▫️فریدمن خیلی به این موضوع علاقمند بود که چگونه تغییرات قیمت یا تورم بر اقتصاد تاثیرگذار است. فریدمن مشاهده کرد انتظارات نقش مهمی در تورم ایفا میکند. او توضیح میدهد که انتظار تورمی نمیتواند بر نرخ بیکاری تاثیر بگذارد، زیرا کارمندان تقاضای حقوق بالاتر کرده یا شغل خود را تغییر خواهند داد تا بتوانند حدودا افزایش قیمتها ناشی از تورم را جبران کنند. در نتیجه نرخ بیکاری ثابت باقی میماند. نکته کلیدی تورم غیرانتظاری است. وقتی تورم بالاتر از انتظار باشد، هزینه پرداخت دستمزد واقعی به کارگران کاهش مییابد. یعنی حقوق او برای جبران تورم کافی نیست.
متن کامل ویدئو:
به سری ویدیوهای ایدههای مهم میلتون فریدمن خوش آمدید.
فریدمن خیلی به این موضوع علاقهمند بود که چگونه تغییرات قیمت یا تورم بر اقتصاد تأثیرگذار است. یک نکته کلیدی از تحقیقات فریدمن در مورد تورم، رد نظریه قدیمی منحنی فیلیپس بود. در سال ۱۹۵۸ اقتصاددان ویلیام فیلیپس متوجه یک رابطه همبستگی بسیار جالب شد. دورههای زمانی تورم بالا با نرخ پایین بیکاری همزمان بودند و بالعکس.
معنی منحنی فیلیپس این است که در اینجا نوعی از رابطه متقابل وجود دارد. میتوان نرخ بیکاری پایینتری داشت اما در صورتی که حاضر باشید نرخهای تورم بالاتر را تحمل یا حتی ایجاد کنید. ایده غالب پس از فیلیپس این بود که رابطهای تقریباً مکانیکی بین تورم و بیکاری وجود دارد. اگر دولت بخواهد بیکاری را کاهش دهد، باید تورم را افزایش دهد. اما چطور چنین چیزی عملی میشود؟ اگر تورم بیشتر از افزایش دستمزدها باشد، یعنی هزینه پرداخت دستمزد واقعی به کارگران کاهشی است. هزینه کمتر کارمند یعنی افراد بیشتری استخدام خواهند شد و در نتیجه کاهش بیکاری.
اما فریدمن مشاهده کرد انتظارات نقش مهمی در این فرایند بازی میکنند. مثلا آنا در حال مذاکره با رئیسش در مورد افزایش حقوق است. او انتظار دارد قیمتها سالانه ۵ درصد رشد کنند، بنابراین افزایش حقوق مورد تقاضای او حداقل ۵ درصد خواهد بود تا مطمئن شود وضعیت او بدتر نمیشود. فریدمن توضیح میدهد انتظارات تورمی نمیتواند بر نرخ بیکاری تأثیر بگذارد زیرا کارمندان تقاضای حقوق بالاتر کرده یا شغل خود را تغییر خواهند داد تا بتوانند حدوداً افزایش قیمتهای ناشی از تورم را جبران کنند. در نتیجه نرخ بیکاری ثابت میماند.
نکته کلیدی تورم غیرانتظاری است. وقتی تورم بالاتر از انتظار آنا و دیگران باشد، هزینه پرداخت دستمزد واقعی به کارگران کاهش مییابد. یعنی حقوق او برای جبران تورم کافی نیست. فریدمن تشخیص داد اگر تورم باعث کاهش نرخ بیکاری بود، چنانچه فیلیپ ادعا میکرد، پس تورم باید به طور مداوم بالاتر از انتظار تورمی باشد. زیرا آنا و سایر کارمندان، انتظار و تقاضای خود را بر اساس مقدار تورم بالاتر موجود تنظیم میکنند. پس تورم باید در آینده حتی بیشتر شود. فریدمن پیشبینی کرد سیاستهایی که از تورم برای کنترل نرخ بیکاری استفاده میکنند پایدار نیستند که این ادعای او در دهههای ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ به اثبات رسید، در زمانی که اقتصاد هم تورم و هم نرخ بیکاری بالا را همزمان تجربه کرد.
این بصیرتها در کنار تحقیقات فریدمن در مورد پول باعث شد او توصیه کند بانکهای مرکزی مانند فدرال رزرو در آمریکا به جای تلاش برای کنترل بیکاری، فقط بر مدیریت تورم تمرکز کنند. توصیه فریدمن برای این اصلاحات شامل ایجاد قوانین شفاف برای ایجاد انتظارات واضح تورمی بود که در نهایت سیاستگذاری بانکهای مرکزی در جهان را متحول کرد. دیگر قسمتهای این مجموعه را در اکوایران ببینید.

