30.4 C
تهران
شنبه 9 خرداد 1405 برابر با 2585 شاهنشاهی
کافه لیبرال

کدوم کره جنوبی؟ «بی‌تی‌اس» یا «سادانگ اوراک»

در جستجوی فرمول پیشرفت کره جنوبی

گروه کره‌ای بی‌تی‌اس یکی از معروف‌ترین گروه‌های موسیقی در جهانه. حتی خودم بارها شنیدم که نوجوون‌های ایرانی عاشق این گروهند و اصلاً به خاطر این گروه کره‌ای یاد می‌گیرند. به طور کلی محصولات فرهنگی ــ مثل سینما و موسیقی ــ ناخواسته تصاویری رو از یک کشور در ذهن خارجی‌ها حک می‌کنه. اما از بی‌تی‌اس هیچ چیز دربارۀ زندگی نوجوانی در کره‌ای نمی‌شه فهمید. وقتی پردۀ تولیدات هنری کره‌ای کنار بره، ناگهان با دنیایی سخت و سختگیر روبرو می‌شد ــ که البته یکی از رموز موفقیت کره‌جنوبی به لحاظ اقتصادی در جهانه.

بذارید از «سادانگ اوراک» شروع کنم. این یه اصلاح کره‌ایه: یعنی «پنج، افتادی، چهار، قبولی» (사당오락 / Sadang-orak). حالا این یعنی چی؟ یعنی اگر بخوای پنج ساعت در شب بخوابی رد می‌شی و اگر می‌خوای قبول شی، باید شب‌ها فقط چهار ساعت بخوابی. دورۀ تحصیل در مدرسه برای کودکان و نوجوانان کره‌ای (و بعد برای جوانان در دانشگاه) بسیار سخت و جدیه. رقابتی سخت و نفسگیر وجود داره. کره‌ای‌های بزرگسال جزو سختکوش‌ترین مردمان جهانند؛ انقدر کار می‌کنند تا بمیرند. کسی در کره به ساعت نگاه نمی‌کنه، منتظر آخر هفته نیست؛ تعطیلی هم اصلا! و کار سن نداره. افراد تا روزی که بتونند کار می‌کنند.

این فرهنگ سختکوشی وقتی بر بستر بازار آزاد و اقتصاد کاپیتالیستی قرار می‌گیره، معجزه‌ای خلق می‌کنه. کره جنوبی در دهه پنجاه یکی از فقیرترین نقاط دنیا بود… تازه از زیر شمشیر ژاپن دراومده بود و بدتر اینکه درگیر جنگی سخت شد؛ بخش شمالی مورد حمایت چین و روسیۀ کمونیست بود، و بخش جنوبی مورد حمایت آمریکا. سه سال جنگ هر چی هم مونده بود، خاکستر کرد. منابع طبیعی هم همه در بخش شمالی بود.

اما این فقیرترین نقطۀ دنیا، امروز یکی از مولدترین و ثروتمندترین کشورهای جهانه؛ فرمولش ساده‌ست: سختکوشی + کاپیتالیسم.

این سختکوشی از دوران مدرسه شروع می‌شه. یک استاد آلمانی وقتی از کره اومده بود، متحیر بود که کتابخانۀ دانشگاه نصفه‌شب پر از دانشجو بود (درحالی که کتابخانۀ دانشگاه آلمان ساعت شش و هفت شب می‌بست).

دولت کره بیست درصد از بودجه‌ش رو به آموزش و پرورش اختصاص می‌ده. اما در عین حال، اقتصاد بازار آزاد در بخش آموزش کره هم بسیار ریشه داره. ۸۰ درصد دانشگاه‌ها در کره بانیان خصوصی داره. هشت دانشگاه کره‌ای در بین ۱۰۰ دانشگاه نوآور جهان قرار دارند. “مؤسسۀ علم و فناوری پیشرفتۀ کره” تنها دانشگاه غیرآمریکایی بود که تونست خودش رو در بین ده دانشگاه برتر جهان قرار بده. با این حال، کره‌ای‌ها اصرار دارند یک مدرک هم از دانشگاه‌های آمریکایی بگیرند؛ به ویژه برای پیشرفت شغلی کمک می‌کنه. تقریباً تمام مناصب برجسته در سیاست و تجارت در اشغال کسانیه که مدرک دکتری‌شون رو از یک دانشگاه آمریکایی گرفتند.

در مقطع تحصیلی پایه حدود صد هزار مرکز تدریس خصوصی (هاگوون) وجود داره و ۷۷ درصد از دانش‌آموزان علاوه بر دروس معمول مدرسه، به طور متوسط ۱۰.۲ ساعت در هفته در این مراکز می‌گذرونند. خانواده‌ها به طور متوسط ۸۰۰ دلار در ماه برای آموزش خصوصی فرزندانشون هزینه می‌کنند.

بذارید با یک مثال سطح دانش‌آموزان کره‌ای دستمون بیاد:

چیزی هست تحت عنوان «آزمون پیسا» (PISA-Test) یعنی برنامه ارزیابی بین‌المللی دانش‌آموزان. این آزمون رو سازمان همکاری و توسعه اقتصادی (مجموعه‌ای از کشورهای توسعه‌یافته) در کشورهای عضو و غیرعضو به منظور سنجش سیستم‌های آموزشی انجام می‌ده. این آزمون عملکرد تحصیلی دانش‌آموزان پانزده‌ساله در ریاضیات و علوم رو بررسی می‌کنه. این برنامه اولین بار در سال ۲۰۰۰ انجام شد و سپس هر سه سال یکبار تکرار شد. ببینیم دانش‌‌آموزان کره‌ای در آزمون پیسا چطور عمل کردند:

دانش‌آموزان کره جنوبی در علوم رتبۀ یازدهم رو از بین ۷۰ کشور (آلمان رتبۀ ۱۶، ایالات متحد رتبۀ ۲۵) و حتی رتبه هفتم رو در ریاضیات در سراسر جهان کسب می‌کنند. نکته بسیار درخورتوجه اینه: در حالی که در کشورهای توسعه‌یافته، درصد دانش‌آموزان با عملکرد فوق‌العاده بالا به طور متوسط ۱۵.۳ درصده، اما این رقم در کره جنوبی ۲۵.۶ درصده! بسیار بالاتر از حد میانگین. یا برعکسش: در کشورهای توسعه‌یافته ۱۳ درصد دانش‌آموزان کم‌توان ارزیابی می‌شن، اما این رقم در کره تنها ۷.۷ درصد.

اکثر دانش‌آموزان به کلاس‌های خصوصی می‌رن تا به مدرسۀ بهتری برن، و بعد تا به دانشگاه بهتری برن. رقابت سختی وجود داره. و این رقابت سازوکار اصلی پیشرفت یک جامعه‌ست (چیزی که چپ شدیداً باهاش مشکل داره و به بهانه‌های مختلف بهش می‌تازه). همین سختکوشی کره‌ای‌ها در اقتصاد بزرگ‌ترین برندها رو ساخته ــ و البته برای مردم شمالی بدبخت، این سختکوشی شده مایه رژه رفتن و پرچم تکون دادن برای دودمان مشمئزکنندۀ کیم!

@Garajetadayoni | گاراژ (https://t.me/Garajetadayoni)

لینک کوتاه مقاله: https://bit.ly/4edjiy9

مطالب بیشتری که ممکن است مورد علاقه شما باشند

«ادیان سکولار و بهشت و دوزخ زمینی»

cafeliberal

آزادی و غرب‌گرایی

cafeliberal

فاشیسم، معمایی نظری؛ با حضور مهدی تدینی، مسعود یوسف‌حصیرچین و مهرداد بهراد

cafeliberal

ذهن خیرخواه و دست شرور

cafeliberal

دلایل لیبرالیسم‌ستیزی

cafeliberal

نقد و بررسی کتاب لیبرالیسم فون میزس

cafeliberal

دیدگاه خود را درباره این مطلب با ما و دیگران در میان بگذارید (حداکثر ۱۰۰۰ کاراکتر):

این وب سایت از کوکی ها برای بهبود تجربه شما استفاده می کند. ما فرض خواهیم کرد که شما با این مسئله موافق هستید ، اما در صورت تمایل می توانید انصراف دهید. تائید بیشتر بخوانید