27.6 C
تهران
دوشنبه 2 شهریور 1405 برابر با 2585 شاهنشاهی
کافه لیبرال

جایگاه خاویر میلی در تاریخ لیبرالیسم

از زمان درگذشت هربرت اسپنسر، آخرین رهبر بزرگ لیبرالیسم کلاسیک، در آن دسامبر اندوه‌بار سال ۱۹۰۳، جنبش لیبرال برای بیش از یک قرن خاموش مانده بود.

اگرچه جانشینان و شاگردان او کوشیدند تا میراث اسپنسر را زنده نگه دارند، اما ایستادگی در برابر موج سهمگین دولت‌گرایی که در دوران جنگ جهانی اول و پس از آن با ظهور کینزگرایی به راه افتاد، بسیار دشوار بود.

از آن زمان به بعد، لیبرالیسم در تاریکی و در میان عصر سیاه سوسیالیسم به سر می‌برد. این مکتب بیش از آنکه در کوچه و خیابان حضور داشته باشد، در کتاب‌ها بقا یافت و تنها به لطف گروه کوچکی از روشنفکران که از پذیرش اجماع جدید دولت‌گرایانه سر باز می‌زدند، زنده ماند.

پس از جنگ جهانی دوم، فریدریش هایک احترام و اعتبار فکری عظیمی را به لیبرالیسم بازگرداند. آثار او نشان داد که مشکل، تنها اقتصادی نیست، بلکه ماهیتی اخلاقی و سیاسی دارد. او نسبت به خطرات واگذاری قدرتِ هرچه بیشتر به دولت هشدار داد؛ خطراتی که ما معمولاً از درک ابعاد آن عاجزیم.

سپس میلتون فریدمن موفق شد بسیاری از این ایده‌ها را به میان عموم مردم ببرد. او با زبانی ساده و توانایی فوق‌العاده در برقراری ارتباط، بسیاری را متقاعد کرد که بازارهای آزاد، ثبات پولی و مسئولیت‌پذیری فردی، ستون‌های اجتناب‌ناپذیرِ رفاه و شکوفایی هستند.

دهه‌های ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰ نیز با اصلاحات اقتصادی مهمی همراه بود که دست‌کم تا حدی از ایده‌های لیبرال الهام گرفته بودند. با این حال، لیبرالیسم همچنان از دیدگاه بسیاری، نه به مثابه یک فلسفه جامع مبتنی بر آزادی فردی، بلکه صرفاً به عنوان مجموعه‌ای از سیاست‌های اقتصادی نگریسته می‌شد.

متأسفانه، هیچ‌یک از این احیاگری‌ها موفق نشد جنبشی مردمی با دامنه جهانی ایجاد کند. لیبرالیسم تا حد زیادی به عنوان فلسفه‌ای تحسین‌شده در دانشگاه‌ها، مراکز تحقیقاتی و محافل تخصصی باقی ماند و به‌ندرت به پرچمی تبدیل شد که قادر به بسیج توده‌ها باشد.

اما با ظهور خاویر میلی، این روند تغییر کرد. برای نخستین بار در بیش از یک قرن گذشته، یک اقتصاددان توانست ایده‌های لیبرال را به یک پدیده توده‌ای تبدیل کند. مفاهیمی که دهه‌ها در کتابخانه‌ها محبوس مانده بودند، اکنون به متن سخنرانی‌ها، کارزارهای انتخاباتی، مناظره‌های تلویزیونی و گفتگوهای روزمره راه یافته‌اند.

میلی، لیبرالیسم را بار دیگر به کانون بحث‌های عمومی بازگرداند. او درست همان‌گونه که ریچارد کابدن و جان برایت در قرن نوزدهم عمل کردند، مستقیماً اجماع دولت‌گرایانه‌ای را که بر قرن ما سایه افکنده بود به چالش کشید و با وارد کردن گفتمانی آشکارا لیبرال به مسند ریاست‌جمهوری یک کشور، کنجکاوی جهانیان را برانگیخت.

اگر هربرت اسپنسر می‌توانست ابعاد این پدیده را که توسط خاویر میلی به راه افتاده است به چشم ببیند، درمی‌یافت که فلسفه محبوبش همچنان در برابر هجمه‌های دولت‌گرایی ایستادگی می‌کند. پس از گذشت بیش از یک قرن، دوران رکود طولانی و دردناکی که لیبرالیسم در آن گرفتار بود، به پایان رسیده است. اکنون به اثبات رسیده است که ایده‌های آزادی می‌توانند بار دیگر به پرچم یک جنبش توده‌ایِ جهانی بدل شوند.

🆔 @liberty_institute

لینک کوتاه: https://bit.ly/4vocwv0

مطالب بیشتری که ممکن است مورد علاقه شما باشند

لیبرالیسم چیست و چه نیست؟

cafeliberal

نقش کانت در پیشبرد جامعه به فرهنگ دموکراتیک

cafeliberal

توتالیتاریسم یا تَمامیت‌خواهی به زَبانی ساده!

cafeliberal

آزادی صدرنشین بلامعارض ارزشها

cafeliberal

پرونده ای برای «هایک»

cafeliberal

مالکیت و آزادی قرارداد؛ بنیاد مادی آزادی و شرط بقای نظم آزاد

cafeliberal

دیدگاه خود را درباره این مطلب با ما و دیگران در میان بگذارید (حداکثر ۱۰۰۰ کاراکتر):

این وب سایت از کوکی ها برای بهبود تجربه شما استفاده می کند. ما فرض خواهیم کرد که شما با این مسئله موافق هستید ، اما در صورت تمایل می توانید انصراف دهید. تائید بیشتر بخوانید