20.4 C
تهران
جمعه 1 خرداد 1405 برابر با 2585 شاهنشاهی
کافه لیبرال

یک ملت، دو خودرو

جان کلام:
«نتیجۀ کاپیتالیسم‌ستیزی چیزی جز مصرف‌کننده‌ستیزی نیست».

هر قدر تفکری و رویکردی «کاپیتالیسم‌ستیزانه‌تر» باشه، خروجی‌ و نتیجۀ نهایی‌ش هم «مصرف‌کننده‌ستیزانه‌تر» می‌شه. ارتباطی مستقیم بین این دو وجود داره. توضیح و تبیین این ارتباط مستقیم الان در این پست نمی‌گنجه، بلکه تمام نوشته‌ها، مطالب، توضیحات و کتاب‌هایی که من کار کردم همین رو می‌خواد نشون بده. از این جهت این رو عرض کردم تا منتظر توضیح این اصل در این پست نباشید؛ به صد زبان در صد جا توضیح داده‌ام. اما بریم سراغ محتوای این بحث:

دو خودرویی که در تصویر می‌بینید:

هر دوی این خودروها رو یک ملت در یک زمان ساخته. یعنی این دو خودرو خروجیِ صنعت و تولیدِ یک ملت با یک زبان، با یک تاریخ و با یک فرهنگه؛ اون هم در یک زمان: ماشین بالایی اسمش «ترابانت» هست؛ تولیدِ آلمان شرقی در اواخر دهۀ ۱۹۸۰ هست؛ خودرو پایینی هم که نیاز به معرفی نداره؛ مرسدس بنز، سری دابلیو ۱۲۴، تولید ۱۹۸۴.

فرق آلمان شرق و غربی چی بود؟ زبان یکی، فرهنگ یکی، تاریخ یکی! فرقشون سیستم اقتصادی و حکومتی‌شون بود. آلمانی‌های غربی‌ بیشتر از آلمانی‌های شرقی کتاب نخونده بودند؛ غربی‌ها سختکوش‌تر از شرقی‌ها نبودند. نه. فقط نظام یکی سوسیالیستی و نظام یکی بازار آزاد بود.

بیش از نیمی از مردم آلمان شرقی ترابانت سوار می‌شدند؛ مثلاً خودروی ملی (همگانی) بود. شما اگر می‌خواستی ترابانت بخری باید ثبت‌نام می‌کردی و می‌رفتی در نوبت (سوسیالیسم هم که مساوی است با صف). چقدر انتظار؟ چند ماه؟ نه خیر! بفرمایید چند سال. معمولاً ۱۰ سال دورۀ انتظار برای دریافت خودرو بود. حتی به پانزده سال هم می‌رسید. در دههٔ ۱۹۸۰ که دههٔ آخر عمر آلمانی شرقی بود، وعدۀ ۱۰ سال انتظار می‌دادند. حالا اون حواله خودرو خرید و فروش می‌شد (براتون آشنا نیست؟). چرا؟ چون مثلاً کسی که نوبتش نزدیک‌تر بود، حواله‌ش ارزشمندتر بود؟ چرا؟ چون ترابانت‌های دست‌دوم توی بازار به دلیل کمبود عرضه خیلی گرون بود؛ حتی هم‌قیمت صفر بود.

رهبران آلمان شرقی ــ شاید به این دلیل که فهمیده بودند در تکنولوژی هر روز بیشتر از قبل از آلمان غربی عقب می‌افتند ــ توسعۀ خودروی ترابانت رو ممنوع کرده بودند. سوسیالیسم همینه دیگه! دربارۀ همه‌چیز دولت تصمیم می‌گیره! حتی دربارۀ زیرپاییِ خودروها (همون دولتی که مارکس می‌گفت قراره در نظام سوسیالیستی محو بشه؛ اما از قضا دولتی مهیب و توتالیتر بود که دربارۀ همه‌چیز صاحب اختیار مطلق بود). بله، می‌گفتم… دولت آلمان شرقی توسعۀ خودرو رو ممنوع کرده بود، اما تمام ادعای دولت سوسیالیست آلمان شرقی در تمام دوران وجودش این بود که می‌خواد در تأمین مردم به لحاظ کیفی و کمّی از آلمان غربی جلو بزنه. نظر هر دو دیکتاتور آلمان شرقی (اولبریشت و هونِکِر) همین بود که با جلو زدن از آلمان غربی نشون بدن چقدر سوسیالیسم بهتر از کاپیتالیسمه.

اما از اونجا که اساساً سوسیالیسم با حذفِ دیدگاه و اولویت مصرف‌کنندگان به وجود میاد و اختیار امور به جای اینکه دست مصرف‌کنندگان باشه، می‌افته دست دولت، بازنده اصلی مصرف‌کنندگانند؛ یعنی کل جامعه. رهبران سوسیالیست هم هر قدر با ارائه انواع طرح‌ها و برنامه‌ها در باتلاق سوسیالیسم بیشتر دست و پا می‌زدند، بیشتر فرو می‌رفتند. تا اینکه این سیستمِ ماهیتاً معیوب از درون متلاشی شد. — و فرجام ناگزیر کاپیتالیسم‌ستیزی‌ مصرف‌کننده‌ستیزی‌ست

@Garajetadayoni | گاراژ (https://t.me/Garajetadayoni)

لینک کوتاه: https://bit.ly/3RjuYql

مطالب بیشتری که ممکن است مورد علاقه شما باشند

آزادی و غرب‌گرایی

cafeliberal

«آمریکا کشوری نژادپرست است؟»

cafeliberal

نقد و بررسی کتاب لیبرالیسم فون میزس

cafeliberal

بارش ثروت در کوهستان و دامنه‌های فقیر

cafeliberal

«توپخانۀ بورژوازی»

cafeliberal

«زندگی در یک‌قدمیِ جوخۀ اعدام»

cafeliberal

دیدگاه خود را درباره این مطلب با ما و دیگران در میان بگذارید (حداکثر ۱۰۰۰ کاراکتر):

این وب سایت از کوکی ها برای بهبود تجربه شما استفاده می کند. ما فرض خواهیم کرد که شما با این مسئله موافق هستید ، اما در صورت تمایل می توانید انصراف دهید. تائید بیشتر بخوانید