28.7 C
تهران
یکشنبه 17 خرداد 1405 برابر با 2585 شاهنشاهی
کافه لیبرال

فردوسی فقط شاعر نبود؛ حافظِ حافظهٔ تاریخی ایران بود

در روزگاری که بسیاری از ملت‌ها زیر هجومِ شمشیر یا فراموشی محو شدند، او با واژه برای ایران دژ ساخت.
شاهنامه صرفاً «حماسه» نیست؛ سندِ تداوم ایران است؛ از آن‌جا که می‌گوید:
«چو ایران نباشد تن من مباد
بدین بوم و بر زنده یک تن مباد»
این فقط یک بیت نیست؛ تعریفِ پیوندِ انسان و میهن در سنت ایرانشهری است.
فردوسی ایران را نه صرفاً خاک، بلکه نظم، فرهنگ، زبان، داد و خاطرهٔ تاریخی می‌فهمد.
در شاهنامهٔ چاپ مسکو، ایران یک مفهوم سیاسی-تمدنی زنده است؛ سرزمینی که با «خرد» و «داد» معنا پیدا می‌کند، نه با تعصب کور.
شاهرخ مسکوب به‌درستی می‌گفت شاهنامه کتابِ شکست‌ها هم هست؛ کتابِ اندوهِ ایران.
اما عظمت فردوسی در همین است: او حتی در روایتِ شکست، امیدِ استمرار ایران را حفظ می‌کند.
از سیاوش تا رستم، از فریدون تا یزدگرد، مسئله فقط جنگ نیست؛ مسئلهٔ حفظِ ایران است.
هزار سال گذشت؛
پادشاهان رفتند، سلسله‌ها سقوط کردند، مهاجمان آمدند و رفتند،
اما هنوز زبانِ ما با واژه‌های فردوسی نفس می‌کشد.
این یعنی پیروزیِ فرهنگ بر فراموشی.
روز فردوسی، روز پاسداشتِ ایرانِ تاریخی است؛
ایرانی که پیش از ما بود و پس از ما نیز خواهد ماند.

در بسیاری از تمدن‌ها، شکستِ سیاسی مساویِ مرگِ تاریخی بود؛
اما ایران پس از فروپاشی‌ها، حمله‌ها و گسست‌ها دوباره برخاست.
یکی از مهم‌ترین دلایلش: فردوسی.
او در شاهنامه فقط از پهلوانان نگفت؛
از «ایران» گفت.
از پیوستگیِ تاریخیِ ملتی که می‌توانست نابود شود اما نشد.
«دریغ است ایران که ویران شود
کنام پلنگان و شیران شود»
این ابیات در شاهنامه صرفاً احساسات شاعرانه نیستند؛
بیانیهٔ دفاع از موجودیتِ ایران‌اند.
در متن شاهنامه، ایران یعنی سرزمینِ داد، فرهنگ، آیین، زبان و نظمِ تاریخی.
شاهرخ مسکوب می‌گفت شاهنامه، تاریخِ جانِ ایرانی است.
و واقعاً چنین است؛
زیرا فردوسی بیش از آنکه راویِ پادشاهان باشد، راویِ سرنوشتِ ایران است.
هزار سال بعد، هنوز وقتی شاهنامه را می‌خوانیم،
احساس می‌کنیم با متنی زنده روبه‌رو هستیم؛
متنی که از ما می‌خواهد ایران را فقط دوست نداشته باشیم، بلکه بفهمیم.
فردوسی فقط شاعر گذشته نیست؛
او از ستون‌های هویت تاریخیِ ایرانِ امروز نیز هست.

🆔 @ariyabayatzadehoriginal

مطالب بیشتری که ممکن است مورد علاقه شما باشند

آزادی صدرنشین بلامعارض ارزشها

cafeliberal

اصول مکتب شیکاگو | بنیانگذاران مکتب شیکاگو | چارلز مریام | هارولد لاسول

cafeliberal

چه چیز آزادی اقتصادی این‌قدر خوب است؟ دکتر آنتونی دیویس

cafeliberal

چگونه عدالت اجتماعی به دینی جدید تبدیل شد

cafeliberal

مبناي تئوريك دولت رفاه از ديدگاه پوپر

cafeliberal

انسان اشغال‌شده

cafeliberal

دیدگاه خود را درباره این مطلب با ما و دیگران در میان بگذارید (حداکثر ۱۰۰۰ کاراکتر):

این وب سایت از کوکی ها برای بهبود تجربه شما استفاده می کند. ما فرض خواهیم کرد که شما با این مسئله موافق هستید ، اما در صورت تمایل می توانید انصراف دهید. تائید بیشتر بخوانید