آمریکا در فاصلۀ پنج سال دوبار ایران رو از تجاوز نظامیِ دو ابرقدرت حفظ کرد: یک بار در سال ۱۳۲۵ و یک بار هم در ۱۳۳۰. دولتمردان ایرانی از اواخر دوران قاجار حس کرده بودند برای نجات از وضعیت منگنهشدۀ ایران بین روسیه و انگلیس لازمه یک قدرت سوم وارد ایران بشه. دلیل علاقۀ ایرانیان به آمریکا و در مقاطعی نسبت به آلمان همین تنگنا بود. تاریخ هم نشون داد این برداشت کاملاً درست بود. برای نمونه به دو مورد که اشاره میکنن که دقیقاً وجود آمریکا ایران رو از تجاوز نظامی حفظ کرد. این دو مورد رو مختصر شرح میدم:
پس از حملۀ متفقین به ایران در شهریور سیاه ۱۳۲۰، با ابتکار فروغی (و البته چرچیل که فهمیده بود بیرون کردن شوروی از ایران در آینده آسان نیست) توافقی میان ایران و متفقین بسته شد و این سه ابرقدرت تعهد دادند شش ماه پس از پایان جنگ ایران رو ترک کنند. جنگ تمام شد و معلوم شد استالین نمیخواد نیروهاش رو بیرون ببره و خیالات شومی در سر داره. البته این ایده رو با کمک عناصر کمونیستِ حزب توده پیگیری میکرد. با حمایت قوای اشغالگرِ شوروی دولت خودمختاری در آذربایجان شکل گرفت. مجموعهای از دولتمردان ایران، از دولت قوام تا دربار و بسیاری از میهندوستان برای نجات ایران از دست قوای اشغالگر شوروی تلاش کردند و حق و حقیقت اینه که موفقیت ایران در برابر شوروی رو در اصل به پای همین دولتمردانِ باکیاست بنویسیم. اما در این بین نمیشه از نقش آمریکا هم غافل شد؛ هرچند اشارهام در اینجا به نقش آمریکا، به این معنا نیست که نقش دولتمردان خودمون رو ناچیز بگیرم، بلکه قصد نوشته اشاره به نقش آمریکاست.
در حالی که دولت ایران در تلاش بود، آمریکا و انگلیس هم ایران رو ترغیب میکردند در شورای امنیت از شوروی شکایت کنه. بعدها مشخص شد آمریکا پونزدهم اسفند ۱۳۲۴، یعنی پنج روز پس از پایان مهلت خروج نیروهای شوروی از ایران، یادداشت شدیداللحنی به شوروی داده بود. ترومن، رئیسجمهور آمریکا، در این یادداشت استالین رو تهدید کرده بود اگر نیروهاش رو از ایران بیرون نبره آمریکا واکنش نشون میده و نیرو وارد ایران میکنه. کمتر از سه هفتۀ بعد، در چهارم فروردین، در حالی که شوروی لجاجت زیادی نشان میداد ناگهان اعلام کرد در عرض چند هفته نیروهاش رو از ایران بیرون میبره. نمیدونیم این کمک آمریکا چقدر تعیینکننده بود، اما قطعاً عامل مؤثری بود.
سالها بعد، ترومن در یک کنفرانس مطبوعاتی در اردیبهشت ۱۳۳۱، ماجرای این «اولتیماتوم»ش به شوروی رو توضیح داد. این بخش از اظهارات ترومن رو در پست بعد (https://t.me/Garajetadayoni/6319) جداگانه میآرم.
اما درست پنج سال بعد از زمانی که شوروی خاک ایران رو ترک کرد، در مورد دوم، آمریکا جلوی شریک همیشگی خودش، یعنی بریتانیا رو گرفت تا به ایران تجاوز نظامی نکنه. در ابتدای جنبش ملی کردن نفت، بریتانیا چنگ و دندانی به ایران نشون داد و نیروهای نظامیش رو به نزدیکی ایران آورد. در نیمۀ دوم اسفند ۱۳۲۹ مجلس نفت رو ملی اعلام کرده بود. بریتانیا فکر میکرد میشه راهحلی پیدا کرد. اما وقتی در اردیبهشت ۱۳۳۰ قانونی نُهمادهای به تصویب رسید که از شرکت نفت بریتانیایی خلع ید میکرد (یعنی صنعت نفت رو مصادره میکرد)، بریتانیا به گزینۀ نظامی فکر میکرد.
دولتِ حزب کارگر در بریتانیا طرحی برای اشغال آبادان تهیه کرده بود. اما باز آمریکا به شدت با مداخلۀ نظامی در ایران مخالف بود و فکر میکرد این کار امکان حل مسالمتآمیز مسئلۀ نفت رو نابود میکنه و ممکنه شوروی تحریک بشه نیرو وارد ایران کنه. جنگ سرد داشت شدت میگرفت و آمریکا همهجا دنبال سدسازی در برابر رسوخ کمونیسم بود. بریتانیاییها از اینکه شوروی شمال ایران رو اشغال کنه باکی نداشتند، اما دولت ترومن با جدیت جلوی بریتانیا ایستاد و اجازه نداد چنین اتفاقی بیفته. البته باز هم قطعاً جدیتِ دولتمردان ایرانی، از مصدق که در مبارزه با بریتانیا راسخ بود و محمدرضاشاه که به انگلیسیها فهموند اگر لازم باشه حاضره فرماندهی جنگ با بریتانیا رو بر عهده بگیره، تا شور ملی عمومی در منصرف کردن بریتانیا از اقدام نظامی نقش داشت، اما باز هم نمیشه انکار کرد که یک عامل تعیینکننده هم دولت آمریکا بود. ترومن در چهاردهم خرداد ۱۳۳۰ در نامهای به نخستوزیر بریتانیا اعلام کرده بود با هر گونه اقدام نظامی علیه ایران مخالفه.
همین دو مثال کافیه تا دیگه نشه انکار کرد که ایدۀ دوستی با یک ابرقدرت سوم و بندبازی روی تضاد منافع قدرتمندان ایدۀ درستی بوده. اینکه فواید دوستی با آمریکا، از جمله پس از این رخدادها، انکار شد، یا نتیجۀ چپگرایی و غربستیزی بود یا نتیجۀ نوعی تنگنظری سیاسی که میخواست تمام مسائل ایران رو بر اساس ۲۸ مرداد تفسیر کنه ــ که البته سر نقش آمریکا در اون مورد هم حرف بسیاره. خب «گاراژ» مکانی برای همین حرفهاست.
——————————–
پیوست به پست :
بخشی از مصاحبۀ مطبوعاتی ترومن، رئیسجمهور آمریکا در اردیبهشت ۱۳۳۱ که توضیح میده به استالین اولتیماتوم داد تا ایران رو پس از جنگ جهانی دوم ترک کنه:
سؤال: آقای رئیسجمهور، شما پیشتر اشاره کردید که در سال ۱۹۴۵ یک اولتیماتوم به اتحاد جماهیر شوروی فرستادید تا از ایران خارج شوند.
رئیسجمهور: درست است.
سؤال: آیا این موضوع را برای اولینبار به ما میگویید، یا دارید اتفاقات سال ۱۹۴۵ را خلاصه میکنید؟
رئیسجمهور: این واقعاً رخ داد. آن اتفاق واقعاً در سال ۱۹۴۵ افتاد.
سؤال: آقای رئیسجمهور، دربارهٔ آن اولتیماتوم به ایران، مطمئنم که سردرگمی ایجاد خواهد شد. آیا این موضوع قبلاً منتشر شده یا شما—
رئیسجمهور: نه، منتشر نشده. ولی در اسناد رسمی وجود دارد.
سؤال: آیا آن پیام از جانب شما به استالین بود؟
رئیسجمهور: پیام من به استالین بود که از ایران خارج شود. و اینکه اگر خارج نشود، ما افراد بیشتری به آنجا اعزام خواهیم کرد. و او خارج شد.
سؤال: آیا نسخهای از آن پیام موجود است؟
رئیسجمهور: خیر قربان، وجود ندارد.
سؤال: شما آن سند را منتشر نمیکنید؟
رئیسجمهور: نه، نمیتوانم منتشرش کنم.
سؤال: آقای رئیسجمهور، آیا میتوانید از مفاد آن پیام به ما بگویید؟
رئیسجمهور: بیشتر از آنچه گفتهام نمیتوانم بگویم.
سؤال: من دقیق متوجه نشدم—شما پیامی به استالین فرستادید که از ایران خارج شود، و سپس چیزی دربارهٔ نیروها گفتید؟
رئیسجمهور: اگر او خارج نمیشد، ما «اقدامات لازم» را انجام میدادیم. در آن زمان یک ناوگان در خلیج فارس داشتیم و تعداد زیادی سرباز هم در آن منطقه داشتیم—که اکنون نداریم، مگر اینکه کنگره اجازه دهد برنامهٔ دفاعیمان را اجرا کنیم.
سؤال: آقای رئیسجمهور، آیا استالین پاسخی کتبی به شما داد؟
رئیسجمهور: او از ایران خارج شد. [خنده]
سؤال: آقای رئیسجمهور، دلیل حضور آنها در ایران چه بود؟
رئیسجمهور: خب، ما از مسیر خلیج فارس برای ارسال تمام تدارکاتی استفاده کردیم که استالینگراد و بسیاری از نقاط روسیه را نجات داد. ما هزاران کامیون و تنها مهمات از آن مسیر برایشان فرستادیم. آنها هم نیروهایی در آنجا داشتند تا مسیر را محافظت کنند.
سؤال: پس آنها نیروهایشان را بعد از جنگ نگه داشته بودند؟
رئیسجمهور: بله.
سؤال: آقای رئیسجمهور، «اولتیماتوم» واژهای بسیار مشخص و قطعی در معنای سیاسی است و معمولاً توجه زیادی برمیانگیزد. در آن اقدام خاص، آیا این واژه بدان معناست که برای خروج شوروی «مهلت مشخصی» تعیین شده بود؟
رئیسجمهور: بله، ما یک روز مشخص برای خروج تعیین کرده بودیم.
پینوشت: بعدتر در همان روز، سخنگوی کاخ سفید اظهارات رئیسجمهور دربارهٔ ایران را روشن کرد. او گفت اولتیماتوم رسمی نبود، بلکه یادداشتی در ۶ مارس ۱۹۴۶ به مسکو تحویل داده شد که موضع آمریکا را دربارهٔ باقیماندن نیروهای شوروی در ایران پس از موعد مقرر در پیمان سهجانبهٔ ۲۹ ژانویهٔ ۱۹۴۲ توضیح میداد. نیروهای شوروی تا ۴ مه ۱۹۴۶ خارج شدند.
#شاهد_تاریخی
@Garajetadayoni | گاراژ (https://t.me/Garajetadayoni)

