دولت چیست؟ دولت ما نیست!
روتبارد نشان میدهد دولت نه نماینده مردم است و نه نهادی خیرخواه، بلکه تنها سازمانی است که انحصار خشونت و اخذ مالیات اجباری را در اختیار دارد.
ریشههای دولت در غارت
به باور او، دولت هرگز از قرارداد اجتماعی شکل نگرفته؛ بلکه از دل فتح و بهرهکشی سر برآورده است.
چگونه دولت خود را حفظ میکند؟
با زور فیزیکی + پشتیبانی ایدئولوژیک روشنفکران. از «حق الهی پادشاهان» تا «ترس از دشمن خارجی»، همگی ابزار مشروعیتبخشیاند.
گسترش بیپایان قدرت دولت
از قانون اساسی تا نظارت قضایی، همه در نهایت به خدمت توجیه افزایش قدرت دولتی درمیآیند.
دولت ضدسرمایهداری
برخلاف مارکسیستها، روتبارد میگوید دولت همیشه در تقابل با بازار آزاد و تولید داوطلبانه بوده است.
ترسهای اصلی دولت
جنگ و انقلاب بزرگترین تهدیدهای بقای آن هستند؛ جنگها همیشه بهانهای برای افزایش قدرت دولت بودهاند.
روابط دولتها = جنگ و فتح
تمایل طبیعی هر دولت به گسترش قلمرو، موتور همیشگی جنگهاست.
تاریخ = جدال آزادی و سلطه
تاریخ بشر را میتوان مبارزهای میان قدرت اجتماعی (تولید، همکاری) و قدرت دولت (زور، غارت) دانست.

