کافه لیبرال

آناتومی مختصری از فلسفه و اندیشه در ایران امروز

اندیشه در عسرت

برخی گفتمان های فلسفی در ایران

از فلسفه رایج در دانشگاه های ایران آغاز می کنیم. احراز شرایط برای استخدام، ترفیع پایه، تبدیل وضعیت و ارتقای علمی از وظایف اساتید همه رشته های دانشگاهی از جمله اساتید علوم انسانی و فلسفه است. الزام به انتشار مقالات در مجلات پژوهشی باعث شد در سال های اخیر مجلات پژوهشی متعددی همراه با انبوهی از مقالات اعضای هیات علمی فلسفه و علوم انسانی ایجاد شوند، نشریات و مقالاتی که عمدتا مصرف داخلی مانند استخدام، ارتقای سازمانی اساتید و فارغ التحصیل کردن دانشجویان دکتری داشته اند و کمکی برای حل معضلات نظری و پروژه روشنگری اجتماعی در کشور نکرده اند. به علاوه، مدیریت برخی از دپارتمان های فلسفه و علوم انسانی بر عهده افرادی است که با حمایت از یک تفکر مونولوگ، اجازه بروز و رشد افکار دگراندیش نمی دهند تا مبادا گفتمانی مغایر با گفتمان رسمی در کشور پدید آید. چرا به جای کرسی های آزاداندیشی، آزادی پژوهشی و نقد گفتمان ها را در بطن دانشکده های علوم انسانی نهادینه نمی کنیم تا باعث ارتقا و افزایش اهمیت آنها در جامعه شوند؟ بسیاری از اساتید فلسفه و علوم انسانی هنوز هم مشغول حکمت سینوی، فلسفه صدرایی و اندیشه های منور اشراقی هستند و این گونه مباحث را نه با هدف مطالعات تاریخ اندیشه بلکه تحلیل و پژوهش روز، به خورد افکار عمومی و حتی مخاطبین تخصصی می دهند. غافل از اینکه اعتبار اندیشه های جوهری، جوهری سازی و استخراج حقیقت از روشنایی نور، مدت هاست منسوخ شده است. فضای بسته نقد و تفکر در دپارتمان های علوم انسانی و جذابیت تاریخی آثار متفکرین غربی در ایران، موجب شد برخی از نویسندگان و مترجمین زبردست از طریق انتشارات غیردانشگاهی، به اشاعه و انتشار آخرین نظریات فلسفه غرب بپردازند.

حاصل کار ایجاد یک زبان زرگری لوکس و روشنفکرمآبانه بود که نتوانست گرهی از مسائل نظری جامعه را بگشاید ولی عده بسیاری را دنبال خود روانه کرد با این تصور که در حال استحاله روشنفکرانه هستند.

تحلیل آخرین مسائل و نظریات فلسفه غرب از پساساختارگرایی و ساختارشکنی گرفته تا آثار امثال ژیژک و بدیو فایده ای برای روشنگری اجتماعی و نقد وضع موجود نداشته و کمکی به پروسه نقادی در ایران نکرده اند. این نه به معنای انزجار و اجتناب مطلق از فلسفه غرب بلکه استفاده گزینشی و آگاهانه از آثار غربی با هدف «انتفاع پروژه نقادی در سپهر عمومی ایران» است. این مسوولیتی خطیر و ضروری است.

▪️در ایران امروز به دلیل تغییرات روزافزون در جامعه، اختلافات بسیاری در باورهای فرهنگی، اخلاقی، حقوقی و سیاسی اجتماع وجود دارد. باید تا می توانیم اختلافات و تعارضات خرده فرهنگ ها را به حوزه نظری انتقال دهیم. ولی چنانچه نسخه نظری این تعارضات در سپهر گفتمانی، به شیوه اصولی و آکادمیک تعدیل یا حل و فصل نشوند، تقابل دگماتیک و جاهلانه آنها به اعتراضات و منازعات خیابانی، واکنش های هیجانی توده های مردمی و در نتیجه بحران های اجتماعی حل ناشدنی تبدیل خواهند شد.

منوچهر ذاکر

@cafe_andishe95

مطالب بیشتری که ممکن است مورد علاقه شما باشند

ساکن طبقه ی وسط!

cafeliberal

تأملی بر معضل اجتماعی “بیکاری” فارغ‌التحصیلان دانشگاهی

cafeliberal

روش شناسی لودویگ فون میزس

cafeliberal

خاورمیانه جهنم می‌شود ؟

cafeliberal

هفت ناگزاره در اعتراضات آبی

cafeliberal

فلسفه و معنای زندگی

cafeliberal

این وب سایت از کوکی ها برای بهبود تجربه شما استفاده می کند. ما فرض خواهیم کرد که شما با این مسئله موافق هستید ، اما در صورت تمایل می توانید انصراف دهید. تائید بیشتر بخوانید

ajax-loader