نژاد پرستی شکلی از جمع گرایی، آین رند

نژادپرستی پست ترین و بی رحمانه ترین شکل از جمع گرایی است. نژادپرستی برای اصل و نسب ژنتیکی انسان اهمیت و اعتبار اخلاقی، اجتماعی و سیاسی قائل میشود و بر این باور است که خصیصه های عقلی و شخصیتی فرد از شیمی بدن او نشأت می گیرد و از طریق آن منتقل می شود. این در عمل بدان معناست که انسان باید بر اساس ویژگی های شخصیتی و اعمال جمعی از نیاکانش مورد قضاوت قرار گیرد نه بر اساس شخصیت و اعمال خودش.

نژاد پرستی ادعا می کند که آدمی محتوای ذهن خود را یعنی محتوای شناختی خود را و نه دستگاه شناختی را به ارث می برد؛ و اندیشه ها، ارزش ها و شخصیت هر فرد توسط عوامل جسمی خارج از کنترل او از پیش تعیین شده است حتی قبل از آنکه فرد به دنیا بیاید. این بدوی ترین نسخه از نظریه ایده های ذاتی، ( innate ideas)  یا دانش موروثی است که توسط فلسفه و علوم تجربی کاملا رد شده است. نژادپرستی نظریه درنده خویان است.در خدمت منافع انهاست نسخه ای حیوانی از جمع گرایی است . …..به لحاظ تاریخی، نژادپرستی همواره تحت تأثیر رونق و افول دیدگاه جمع گرایی، دستخوش رونق و افول شده است. دیدگاه جمع گرایی این است که فرد هیچ حقی ندارد، جان و مال و کارش متعلق به گروه است (یعنی متعلق به جامعه، به قبیله، به دولت، به ملت و گروه می تواند برای رسیدن به خواسته ها و منافع خویش هر فردی را به دلخواه قربانی کند. تنها راه اجرا و پیاده سازی این طرز فکر، توسل به نیروی قهری فیزیکی است و دولت گرایی (یعنی اعتقاد به تمرکز قدرت سیاسی و اقتصادی در دست دولت مرکزی) (statism) همواره یکی از پیامدهای سیاسی جمع گرایی بوده است …دولت گرایی از دل جنگ های قبیله ای پیشا تاریخی بیرون می آید، از درون این دیدگاه که افراد یک قبیله باید قربانی قبیله دیگر شوند……..

تنها  یک ‌ پادزهر  برای  نژادپرستی  وجود ‌‌ دارد : فلسفه فردگرایی و دستاوردسیاسی- اقتصادی آن، یعنی کاپیتالیسم مبتنی بر اقتصاد آزاد. فردگرایی،انسان ‌ها را یعنی فرد فرد انسان ها را، به عنوان یک موجود مستقل و ارباب خویش به می آورد که از حق حیات برخوردار است، حقی که قابل انتقال به کسی و ریشه در ماهیت و ذات انسان به عنوان یک موجود عقلانی دارد. بر این باور است که یک جامعه متمدن و دیگر اشکال انجمن های که به  صورت مسالمت آمیز با یکدیگر همکاری با همزیستی دارند تنها در صورتی می تواند شکل بگیرد که در آنها حقوق فردی افراد به رسمیت شناخته می شود …در یک بازار آزاد، نیاکان یک فرد یا خویشاوندان با ژنها یا شیمی بدن او هیچ اهمیتی ندارد، بلکه فقط یک ویژگی او اهمیت دارد: توانایی و قابليت تولید .  کاپیتالیسم فرد را تنها براساس قابلیت و اراده فردی او قضاوت می کند و بر این اساس به او پاداش می دهد.

هیچ نظام سیاسی نمی تواند توسط قانون یا توسط زور)  عقلانیتی  جهان گستر به وجود آورد. ولی کاپیتالیسم تنها نظامی است که با عمکرد خود به عقلانیت پاداش میدهد و همه گونه های عدم عقلانیت، از جمله نژادپرستی، را کیفر می دهد. تاکنون در هیچ جایی از جهان یک نظام کاپیتالیستی کاملا آزاد برپا نشده است. ولی آنچه که بسیار اهمیت دارد همبستگی میان نژاد پرستی و کنترل های سیاسی در اقتصادهای نیمه آزاد   سده نوزدهم است که در آنها میزان آزارو اذیت اقلیت ها به بهانه های نژادی و یا مذهبی با درجه آزادی کشورها نسبت عکس داشت. هر جا میزان نظارت بر اقتصاد بیشتر بود، مانند روسیه و آلمان، نژاد -پرستی هم بیشتر بود و هرجامیزان آزادی بیشتر بود، مانند انگلستان، نژاد پرستی کمتر بود.

این کاپیتالیسم است که به آدمی امکان می دهد نخستین گام هایش را به سوی آزادی و در راه زندگی خردمندانه بردارد. این کاپیتالیسم است که به کمک تجارت آزاد مرزهای ملی و نژادی را در می نوردد. این کاپیتالیسم است که آثار اسارت و بردگی را در همه کشورهای متمدن جهان از میان می برد. این کاپیتالیسم شمالی است که بردگی فئودالی کشاورزی را درجنوب آمریکا از بین می برد.

 

@austrianschool⏪⏪⏪

مطالب بیشتری که ممکن است مورد علاقه شما باشند

جنایت علیه بشریت را متوقف کنید

cafeliberal

آیا فقرا فقیرتر شده‌اند؟

cafeliberal

یوهان گوتفرید فون هردر و نقد تفکر دوره روشنگری

cafeliberal

ايمانوئل کانت و حقوق بشر

cafeliberal

متفکران چپ نو، راجر اسکروتن

cafeliberal

رسمی کردن جنایتی علیه زنان، زیر نام میراث فرهنگی ایرانیان

cafeliberal

این وب سایت از کوکی ها برای بهبود تجربه شما استفاده می کند. ما فرض خواهیم کرد که شما با این مسئله موافق هستید ، اما در صورت تمایل می توانید انصراف دهید. تائید بیشتر بخوانید

ajax-loader