مهم است که بین دو نوع ملاحظه اخلاقی تمایز قائل شویم: اخلاقی که در زندگی خصوصی هر یک از ما اهمیت دارد، نحوه رفتار و عملکرد ما؛ و سپس مواردی که به سیستمهای دولتی و سازماندهی، به روابط بین افراد، مربوط می شود. در ارزیابی روابط بین افراد، من باور ندارم که ارزش اساسی، انجام خیر برای دیگران باشد، خواه آنها بخواهند یا نخواهند. ارزش اساسی این نیست که به دیگران خوبی کنید طبق آنچه خودتان خیر آنها را میبینید.
نباید آنها را مجبور به انجام خوبیها کرد. به نظر من، ارزش اساسی در روابط بین افراد، احترام گذاشتن به کرامت و فردیت همنوعان است؛ همنوع خود را نه به عنوان ابزاری برای دستیابی به اهداف خود، بلکه به عنوان شخصی با ارزشها و حقوق خودش تلقی کنید، شخصی که باید متقاعد شود، نه اینکه مجبور و مغلوب شود یا تحت شستشوی مغزی قرار گیرد. به نظر من این یک ارزش بنیادین در روابط اجتماعی است. در همه سیستمها، چه آنها را سوسیالیسم، سرمایهداری یا هر چیز دیگری بنامید، افراد بر اساس منافع شخصی خود عمل میکنند.
منبع: کافه اندیشه


