لیبرالیسم کلاسیک یک ایدئولوژی مشخص نیست، بلکه طیفی از رویکردها به مسائل آزادیِ اجتماعی، اقتصادی و سیاسی است. در یک قسمت از منتهاالیه طیف (آنارشیست ها و برخی از لیبرتارین ها) هستند که اصلاً نیازی به نهادهایِ دولتی نمی بینند.
در سوی دیگر محافظه کاران هستند که معتقدند دولت نه تنها در دفاع از حقوق اولیه، بلکه در حفظ برخی ارزش هایِ اخلاقی یا سیاسی نقش قدرتمندی دارد. لیبرال هایِ کلاسیک بیشتر از لیبرتارین ها بر فرهنگ، حکومت نمایندگی و نظم خودانگیخته اقتصادی و اجتماعی تأکید می کنند؛ با این حال آن ها نسبت به محافظه کاران تمایل کمتری دارند تا آزادی را فدای فایده اجتماعی کنند، اگرچه بسیاری از لیبرال های کلاسیک بر فایده اجتماعی مهم تأکید می کنند. اما بازهم لیبرال های کلاسیک مختلف با اصول مرکزی متفاوت انگیزه می گیرند.
برای برخی مانند (فریدمن) آزادی مهم است اما مهم ترین قسمت، پیامدهای آزادی است. آنها طرفدار مقررات زدایی، خصوصی سازی و کاهش مالیات هستند، نه تنها به این دلیل که آزادی را افزایش می دهد، بلکه برای بروندادهای اجتماعی مفیدی که تولید می کنند. دیگران، مانند هایک کنش آزاد را که توسط قواعد اخلاقی و قانونی خاص محدود شده است، زیربنای اساسی نظم خودانگیخته میدانند. با این حال، دیگرانی مانند نوزیک اصرار دارند همهٔ انسانها دارای حقوق طبیعی غیر قابل تغییری هستند که جز در اصلاح بی عدالتی به سختی نقش مشروعی برای دولت باقی می گذارد. لیبرالهای کلاسیک با جود دیدگاههای متفاوتشان، روی اصول اساسی توافق دارند آنها بر این باورند هدف کلیدی دولت حفاظت از حقوق ما برای زندگی، آزادی، مالکیت و تلاش ما برای خوشبختی است. از آنجا که این کارکرد بسیار با اهمیتی است، ممکن است دولت چندان کوچک نباشد اما اگر بخواهیم از آزادیهای خود در برابر سوء استفاده از قدرت دولتی محافظت کنیم باید دامنه آن قدرت محدود شود.
لیبرالهای کلاسیک معتقدند مبادله داوطلبانه بهترین راه برای افزودن و گسترش ارزش آزادسازی روحیه خلاق و تجلیل از تنوع و ابراز وجود ما است. آنها مخالف مطلق گرایی در زندگی سیاسی، اقتصادی یا اجتماعی هستند، با این حال معتقدند ما برای حفظ عملکرد به دور از مشکلِ نظم های خودانگیخته اجتماعی و اقتصادی به برخی قوانین اخلاقی و قانونی نیاز داریم. آنها معتقدند افراد باید مسئولیت اعمال خود را بپذیرند. در حالی که ما آزاد هستیم به دیگران کمک کنیم و اغلب همین کار را هم انجام می دهیم، هیچ کس حق درخواست حمایت از دیگران را ندارد. اما لیبرال هایِ کلاسیک به تک تک افراد جامعهٔ بشری، موقعیت اخلاقی برابر و برخورد یکسان قانونی اعطا می کنند.
ایمون باتلر
■مبانی لیبرالیسم کلاسیک؛ ص ۱۱۶_۱۱۸
@cafe_andishe95
لینک کوتاه: https://bit.ly/4ww5PIf

