نه خب! کمتر کسی انقدر جسور و بیکله است که در چشم شما نگاه کنه و بگه: «بله! آزادی چیز بدیه!» جز یک گروه خیلی کوچک و منزوی از کسانی که باوری نیچهای به ارادۀ معطوف به قدرت دارند، کس دیگهای به صراحت نمیگه «با آزادی مخالفم!».
دردسر بزرگ هم دقیقاً از همینجا شروع میشه. حتماً یادتون هست که گفته بودم شما در دنیای سیاست میتونید گنجشک ــ در مواردی حتی شاهد بودهایم: «خر» ــ رو رنگ کنید و جای قناری بفروشید و از سوی عالم و آدم به خاطر این قناری پرطلایی تحسین بشید. (اینجا بخونید: دموکراسی و شایستهسالاری)
این ماهیتِ مفاهیمه که «دستکاریپذیر»، «تحریفپذیر» و «ذهنی»ـه. بحث رو متمرکز کنم روی مفهوم «آزادی»، به عنوان یکی از دهها مفهوم سیاسی مهم. حالا شما تصور کنید در این بازارِ ماهیتاً «مکارۀ» سیاست و مفاهیم سیاسی چه تقلبها که نمیشه. منتها مسئله اینه که مفهوم «آزادی» هژمونیِ نیرومندی داره؛ یعنی کسی با تعبیر آزادی درنمیافته، بلکه تعریف خاص خودش از آزادی رو ارائه میده (به تعبیر دقیقتر: در پاچه میکنه). نتیجه این میشه که در این بازار مکارۀ مفاهیم، شعارِ همه میشود «آزادی»! بهترین شعار! خوشآوا، خوشنما، خوشآتیه، خوشدست، خوشکاربرد ــ خلاصه از هر لحاظ یوزِرفدرندلی!
ولی وقتی میرید پشت پردۀ این شعار، میبینید وَه! کباب بره با گوشت سگ همسایه است! عق میزنید و پرده را پایین میکشید.
خودمان نمونههاش رو نه تنها دیدهیم، بلکه زندگی کردیم! آزادیهای اساسی فردی همگی به منزلۀ بندگی و بردگی و مادیگرای و غربزدگی و مصرفگرایی و تجملپرستی و ازخودبیگانگی، با انواع تعابیر تخطئه میشه! خلاصه میگن اصلاً آزادیهای فردی آزادی نیست! و بعد هر چه دارید ازتون میگیرند، لخت و عور رهاتون میکنند و میگن این آزادی اصیله!
اینها رو گفتم تا بدونید وقتی کسی میگه دنبال آزادیه، هیچ دادۀ مفیدی به شما نداده! کدوم آزادی؟ کدوم مفهوم؟ وقتی به شما میگه دنبال آزادیه، اطلاعاتی که دربارۀ خودش، افکارش، اهداف و کارکردش بهتون میده صفره! سرتون رو نندازید پایین و برید، انگار که نوۀ آدام اسمیت رو دیدید! احتمال اینکه طرف نوۀ ماکیاولی باشه خیلی بیشتره!
و اگر ما از لیبرالیسم دفاع میکنیم به این دلیله که مدعی هستیم آزادی این چیزیه که در لیبرالیسم وجود داره و اصلاً لیبرالیسم برای حفاظت از آزادیه ــ و فراموش نکنید، آزادی بیشترین دشمنان رو داره و بدترین درد اینه که دشمنان آزادی خودشون رو مدعی آزادی معرفی میکنند. همین فقره پدر ما نه، پدر کل تاریخ رو درآورد! راهزن رو میشه شناسایی کرد، اما دزدی که رفته در لباس گزمه… هیچی! پدر صاببچه رو درمیآره!
مهدی تدینی

