34.8 C
تهران
یکشنبه 1 شهریور 1405 برابر با 2585 شاهنشاهی
کافه لیبرال

فرار از بهشت سوسیالیستی

هیچ چیز به خوبی این تصویر نشون نمی‌ده فرار از سوسیالیسم چطور چین رو متحول کرد: یک مکان در دو زمان! اینجا شِنژِن، یکی از بزرگ‌ترین شهرهای کنونی چینه، در سال ۱۹۸۰ فرقی با یک روستا نداشت و حالا… به یکی از بزرگ‌ترین کلانشهرهای صنعتی دنیا تبدیل شده. اگر می‌خوایید بدونید چین چطور کمونیسم رو کنار گذاشت و به غول امروزی تبدیل شد، با پدیده‌هایی مثل شنژن باید آشنا بشید.

شنژن زمانی یک روستای ماهیگیری بود؛ در زمان کمونیسم. اما در عین حال ایستگاه آخر هم بود، برای کسانی که دیگه بُریده بودند می‌خواستند از این بهشت سوسیالیستی به هنگ‌کنگ فرار کنند. هنگ‌کنگ، با نظم کاپیتالیستی‌ش، دقیقاً هم‌مرز شنژن بود ــ که البته اون زمان اسمش بائوآن بود. چینی‌ها با شنا یا قایق‌های کوچک خطر مرگ رو به جون می‌خریدند تا خودشون رو به هنگ‌کنگ برسونند ــ و البته هزاران نفر هم در این راه کشته شدند؛ بسیاری هم بازداشت و روانۀ اردوگاه می‌شدند ــ فرار از بهشت جُرم بود!

در زمانی که شکست سوسیالیسم عیان شده بود، رفته‌رفته در برخی مناطق روستایی اجازۀ مالکیت خصوصی داده شد و چین شروع کرد به آزمایشِ بازار آزاد ــ به زبان ساده، دولتمردان کمونیست چین شروع کردند به اختراع دوبارۀ چرخ در نیمۀ دوم قرن بیستم. البته وقتی ایدئولوژی عقل رو کامل از کار انداخته باشه، نتیجه هم همین می‌شه. یکی از اقداماتی که انجام شد، ایجاد مناطق ویژۀ اقتصادی بود که مثل واحه‌های بازار آزاد در برهوت سوسیالیسم پیدا شدند. بازار آزاد که در چین برچیده شده بود، در این مناطق آزاد دوباره برقرار شد و پیشرفت خیره‌کنندۀ اقتصادی در این مناطق جای دفاع از سوسیالیسم نمی‌گذاشت. البته اعتراف به این واقعیت تلخ خیلی سخت بود. چند دهه حتی حیوانات مجبور شده بودند صبح تا شب سوسیالیسم رو ستایش کنند! حالا چطور می‌شد اعتراف کرد کمونیسم شکست خورده؟!

اما یک بلبشوی اقتصادی هم درست شده بود: مناطق ویژه، مالکیت خصوصیِ محلی، شرکت‌های دولتی و مختلط و برخی شرکت‌های خصوصی کنار هم ملغمه‌ای درست کرده بود. در اینجا طرفداران متعصب سوسیالیسم هر نابسامانی رو می‌انداختند گردن آزادی‌های اقتصادی جدید و سعی می‌کردند وضعیت رو برگردونند به حالت اول. در این شرایط، حامیان اصلاحات اقتصادی سخت در تنگنا قرار گرفتند. متهم می‌شدند به اینکه می‌خوان سوسیالیسم رو برچینند و چین رو به کشوری کاپیتالیستی تبدیل کنند (البته واقعاً چنین قصدی داشتند).

در اینجا یکی تأثیرگذارترین مردان در تحول چین، دنگ شیائوپینگ، از دولتمردان مهم چین کمونیست، تصمیم به مداخله گرفت. در ژانویۀ ۱۹۹۲ از مناطق ویژۀ اقتصادی شنژن و شانگهای دیدن کرد و مصاحبه‌هایی انجام داد که در سراسر چین مورد توجه قرار گرفت. پنج روز در شنژن موند و از ابعاد تحولات شگفت‌زده شد، چون از ۱۹۸۴ دیگه به شنژن نیومده بود. او با تماشای بلوارهای بزرگ، آسمانخراش‌های شیشه‌ای، مراکز خرید شلوغ و تعداد واقعاً بی‌پایان کارخونه‌ها بهت‌زده شده بود. مردم لباس‌های مد روز به تن داشتند، ساعت مچی شیک، دوربین و سایر کالاهای مصرفی لوکس داشتند. سطح درآمدها سه برابر بقیۀ چین بود. سفر نمایشی دنگ به جنوب به صفحه‌ای از تاریخ بدل شد. در رسانه‌های چین بسیار به این سفر توجه شد، چون دنگ به مخالفان اصلاحات اقتصادی حمله کرد. وقتی دنگ به پکن برگشت روزنامۀ خلق سرمقاله‌ای با این عنوان منتشر کرد: «در اصلاحات جسورتر باشید».

دنگ و حامیان اصلاحاتِ بازار‌ـ‌آزادی در زبان سوسیالیسم رو همچنان تکریم می‌کردند، اما کلک زدند و مفهوم سوسیالیسم رو عوض کردند. سوسیالیسم از معنای اصلی‌ش (اقتصاد برنامه‌ریزی‌شده و دولتی، بدون مالکیت خصوصی) تهی شد. دنگ می‌گفت مشخصۀ سوسیالیسم آمادگی برای یادگیری از فرهنگ‌های دیگه‌ست؛ به ویژه از کشورهای کاپیتالیست غربی.(جل‌الخالق!)

برخلاف کشورهای بلوک شرق که پس از فروپاشی سوسیالیسم مارکسیسم به شدت مورد انتقاد قرار گرفت، دنگ و اصلاح‌طلبان همچنان می‌گفتند به مارکسیسم پایبندند، اما منظورشون از «مارکسیسم» هیچ ربطی به مارکسیسم نداشت. دنگ می‌گفت:

«هستۀ مارکسیسم جستن حقیقت در واقعیت‌هاست. این چیزی است که ما باید از آن دفاع کنیم، نه ستایش دانش کتابی. اصلاحات و سیاست گشایش نه به این دلیل که ما به دانش کتابی تکیه کردیم، بلکه به این دلیل که ما به عمل تکیه کردیم و حقیقت را در واقعیت‌ها جستجو کردیم، با موفقیت همراه شد. (…) عمل یگانه معیار حقیقت است.»

این حرفا چیزی جز شیره مالیدن سر مردم نبود؛ اما واقعاً دروغ مصلحتی خیرخواهانه‌ای بود.

از همین مسیر تصویر بالا ساخته شد. شهر شنژن امروز با بیش از ۱۸ میلیون جمعیت، اقتصادی به اندازۀ اتریش یا بلژیک داره؛ تولید ناخالصش ۵۴۰ میلیارد دلاره و سالانه ۳۸۲ میلیارد دلار صادرات داره. دیگه کسی از اینجا برای فرار به دریا نمی‌زنه.

مهدی تدینی
@Garajetadayoni | گاراژ (https://t.me/Garajetadayoni)

مطالب بیشتری که ممکن است مورد علاقه شما باشند

«آمریکا کشوری نژادپرست است؟»

cafeliberal

بارش ثروت در کوهستان و دامنه‌های فقیر

cafeliberal

چرا لیبرالیسم؟ گفتگو با دکتر موسی غنی‌نژاد

cafeliberal

«جهانیان و گربۀ ما»

cafeliberal

بوسه‌های سوسیالیستی

cafeliberal

«برکه‌سازی اقتصاد ایران و تیغ آفتاب»

cafeliberal

دیدگاه خود را درباره این مطلب با ما و دیگران در میان بگذارید (حداکثر ۱۰۰۰ کاراکتر):

این وب سایت از کوکی ها برای بهبود تجربه شما استفاده می کند. ما فرض خواهیم کرد که شما با این مسئله موافق هستید ، اما در صورت تمایل می توانید انصراف دهید. تائید بیشتر بخوانید