کافه لیبرال

یادداشت های پراکنده!، علی میرفطروس

 از دفترِ بیداری ها و بیقراری ها

اشاره:

«بیداری ها و بیقراری ها» نوشته هائی است«خطی به دلتنگی» که  می خواست نوعی«یادداشت های روزانه» باشد،دریغا که -گاه- از«خواستن»تا «توانستن»،فاصله  بسیار است.

در سال های مهاجرت نامه های فراوانی به دوستانم نوشته ام که متضمن بسیاری از دیده ها و دیدگاه های نگارنده است.دریغا که بسیاری از آنها در دسترسم نیست،هر چند رونوشتِ موجودِ برخی از آن نامه ها می تواند به غنای این یادداشت ها بیفزاید.

«بیداری ها و بیقراری ها»تأمّلات کوتاه و گذرائی است بر پاره ای از مسائلِ فرهنگی،تاریخی و سیاسیِ ما:دغدغه ها و دریغ هائی درشبانه های غربتِ تبعید که به خاطر خصلت خصوصیِ خود – گاه – روشن وُ رام وُ آرام؛ و گاه،آمیخته به گلایه وُ آزردگی وُ انتقاد است ، شاید سخنِ تبعیدیِ یُمگان (ناصر خسرو قبادیانی) -بعد از هزار سال- هنوز نیز سرشت وُ سرنوشت ما را رقم می زنَد.

این یادداشت های پراکنده،حاصل پراکندگی های جان و شوریدگی های ذهن وُ زبان است.«حسبِ حالی» در گذارِ زمان که با تصرّفی در شعرِ حافظ  می توان گفت:

حسبِ ‌حالی بنوشتیم وُ شد ایّامی چند

محرمی کو؟که فرستم به تو پیغامی چند

**

خمینی و  برخی پژوهشگران!

 1 بهمن 1399 /20 ژانویه2021

مواضع رهبران سیاسی و روشنفکران ما  در انقلاب اسلامی«یکی داستان است پُر آب چشم»که گوشه ای از آن را به دست داده ام.

دکتر یرواند آبراهامیان  پژوهشگر پُرکار و پُرتوانی است که باجستجو در حجم عظیمی از اسناد و مدارک،کوشیده تا روایتی از تاریخ معاصرایران به دست دهد، کتاب«ایران بین دو انقلاب»نمونۀ برجسته ای از این کوشش ها است ، ولی ضعف اساسی کارهای وی،سلطۀ نوعی بینشِ مارکسیستی در تبیین تاریخِ معاصرِ ایران است.

در نقدِ کتابِ«کودتا» گفته ام که آبراهامیان براساسِ نظریات« ای.پی.تامپسون» -مورّخ انگلیسی- خود را «نئو مارکسیست»می داند.تامپسون در خانواده ای چپگرا متولّد شده و از آغازِ نوجوانی به او آموخته بودندکه «دولت ها،دروغگو  و   امپریالیست هستند».

براین اساس ، بخش مهمی از زندگی تامپسون در اعتقاد به مارکسیسم و استالینیسم سپری شد،ولی با گزارش تکان دهندۀ خروشچف دربیستمین کنگرۀ حزب کمونیست شوروی(سال 1956)و افشای جنایات دوران استالین، تامپسون از حزب کمونیست انگلیس دل بُرید و با نقد استالینیسم به «نئو مارکسیست ها» پیوست که مبارزۀ ضدامپریالستی یکی از مؤلّفه های اصلی آن بود.

بر اساسِ تئوری های تامپسون ،نگاهِ دکتر آبراهامیان به آیت الله خمینی سرشار از«ستایشِ های ضدِ امپریالیستی»است،سخنان تازۀ وی،آخرین تجلّیِ این نگاه است.

سال ها پیش(1988)-با استفاده از نظراتِ درخشانِ «هانا آرنت» -کوشیدم تا   در یک مقایسۀ تطبیقی، مشترکاتِ عقاید خمینی با فاشیسم و نازیسم را در کتابِ ملاحظاتی درتاریخ ایران ارائه دهم.در واقع، عُمده کردنِ«خصلتِ ضدِ امپریالیستی خمینی» باعث شده بود تا ماهیّتِ فاشیستیِ عقاید وی  در نظر بسیاری از روشنفکران و پژوهشگران(ازجمله دکتر آبراهامیان) پنهان بمانَد،مواضع رهبران حزب توده و فدائیانِ اکثریّت نیز نمونه های دیگری از این نظراتِ فاجعه بار  بود.

دکتر آبراهامیان تأکید می کند که در بررسی عقاید خمینی،«به منابعِ  اصلی و دست نوشته‌های خودِ خمینی» استناد کرده است، ولی پُرسش این است که  آبراهامیان چگونه از کتابِ «ولایت فقیه» یا از عملکردهای اوّلیّۀ خمینی در سرکوب جامعۀ مدنیِ ایران – خصوصاً زنان- «مواضع پیشرو» یا «ضدامپریالیستی خمینی» را استخراج کرده است؟ از این گذشته، «بیگانه ستیزی خمینی» ریشه درفرهنگِ قبیله ای و مناسبات قرون وسطائیِ صدر اسلام(قرن هفتم میلادی) داشت و لذا، چگونه می توانست دارای«خصلتِ پیشروانه»ی ضدِ امپریالیستی در دورانِ معاصر باشد؟

تامپسون معتقد بود که:«نوشتنِ تاریخ برای سلامتیِ جامعه جنبۀ حیاتی دارد»…به نظر می رسد که تجدیدِ نظر در «خصلتِ ضدِّ امپریالیستی خمینی» یا مقولۀ «کودتای 28 مرداد» از سوی دکتر آبراهامیان «برای سلامتی جامعۀ ایران  جنبۀ حیاتی دارد!»،همچنانکه سال ها پیش،پژوهشگرِ شریف و شجاع دکتر هماناطق نیز چنین کرده است!

 بر بزرگانِ زمانه  شده  خُردان سالار

 20 دی 1399 / 9 ژانویه 2021

صحبت های خامنه ای (جمعه ۱۹دی) مبنی بر« ممنوعیّتِ ورودِ واکسن های انگلیسی و آمریکائی به ایران » همه را دچارِ حیرت کرده و بر تلفات این ویروس مرگبار  خواهد افزود.

فکر می کنم که ملّت ما – در این شرایط دشوار – چقدر تنها وُ بی پناه است! به یادِ  قصیدۀ غمبارِ انوری می افتم که در کتابِ«تاریخ در ادبیّات» آمده است:

خبرت هست کزين زير وُ  زبَر شوم «غُزان»(1)-

نيست يـکی پی(۲) ز خراسان که نشد زيـر وُ زبَر

خـبـرت هست کـه از هر چـه در او چيـزی بود

در هـمــه ايـران، امــروز نمـانده اســت  اثـر؟

بــر بــزرگـانِ زمــانه  شـده خُــردان،  سـالار

بــر کريمـانِ جهان  گــشتـه لئيمان، مِهتر

ﺷﺎﺩ  إﻻّ به درِ ﻣﺮﮒ   ﻧﺒﯿﻨﯽ ﻣﺮﺩﻡ
ﺑِﮑﺮ  ﺟﺰ ﺩﺭ ﺷﮑﻢِ ﻣﺎﻡ  ﻧﯿﺎﺑﯽ ﺩﺧﺘﺮ
ﻣﺴﺠﺪِ ﺟﺎﻣﻊِ ﻫﺮ ﺷﻬﺮ  ﺳﺘﻮﺭﺍن شاﻥ ﺭﺍ
ﭘﺎﯾﮕﺎﻫﯽ ﺷﺪﻩ ﻧﻪ ﺳﻘﻔﺶ ﭘﯿﺪﺍ ﻭُ ﻧﻪ ﺩﺭ
ﮐُﺸﺘﻪ ﻓﺮﺯﻧﺪِ ﮔﺮﺍﻣﯽ ﺭﺍ  ﮔﺮ ﻧﺎﮔﺎﻫﺎﻥ
ﺑﯿﻨﺪ ، ﺍﺯ ﺑﯿﻢ   ﺧﺮﻭﺷﯿﺪ ﻧﯿﺎﺭَﺩ ﻣﺎﺩر

در مقالۀ «خیزشِ مردم و نیازهای آن»گفته بودم:مردم ما  40 سال است که در  زندانی به بزرگیِ ایران از کمترین امکاناتِ یک زندگی عادی،حتّی داشتنِ آب و هوای سالم، محروم اند.دراین 40 سال، رژيم اسلامی نه تنها منابع مادی و اقتصادی جامعه را نابود كرده، بلكه مهم تر از همه، اخلاق انسانی و غرور ملّی مردم را به تباهی كشانده است.اين رژيم نه تنها جوانان را كشته و تباه كرده بلكه مهمتر از همه،حسِّ جوانی را در جامعۀ ما كشته است.نه تنها  زنان و دختران را سركوب كرده، بلكه احساس زیبائی و حسِّ زن بودن را در ایران نابود كرده است…اینک برعهدۀ رهبران سیاسیِ است تا در  این شرایطِ مرگ وُ زندگی  راهی مناسب برای حمایت از مبارزات مردم  ارائه کنند… به قول محمّد علی فروغی:

-بس که گفتم  زبانِ من   فرسود!

_______________

1-اشاره به حملاتِ ویرانگرِ قبایل غُز به نواحی خراسانِ بزرگ در قرن دوازدۀ میلادی.

2-پایه و شالودۀ بنا.

ویکی پدیای فارسی و مأمورانِ معذور!

۱۸ مهر ۱۳۹۸/ ۱۰ اکتبر۲۰۱۹

مدّت ها است که ویکی پدیای فارسی عرصۀ تُرکتازی های افرادی است که تاریخ را به اَغراض شخصی یا سیاسی- ایدئولوژیک آلوده می کنند آنچنانکه-مثلاً- انقلاب اسلامی و برخی حوادث و شخصیّت های مربوط به این رویداد   از تحریف و دروغپردازی ها  مصون نمانده اند.

مواضع من در بارۀ انقلاب اسلامی  و تحلیل های متفاوتم از برخی شخصیّت ها و رویدادهای تاریخ معاصرایران(از جمله رضاشاه،محمدعلی فروغی و  رویداد 28 مرداد32) باعث شد تا من نیز آماجِ دروغپردازی ها و مشّاطه گری های چندی  باشم که به نمونه ای از آنها اشاره کرده ام . حال،با مقالۀ سینا ذکاوت این « رازِ سَر به مُهر»آشکار شده است،زیرا در نشستِ تخصّصیِ «کاربرُدها و تکنیک های ویکی پدیا در ارتباطات» گفته شده:

  -«…دوستانی که اینجا حضور دارند نقشِ وزارت ارشاد را در ویکی‌پدیا بازی می‌کنند . یعنی می‌توانند یک حساب کاربری را ببندند،یکی دیگر را باز کنند،اخطار بدهند،و غیره. اما آنها حتی از وزارت ارشاد هم قوی‌تر هستند.آنها کلید را در  دست‌ِ شان دارند،درست مثل وقتی که وزارت ارشاد از انتشار یک روزنامۀ خاص  ممانعت به عمل می‌آورد، و بنابراین آن روزنامه به‌طورِ خودکار منتشر نمی‌شود».

در فیلم«بهتان» سخنانِ صریحِ مسئول سایتِ«صلح نیوز»!(یکی از ناشرانِ بُهتان و افترا علیه مخالفانِ جمهوریِ اسلامی) بیانگرِ شیوۀ رژیم در مقابله با مخالفان است.مدیر مسئول سایتِ«صلح نیوز»می گوید:

سیاست این است که ما باید ضدانقلاب را بی حیثیّت کنیم…حال ، خبرسازی باشد یا هر چیز دیگری…ما – در صلح نیوز – خط قرمزی در برخورد با ضدانقلاب نداریم…».

روزنامه نگارِ شجاع(محمّد نوری زاد) نیز تهدیداتِ دو تن از مأموران امنیّتیِ رژیم را اینگونه بازگو کرده است:

–آن دو مأمور با تهدید به این که:«ما بلَدیم چطور پودرَت کنیم و بلَدیم که چگونه توی صدتا سایتِ خبری و غیرخبری  آبرو  برایت نگذاریم…».

با آگاهی از این شیوه های حکومتی، حجمِ عظیم حملاتِ سایبری و نقدهای عنادآمیز و رذیلانه  اینک برای من «قابل درک» می شود!

به دنبال آن «نشستِ تخصّصی» و اعتراض برخی سازمان های حقوق بشری -خصوصاً«سازمان عدالت برای ایران»- تحقیقات دربارۀ ویکی‌پدیای فارسی آغاز شده است.

امیدوارم که رَوَندِ این تحقیقات،«ویکی پدیای فارسی»را از چنگِ دشمنان آگاهی و سرکوب کنندگان اندیشه   آزاد کند!

https://mirfetros.com

ali@mirfetros.com

 

 

مطالب بیشتری که ممکن است مورد علاقه شما باشند

قاب ها و نقاب های اندیشه در تاریخ ایران،بخش نخست ،علی میرفطروس

cafeliberal

تجدّدِ آمرانهء دوران رضاشاه؛کمبودها وکامیابی ها، بخش دوم: پایانی، علی میرفطروس

root_d7p3qva9

با افغانستانِ اندوه!،علی میرفطروس

cafeliberal

داریوش شایگان:سالِکی درجستجوی«خویش»!،علی میرفطروس

root_d7p3qva9

در حاشیۀ«ایران باید صدا داشته باشد»،علی میرفطروس

cafeliberal

روشنفکری و روشنفکران – علی میرفطروس

root_d7p3qva9

این وب سایت از کوکی ها برای بهبود تجربه شما استفاده می کند. ما فرض خواهیم کرد که شما با این مسئله موافق هستید ، اما در صورت تمایل می توانید انصراف دهید. تائید بیشتر بخوانید

ajax-loader