28.7 C
تهران
دوشنبه 11 خرداد 1405 برابر با 2585 شاهنشاهی
کافه لیبرال

چپ و کارزار برابری: آیا نزاع چپ و راست یک دعوای حیدری/نعمتی است؟

🔹 آیا نزاع تاریخی چپ و راست یه جور دعوای حیدری/نعمتی است و شبیه کُری خوندن‌های استادیومیه؟ و بایستگی خاصی واسه ورود به این نزاع، وجود نداره؟ در پاسخ باید گفت نخست ببنیم دعوا سر چیه تا بعدش بگیم مهم و واقعیه یا نه.

🔹 از گذشته‌های دور و تا دوران مدرن، یکی از اصلی‌ترین پایه‌های مشروعیت حکومت‌ها به اینه که یک نظام عادلانه باشن. عدالت از دیرباز تعاریف گوناگونی داشته، اما لااقل در دوران مدرن، تعریف رایج عدل و داد یعنی تاسیس نظام مبتنی بر آزادی و برابری شهروندان.

🔹 در واقع بیشتر جریان‌های مدرن دنبال پایه‌گذاری سامانه‌های سیاسی و اقتصادی هستن که بیشترین آزادی و بیشترین برابری رو برای شهروندان ایجاد کنه. حالا اختلاف چپ و راست از کجا آغاز میشه؟ اختلاف سر اصل آزادی و برابری نیست، اختلاف اساسی در تعریفی هست که از آزادی و برابری وجود داره.

🔹 اجازه بدید در این یادداشت کوتاه به اختلاف بر سر تعریف برابری بپردازیم و در یه یادداشت دیگه به موضوع آزادی. از تعریف برابری آغاز کنیم که مورد علاقه چپ‌هاست. در نگاه راست، برابری یعنی برابری حقوقی، یعنی آدم‌ها در برخورداری از حقوق بنیادین و قانونی، همه با هم برابر هستن، همچنین به طور کلی همه در برابر قانون هم برابرن و این برابری حقوقی باید در چارچوب حکومت قانون تضمین بشه.

🔹 اختلاف با چپ دقیقا از اینجا آغاز میشه که چپ‌ها نظام برابری حقوقی رو روبنای سرمایه‌داری می‌دونن و میگن تا وقتی برابری حقیقی وجود نداشته باشه، برابری حقوقی حرف مفته و دقیقا هم منظورشون از برابری حقیقی، برابری اقتصادیه. یعنی میگن همه انسان‌ها به صورت حقیقی (اقتصادی) باید با هم برابر باشن تا برابری حقوقی ایجاد بشه. از این نظر در واقع چپ، کمپین و کارزار برابریه، اونم در واقع برابری اقتصادی.

🔹 در نقطه مقابل راست‌ها معتقدن بشر در طول تاریخ چند میلیون ساله خودش، هر چقدر نظام‌های سیاسی و اقتصادی پیچیده‌تری ایجاد کرده و ابزارهای پیچیده‌تری ساخته، طبیعتا نیاز به تقسیم کار و نظام سلسله مراتب اجتماعی و طبقه‌بندی مشاغل شکل گرفت و در نتیجه برابری اقتصادی که چپ‌ها میگن عملا حرف مفته و پیش نیاز تحققش اینه که آدمیزاد از نظام پیچیده اجتماعی و اقتصادی برگرده به همون دوران خوشه چینی و شکار! اون برابری اقتصادی که چپ‌ها وعده میدن لازمه‌ش اینه که دوباره برگردیم به دوران ماقبل تمدن تا اون شکل از برابری اقتصادی ممکن بشه وگرنه با وجود نظام‌های پیچیده سیاسی و اقتصادی و ابزارهای تولید پیچیده صنعتی، طببعتا تقسیم کار و نظام طبقه‌بندی مشاغل شکل می‌گیره و طبعا آدم‌ها از نظر ثروت، قدرت، منزلت نمی‌تونن با هم برابر باشن و هر عقل سلیمی هم اینو متوجه میشه و درک می‌کنه.

🔹 در حوزه اقتصادی و از نظر برابری اقتصادی، تنها میشه در حقوق و ازادی‌های بنیادین با هم برابر بشیم و در مقابل قانون همه برابر هستیم اونم در چارچوب نظام کنستیتوسیون و حکومت قانون.

🔹 از نظر اقتصادی در بهترین حالت میشه برابری رو در تامین نیازهای اساسی مانند بهداشت و درمان و آموزش و برابری در حداقل‌های ضروری و برابری فرصت‌ها پیاده کرد، نه بیشتر. هوس برابری اقتصادی همگانی که چپ‌ها بهش اعتقاد دارن در واقع خودش یک جور بی‌عدالتی آشکار هست.
🔹 در نگاه راست، انسان آزاد کسیه که برده نیست، یعنی تعریف آزادی و انسان آزاد در نگاه راست خیلی روشنه. در یه جمله فرد آزاد فردی هست که برده نیست. یعنی چی انسان آزاد فردیه که برده نیست؟ یعنی دقیقا هر چیزی که برده هست انسان آزاد دقیقا اون چیزا نیست.

برده اختیاری واسه تصمیم‌گیری واسه زندگیش نداره، مثلا نمی‌تونه خودش تصمیم بگیره که امروز باید چیکار کنه، انسان آزاد، برده نیست یعنی اختیار داره خودش واسه خودش و زندگیش تصمیم بگیره. برده اجازه نداره واسه خودش کسب و کاری مستقل از اربابش داشته باشه. انسان آزاد می‌تونه واسه خودش کسب و کار راه بندازه. برده هیچ حقوق مالکیتی نداره و نه تنها نمی‌تونه مالک چیزی باشه که خودش جزو اموال یک نفر دیگه‌س، انسان آزاد حق مالکیت داره. برده حق  اظهار نظر خاصی نداره، انسان آزاد، آزادی بیان داره. برده، حق رای دادن و فعالیت سیاسی نداره، انسان آزاد حق رای و فعالیت سیاسی داره. برده حتی نمی‌تونه جا و محل سکونتش رو خودش تعیین کنه، انسان آزاد می‌توته‌. برده نه اجازه داره مستقل از اربابش واسه خودش تولید ثروت کنه و نه مالک ثروتی هست که تولید می‌کنه، انسان آزاد حق داره تولید ثروت کنه و مالک ثروتی هست که تولید می‌کنه. این فهرست از مثال‌ها رو میشه خیلی طولانی‌تر کرد اما دقیقا در تعریف راست‌ها،  انسان آزاد، یعنی انسانی که برده کسی نیست، افراد نه برده دولت هستن و نه برده افراد دیگه.

🔹 چپ‌ها چون برابری براشون بسیار مهمه و برابری رو نه به معنای برابری حقوقی و برابری در مقابل قانون، بلکه به قول خودشون برابری حقیقی و برابری اقتصادی می‌دونن، دقیقا با تعریف راست‌ها از آزادی هم به شدت مخالفن و معتقدن این شکل از آزادی باعث ایجاد نابرابری‌های گسترده واقعی میشه و در نتیجه این آزادی‌ها حتما باید توسط دولت، محدود بشه. مثلا میگن آزادی افراد در تولید ثروت و حق مالکیت بر ثروت تولیدی، باعث میشه اون افراد میلیونر و میلیاردر بشن و این باعث نابرابری اقتصادی میشه و باید بر میزان تولید ثروت توسط افراد سقف گذاشت و اجازه نداد افراد بتونن از یک حدی بیشتر ثروت تولید کنن و میلیونر یا میلیاردر بشن. واسه همینه که هایک به این رویکرد چپ‌ها می‌گفت راهی به سوی بردگی!

🔹  خلاصه این که دعوای چپ و راست یه دعوای حیدری/نعمتی نیست و اصلا مثل کل کل‌های استادیومی هم نیست. اینجوری نیست که کسی بتونه تنزه‌طلبانه بگه من کاری به دعوای چپ و راست ندارم و جنگ هفتاد و دو ملت همه را عذر بنه! نمیشه یک فهرستی از واژه‌های زیبا تهیه کنید و بگید من نه چپم، نه راستم و بلکه طرفدار انسان و کرامت انسان و آزادی و برابری و فلان و بیسار هستم. اختلاف در پذیرش کلیات این واژه‌ها و مفاهیم نیست، بلکه شیطان در جزییات است و دقیقا اختلاف در تعریف آزادی و برابریه که نزاع چپ و راست را درست کرده.

✍️ مهدی الیاسی

@tarikh_eghtesaad1

لینک کوتاه مقاله: https://bit.ly/4dWX0j6

مطالب بیشتری که ممکن است مورد علاقه شما باشند

به بهانه روز جهانی فلسفه: صدای سقراط

cafeliberal

اسطوره دولت

cafeliberal

فلسفۀ سیاسی

cafeliberal

مدرنیسم و روشنگری

cafeliberal

عملکردِ سه جریانِ فکریِ چپ، نواندیشیِ دینی، و راستِ ضدمدرنیته و خرد‌ستیز پس از انقلاب ۵۷

cafeliberal

دولت علیه دولت!

cafeliberal

دیدگاه خود را درباره این مطلب با ما و دیگران در میان بگذارید (حداکثر ۱۰۰۰ کاراکتر):

این وب سایت از کوکی ها برای بهبود تجربه شما استفاده می کند. ما فرض خواهیم کرد که شما با این مسئله موافق هستید ، اما در صورت تمایل می توانید انصراف دهید. تائید بیشتر بخوانید