و بازار و نهادهای اجتماعی و قواعد حقوقی ان نیز در کلیت خود کمتر دچار نوسان میشوند ولی اجزا و اعضای آنان به طور پیوسته در حال تغییر و تحول و انعطاف پذیری و جرح و تعدیل اند.
از این منظر تئوری های توطئه را به دلیل شخص وارگی فهم کردن جامعه و نهادهای اجتماعی را باید در امتداد نگاه دینی و سوسیالیستی دولت گرا به عنوان نمونه ای از خرد گرایی صنع گرا نگریست که به راحتی در بین عوام کشور ها طرفداران خود را میابند اینکه گروه های یهودی و فراماسونری مخفی وجود دارند که همه چیز را ساماندهی کرده و پشت ریز و درشت وقایع ناگوار جهان اند.
اساسا پیش بینی ناپذیری و غیر شخص وارگی نهادهای اجتماعی و بازار و جامعه را نمیپذیرد، مخلص کلام اینکه تئوری های توطئه و جملاتی مانند کار کار انگلیس است یا کار کار خودشان است یا فراماسونری و شیاطین جهان را می گردانند و غیرو نمونه ای از مغلطه های انتروپومورفیستی اند.
@liberty_moral

