در دهههای گذشته، حکومت ایران همواره تلاش کرده خود را با شعار 《دولت مستضعفین 》مدافع عدالت اجتماعی و دشمن شکاف طبقاتی معرفی کند؛ اما واقعیت زندگی روزمره مردم نشان میدهد آنچه در عمل شکل گرفته، نه یک جامعه برابر، بلکه نوعی سرمایهداری رانتی و انحصاری است که حتی از بسیاری از کشورهای سرمایهداری کلاسیک نیز نابرابرتر عمل میکند.
در تئوری، حکومتهایی مانند ایران، کره شمالی، کوبا، ونزوئلا در زمان چاوز و مادورو، که شعارهای سوسیالیستی یا شبهکمونیستی میدهند، ادعا میکنند هدفشان توزیع عادلانه ثروت و جلوگیری از انحصار سرمایه است. اما در عمل، وقتی اقتصاد در اختیار دولت، نهادهای وابسته و حلقههای محدود قدرت قرار میگیرد، رقابت آزاد از بین میرود و ثروت بهجای توزیع شدن، در دست اقلیتی خاص متمرکز میشود. نتیجه چنین ساختاری، شکلگیری طبقهای ممتاز است که بدون رقابت واقعی، به منابع، رانت، اطلاعات، اینترنت آزاد، آموزش بهتر و فرصتهای اقتصادی دسترسی دارد؛ در حالی که اکثریت جامعه روزبهروز فقیرتر میشوند. حتی در روزهای اخیر شاهد ترک تحصیل برخی دانش آموزان و نگرانی برخی دیگر از آنها برای ادامه تحصیل هستیم. قیمت اجناس ساعتی بالا میرود و شمار تعدیل نیروها سربه فلک کشیده و پس انداز مردم نیز در قدم های نهایی پایان است و بازنشستگانی نیز حقوق دریافت نکرده اند و دارو نیز کماکان با کمبود مواجه است.
این همان تناقض بزرگ حکومتهایی است که با شعار «برابری» آغاز میکنند اما در نهایت، جامعه را به دو بخش تقسیم میکنند: اقلیت برخوردار و اکثریت محروم. که بجای توضیح محرومیت برای مردم رو به فرافکنی میاورند و تقصیرات را گردن کشورهایی با نظام سرمایه داری می اندازند که اگر آنها مارا تحریم نمیکردند الان چنین نمیشد و شما مردم باید تحمل کنید تا حکومت بتواند یکی از قدرت های منطقه بشود و با ابزار دروغ به مردم نشان میدهند که مانند آنها هستند و سطحشان با مردم برابر است.
در چنین ساختاری، مفهوم «برابری» بیشتر به ابزاری تبلیغاتی برای آرام نگه داشتن مردم تبدیل میشود تا یک واقعیت اقتصادی و اجتماعی.
در مقابل، کشورهای سرمایهداری کلاسیک مانند آمریکا، با وجود تمام ایرادهای وارده از سمت مخالفین نظام سرمایه داری در راستای پررنگ کردن برچسب شکافهای اقتصادی، بر پایه رقابت آزاد بنا شدهاند. در این کشورها ثروت میتواند جابهجا شود، شرکتها میتوانند سقوط یا رشد کنند و مردم عادی نیز امکان پیشرفت اقتصادی دارند. مهمتر اینکه بسیاری از نیازهای پایه زندگی مدرن، حتی برای طبقات پایین نیز در دسترس است؛ اینترنت پرسرعت، آموزش عمومی، دسترسی گسترده به اطلاعات، بازار رقابتی کالاها، فرصتهای شغلی متنوع و امکان راهاندازی کسبوکار بدون وابستگی به ساختار حکومتی.
در ایران اما حتی ابتداییترین ابزار پیشرفت فردی نیز بهتدریج طبقاتی شده است. اینترنت که در جهان امروز یک نیاز پایه برای آموزش، کار و ارتباطات محسوب میشود، در ایران به کالایی لوکس تبدیل شده؛ اینترنت آزاد و باکیفیت در اختیار گروهی خاص قرار میگیرد و اکثریت مردم باید با سرعت پایین، فیلترینگ گسترده و هزینههای سنگین کنار بیایند. این یعنی حتی «دسترسی به دانش» نیز طبقاتی شده است.
آموزش نیز از همین وضعیت پیروی میکند. در کشوری که روزی شعار عدالت آموزشی میداد، امروز کیفیت آموزش به میزان درآمد خانواده وابسته شده است. مدارس خصوصی، کلاسهای گرانقیمت، مهاجرت آموزشی و دسترسی نابرابر به اینترنت باعث شده فرزندان طبقات ضعیف عملاً از رقابت حذف شوند. در حالی که در بسیاری از کشورهای سرمایهداری، دولتها حداقل زیرساخت آموزش و اینترنت را بهعنوان یک حق عمومی حفظ میکنند، در ایران همین زیرساختها نیز به امتیاز اقتصادی تبدیل شدهاند.
مشکل اصلی اینجاست که وقتی دولت هم قانونگذار باشد، هم بزرگترین بازیگر اقتصادی، هم توزیعکننده منابع و هم تعیینکننده دسترسی به اطلاعات،
و ایدئولوژی وشعارهایش در تضاد با عملکردش باشد دیگر چیزی به نام رقابت واقعی باقی نمیماند. در چنین ساختاری، سرمایهداری نه از بین میرود و نه محدود میشود؛ بلکه به شکل شدیدتر و غیرشفافتری در اختیار حلقهای محدود انباشته میشود. این همان چیزی است که مردم هر روز در قالب رانت، فساد، انحصار و فاصله عمیق طبقاتی لمس میکنند.
واقعیت این است که فقر عمومی به معنای برابری نیست. اینکه اکثریت جامعه ضعیف شوند اما اقلیتی به منابع نامحدود دسترسی داشته باشند، و تنها راه حلشان پنهان کردن زندگی لاکچری شان از نظر مردم با ابزارهایی همچون قطع اینترنت، پارازیت، سرکوب معترضین، تسریع ماشین اعدام، توقیف اموال معترضین، شکنجه و تجاوز به معترضین در زندان ها، گرفتن پول تیر از خانواده کشته شدگان، مجروح کردن معترضین، ایجاد پروپاگاندای دروغین در صداوسیما و فضای مجازی،صادر کردن پرستوها و صادراتی های حکومتی به سراسر جهان جهت تبلیغات نظام و…عدالت اجتماعی محسوب نمیشود. جامعه برابر، جامعهای نیست که همه در محدودیت زندگی کنند؛ جامعه برابر، جایی است که همه فرصت واقعی برای رشد، آموزش، دسترسی به اطلاعات و ساختن آینده داشته باشند.
نازلی تبریزلو-عضو جبهه هفت آبان
لینک کوتاه: https://bit.ly/4tQGoiS

