کافه لیبرال

چرا فرومایه‌ترین عناصر جامعه در صدر نشسته‌اند

طی ساعات گذشته موضوع اینترنت و طرح مجلس انقلابی برای محدودسازی آن به مهمترین موضوع فضای مجازی تبدیل شده است. لازم به توضیح نیست که طراحان و پیشنهاددهنگان این طرح از چه سابقه‌ای برخوردارند، با جستجوی ساده‌ای فرومایگی این افراد هویدا می‌گردد. اما این به اصطلاح نمایندگان مدعی‌اند این طرح کارشناسی شده است. با کمی بررسی در بین کارشناسان مدافع طرح با اسامی چون روح الله مؤمن نسب مواجه می‌شویم. کسی که اظهار نظر جنجالی او در باب بارداری دختری نوجوان به دلیل استفاده از تلگرام در خاطرمان است.
متأسفانه ساحات مختلف جامعه از وجود چنین کارشناسانی! بی‌بهره نیست. افرادی که غالب آنها از مؤسسه‌ای خاص مدارک خود را اخذ کرده‌اند که رسالت تربیت بدنه کارشناسی حاکمیت را دارد. اسامی این به اصطلاح کارشناسان را از تریبونهای مختلف می‌شنویم کارشناسانی که در یک موضوع مشترکند و آن طرح موضوعات شاذی است که از علوم آکادمیک هیچ نشانه‌ای در آنها یافت نمی‌شود. از حاملگی با تلگرام تا آزاد بودن اقتصاد ایران نسبت به چین، انواع و اقسام نظراتی است که می‌شنویم.
اما چگونه‌ است که این فرومایگان امروز تبدیل به متکلمان وحده در حوزه‌های مختلفند و چرا با کمی تدقیق در بین این افراد که در رئوس قدرت هم جایگاه و نفوذ دارند متوجه سطح نازل دانش این افراد می‌شویم گویی از عمق تاریخ و از عصر غارنشینی به زمانه ما پرتاب شده‌اند. این سوال را هایک به شرح زیر پاسخ می‌دهد.

چرا در نظام های توتالیتر ظاهرا نیرومند به جای تشکیل، توسط قوی ترین و بهترین عناصر جامعه به دست بدترین عناصر جامعه تشکیل می‌شوند و فرومایه‌ترین عناصر بر صدر می‌نشینند؟
عموما هرچه سطح تحصیلات و هوش افراد بالاتر باشد سلیقه‌ها و نظریاتشان بیشتر با هم فرق خواهد داشت و احتمال توافقشان بر سر سلسله مراتب خاصی از ارزشها کمتر خواهد بود اگر در پی یکسانی و مشابهت شدید نظرگاه‌ها باشیم باید به سطوح پایین‌تر معیارهای اخلاقی و فکری نزول کنیم که غرایز و سلیقه‌های بدوی و عامیانه بر آن حاکم باشند.
مراد این نیست که اکثر مردم دارای معیارهای اخلاقی نازلند، مقصود صرفا این است که بزرگترین گروه افرادی که ارزشهایشان باهم مشابهت نزدیک داشته باشند مردم دارای معیارهای نازلند. آنچه بیشترین عده افراد را با یکدیگر متحد می‌کند به اصطلاح ریاضی پایین‌ترین مخرج مشترک است. اگر به گروه کثیری نیاز باشد آنقدر نیرومند که نظریات خود را درباره ارزش‌های زندگی بر همه دیگران تحمیل کند این گروه هرگز مرکب از افراد دارای سلیقه‌های بسیار متمایز و پرورش یافته نخواهد بود بلکه گروهی خواهد بود از توده مردم به معنای تحقیری و تذلیلی آن واژه، یعنی افرادی که با کمترین ابتکار، اصالت و استقلال، که خواهند توانست با تکیه بر وزن عددی خود و نه تکیه بر توان اندیشه و تفکر خود آرمان‌های خاص حاکمان را پیش ببرند.
ولی اگر بنا باشد دیکتاتور کلا بر کسانی تکیه کند که غرایز ساده و بدوی ایشان بسیار مانند یکدیگر است تعداد محض نمی تواند به کوشش‌های آنها وزن کافی دهد دیکتاتور ناگزیر خواهد بود با جلب عده بیشتری به آن مرام ساده، به گروه اصلی بیفزاید و اینجا دومین اصل گزینش منفی وارد کار می‌شود. افراد سر به راه و ساده لوح که از خودشان اعتقادات راسخ ندارند و برای پذیرفتن نظام حاضر و آماده ای از ارزش‌ها مستعدند. مشروط به اینکه کسی با فریاد، بارها و بارها مطلب را در گوششان فروکند، دیکتاتور موفق به جلب پشتیبانی چنین کسانی خواهد شد افکار مبهم و درست شکل نگرفته این افراد به آسانی تغییر میکند و شور و حرارات و عواطفشان زود برانگیخته می شود و صفوف حزب توتالیتر از این افراد پر خواهد شد.

با ادامه عوام فریبی که می‌خواهد گروهی از حامیان منسجم و متجانس را به وجود آورد سومین و مهمترین عنصر منفی گزینش افراد دون مایه پا به صحنه می‌گذارد ظاهرا این یکی از قوانین حاکم بر سرشت آدمی است، توافق بر سر برنامه ای منفی یا تنفر از دشمن یا حسادت به متنعم تران برای مردم آسانتر از موافقت درباره هرکار مثبتی است. تبعیض بین «ما» و «آنها» و پیکار مشترک با افراد خارج از گروه یکی از اجزای سازنده هر مرامی است که قرار است گروهی را برای عمل مشترک به هم جوش دهد و بنابراین همیشه مورد استفاده کسانی قرار می‌گیرد که نه تنها در پی جلب پشتیبانی از سیاست خاص بلکه خواهان وفاداری بی چون و چرای توده‌های عظیم مردمند. وجود دشمن، خواه دشمن داخلی و خواه دشمن خارجی همیشه در زرادخانه رهبر توتالیتر واجب و چشم ناپوشیدنی است.

اینگونه است که مجموعه افرادی که در اطراف حاکم توتالیتر جمع شده و او را مورد حمایت قرار می‌دهند مجموعه‌ای از فرومایه‌ترین افراد جامعه‌اند که هیچ‌گونه استقلال فکری نداشته و در نازل‌ترین سطوح از معیارهای علمی قرار دارند.
https://t.me/Catalax

مطالب بیشتری که ممکن است مورد علاقه شما باشند

حملۀ چپ به نئولیبرالیسم،سنگر عافیت طلبی و محافظه کاری

cafeliberal

نامه‌‌ی تاریخی جوردانو برونو به پاپ كِلِمِنت هشتم

cafeliberal

بنیان‌های نظری ناسیونال لیبرالیسم

cafeliberal

چرا سوسیالیسم محکوم به شکست است؟

cafeliberal

ده ویژگی انسان مدرن

cafeliberal

برخی نارسایی‌های جدی در ایده‌های مارکس

cafeliberal

این وب سایت از کوکی ها برای بهبود تجربه شما استفاده می کند. ما فرض خواهیم کرد که شما با این مسئله موافق هستید ، اما در صورت تمایل می توانید انصراف دهید. تائید بیشتر بخوانید

ajax-loader