لیبرال دموکراسی چیست؟ادعای عدم تجانس این دو درست است؟

📍لیبرال دموکراسی سنت غالب و بزرگ لیبرالیست که به شدت وامدار لیبرالیسم است.لیبرالیسم مقدم و از مبانی بنیادین دموکراسی کنونی یا همان توسعۀسیاسی است.نفی مالکیت خصوصی نزد سوسیالیستها آنها را از حقوق بشر مندرج در دموکراسی دور می سازد.دموکراسی مالکیت را در سه وجه اصلی آن از جان لاک به ارث برده است.

مالکیت لاک ناظر بر یک مالکیت جان آدمی است دو دیگر مالکیت آزادی های اساسی فرد است و سومی هم که مالکیت مالی است و همه اینها با هم باید قوام گیرند و به یکی قابل تقلیل نیست.ایده های کلاسیک لیبرال مثل انحصار رای دادن زمین داران یا  اشراف هم منسوخ شده و با دموکراسی و برابری شهروندی آن نسبت نداشته،دیگر ما با اشراف سروکار نداریم که به آنها برای تعدیل قوا متکی باشیم.دموکراسی به تنهایی فاجعه آفرین است زیرا امثال بزرگانی چون سقراط را به کشتن داده است،دموکراسی توده گره را استبداد اکثریت میگویند که همانا دموکراسیِ فاقد لیبرالیسم است.دموکراسی مفهومی قدیم است که با آپشن اساسی لیبرالیسم آپدیت شده است.لیبرالیسم اصولا مفهومی مدرن و جدید است که دموکراسی را مشروط و مشروطه کرده است.اصل آزادی متکی به نظام های لیبرال قرن 17 و اصل برابری از دموکراسی کهن با هم آمیزش داشته و سنتز مفهومی مدرن را جشن می گیرد.سنت لیبرال پس مقدم بر دموکراسی بوده و اصولِ مترقیِ آزادی احزاب،آزادی انجمن و اجتماع،آزادی فردی،آزادی عقیده و تساهل از امثال جان لاک و اسپینوزا و کانت و بزرگان عصر روشنگری به همراه سرمایه داری در بخش اقتصاد که همانا تجلی آزادی در علوم مالی است را با اصل برابری شهروندی و همچنین حقوق بشر که باز خود وامدار لیبرالیسم است به سرمنزل مقصود رهنمون میدارد که به درستی توسعۀ سیاسی کشور هاست.

👥برابری در مشارکت سیاسی را حتی براندازی و شورش نظامهای سیاسی را میتوان تا جان لاک ردیابی کرد.لاک به حق از بزرگترین مژده رسانان دموکراسی لیبرال بوده هر چند مشخصا او را نمیتوان  دموکراتی همچون جان استوارت میل قلمداد کرد.لاک در مترِ مدرنیتۀ سیاسی پیش مدرن محسوب شده است.لیبرال های رادیکال و محافظه کار گروه های کمتر دموکراتیک هستند اما بدنۀ اصلی لیبرال ها لیبرال مدرن و دموکراتها هستند که نتیجۀ آرای آنان در غرب مشهود است چنانکه این پیوند چنان در هم گره خورده که به محض گفتن دموکراسی غربی لیبرال دموکراسی در ذهن متبادر می شود و نه لیبرالیسم کلاسیک.

🔰جان استوارت میل و پدرش هر دو دموکرات بودند و با فایده گرایی به دفاع از دموکراسی بر خواستند و میل کتاب مهمی با عنوان حاکمیت انتخابی نگاشته که در ایران هم ترجمه شده و موجود است.منتهی آنها لیبرالیسم را مرجعی برای پرواز به بلندای دموکراسی می دانستند.دموکراسی آنان هم توده گرا نبوده بلکه دموکراسی نمایندگی و غیر مستقیمیست که احزاب بازیگران میدان هستند و  رای دهنگان می توانند به برنامه های نخبگان رد شده از فیلتر احزاب اعتماد موقت و مشروط کنند و در دوره بعد رای خود را پس بگیرند.میل خود وامدار کانت بود که احترام به کرامت انسان را در روشنگری بنیان نهاد و همین را تا دادن حقِ رای برابر برای اظهارنظر و مشارکت در امر سیاسی پیش برد.

🔰🔰لیبرال دموکرسی تلاشی پیگیر و دائمی برای آشتی آرمانهای برابری و آزادی بوده است.دو جنبۀ پیشبرد برنامه های آنان نیز در اصول تعارض ندارد.چنانکه محدود بودن قدرت برامده از تئوری لیبرالیستی است و تقسیم قدرت برامده از سنت دموکراسی.حکومت مردم به دست مردم و برای مردم شعار پدران بنیانگذار ایالات متحده بود که محقق شد.اصالت فرد در لیبرالیسم با تکیه به حقوق جمع مشروط می شود و حقوق جمع هم با رواداری و حق برابر حقوق بشر متوازن می سود.اینها دست در دست هم و با هم رشد میکنند.بدون عنصر ارزشگذار بر فرد و مقدم بودن آن امکان رسیدن به جمع صاحب حقوق در دولت قانون بنیاد نا ممکن است.حقوق بشر و فردگرایی لیبرال دقیقن همان پادزهرهایی هستند که دموکراسی را از غلایدن کامل به ورطۀ هلاکت توده گرایی به طور نسبی نجات می دهند.این بدان معنا نیست که واکسنی ساخته شده که ردخور نداشته و صد درصد دموکراسی ایمن شده است.خیر چنین نیست و باید جامعۀ مدنی هوشیار باشد و احزاب رقیب و نشریات آزاد به افشای سیاستهای توده گرا بپردازند تا در دوره بعدی امکان تغییر رویکرد فراهم گردد.

📍لیبرال دموکراسی جشن ازدواج«حکومت قانون »فرزندِ لیبرالیسم با«حاکمیت مردم»فرزندِ دموکراسی است.فرزند این زوج خوشبخت نیز نه فقط از پدر نشان دارد و نه فقط از مادر بلکه هر دو را در سنتز خویش نمایندگی میکند.

@cafe_andishe95

مطالب بیشتری که ممکن است مورد علاقه شما باشند

مسئولیت روشنفکر در رابطه بین آزادی و قدرت

root_d7p3qva9

تقلید مدرن، الگویی برای مقابله با تقلید سنتی

root_d7p3qva9

حکومت مطلوب

cafeliberal

لیبرالیسم همان عقل عقلایی است / مصاحبۀ مهرنامه با دکترغنی‌نژاد و دکترطباطبایی

cafeliberal

مستند اقتصادی: آدام اسمیت ، اخلاق و بازار

cafeliberal

ژان پُل سارتر و جامعۀ امروز ما؛ تأملی دربارۀ مفهوم «آزادی»

cafeliberal

این وب سایت از کوکی ها برای بهبود تجربه شما استفاده می کند. ما فرض خواهیم کرد که شما با این مسئله موافق هستید ، اما در صورت تمایل می توانید انصراف دهید. تائید بیشتر بخوانید

ajax-loader