27.6 C
تهران
یکشنبه 17 خرداد 1405 برابر با 2585 شاهنشاهی
کافه لیبرال

شعبده خلق پول از هیچ

سرگذشت تمدن بشری نشان می‌دهد که پول محصول طبیعی انتخاب آزادانه مردم در بازار برای رهایی از بن‌بست‌های دادوستد کالا به کالا بوده است. در این فرآیند، مردم کالایی را به عنوان واسطه عمومی انتخاب کردند که ویژگی‌هایی چون دوام، بخش‌پذیری و کمیابی داشته باشد و این کالا معمولا چیزی جز طلا و نقره نبود. بنابراین، وقتی از قیمت یک کالا سخن می‌گوییم، قیمت چیزی جز نسبت میان مقدار آن کالا و مقدار مشخصی از وزن طلا یا نقره نیست. نام‌های گوناگونی که امروزه به عنوان واحدهای پولی ملی می‌شناسیم، در اصل چیزی جز کلماتی برای اشاره به مقادیر مشخصی از وزن این فلزات گران‌بها نبوده‌اند. پوند استرلینگ بریتانیا به معنای واقعی کلمه نامی برای یک پوند(واحد وزن انگلیسی)نقره بود و واژه دلار نیز در قرن شانزدهم به یک سکه نقره‌ای یک اونسی باکیفیت اطلاق می‌شد.

از آنجا که تمام این ارزها صرفاً واحدهای متفاوتی از وزن یک فلز واحد بودند، نرخ مبادله میان آن‌ها به طور خودکار و بر اساس مقدار طلای درونشان تعیین می‌شد؛ به طوری که اگر پوند معادل یک‌چهارم اونس طلا و دلار معادل یک‌بیستم اونس طلا تعریف می‌شد، هر پوند، دقیقاً برابر با پنج دلار بود، زیرا نسبت یک‌چهارم به یک‌بیستم کسر ریاضی ثابت پنج است. در چنین ساختاری، پوند و دلار به عنوان موجودیت‌های مستقل با یکدیگر مبادله نمی‌شدند، بلکه همگی مقادیر نسبی متفاوتی از یک کالای پولی واحد یعنی طلا بودند و نقش دولت تنها به اداره‌ای ساده برای گواهی کردن و استانداردسازی این اوزان محدود می‌شد.

با این حال، انحصار در ضرب سکه، بستر یک کلاهبرداری ساختاری را برای طبقه حاکم فراهم آورد که از طریق تغییر تعریف این واحدهای وزنی صورت می‌گرفت. حاکمان به سرعت دریافتند که اگر نام پول را حفظ کنند اما وزن واقعی فلز درون آن را کاهش دهند، می‌توانند ثروت عظیمی را از جامعه غصب کنند. در این مکانیزم، پادشاه اعلام می‌کرد که مردم باید سکه‌های قدیمی خود را برای ضرب مجدد برای مثال با تصویر حاکم جدید به خزانه تحویل دهند و در مقابل، همان تعداد واحد پولی قدیمی را دریافت کنند. اما پادشاه در جریان ضرب جدید، به عنوان مثال محتوای طلای سکه را بیست درصد کاهش می‌داد و طلای اضافی حاصل را برای خود برمی‌داشت تا با آن سکه‌های جدیدی ضرب کرده و مخارج شخص خود را تأمین کند. سود این اقدام برای طبقه حاکم در این بود که بدون نیاز به تصویب مالیات‌های آشکار و برانگیختن خشم عمومی، از هیچ برای خود قدرت خرید خلق می‌کرد، اما ضرر کمرشکن آن مستقیماً به مردم وارد می‌شد. از آنجا که مردم در محاسبات خود به نام روی سکه توجه می‌کردند نه به وزن واقعی آن، حجم عددی واحدهای پولی در اقتصاد افزایش می‌یافت و این افزایش عرضه پول، طبق منطق بازار، به کاهش ارزش هر واحد پولی و جهش عمومی قیمت‌ها یا همان تورم می‌انجامید، به طوری که قدرت خرید موجودی نقدی مردم غارت می‌شد.

برای مثال در قرون وسطای اروپا، «لیور تورنوا» در فرانسه که در سال ۱۲۰۰ میلادی معادل نود و هشت گرم نقره خالص بود، بر اثر تنزل عیارهای مکرر پادشاهان تا سال ۱۶۰۰ به تنها یازده گرم سقوط کرد. نمونه چشمگیرتر، دینار مسلمانان در اسپانیا بود که در اواخر قرن هفتم میلادی با شصت و پنج دانه طلا آغاز شد و به دلیل انضباط پولی تا اواسط قرن دوازدهم به شصت دانه رسید، اما پس از تسلط پادشاهان مسیحی، روند کاهش عیار چنان شدتی گرفت که این سکه ابتدا به چهارده دانه طلا سقوط کرد و سپس به دلیل سبکی مفرط، به یک سکه نقره‌ای بیست و شش دانه‌ای تبدیل شد و این سکه نقره نیز آن‌قدر دچار کاهش عیار شد که در اواسط قرن پانزدهم تنها یک و نیم دانه نقره در آن باقی ماند و عملاً از بازار محو گردید. این سیر نزولی ثابت می‌کند که میل دولت‌ها به غارت ارزش پول، یک ویژگی ساختاری در نهاد حاکمیت است.

با پیدایش بانکداری، این فرآیند غارت وارد مرحله پیچیده‌تری شد و طلا و نقره جای خود را به رسیدهای کاغذی دادند. بانک‌ها که ابتدا به عنوان انباردار طلا عمل می‌کردند و به مردم در ازای دپوی طلا رسید می‌دادند، متوجه شدند که مردم برای مبادلات خود، از خود این رسیدهای کاغذی استفاده می‌کنند و به ندرت برای پس گرفتن طلا به انبار مراجعه می‌کنند. این امر سبب شد بانک‌ها شروع به چاپ رسیدهای کاغذی مازاد بر طلای موجود در خزانه کنند و آن‌ها را به عنوان وام به جریان بیندازند. این اقدام، یعنی خلق پول کاغذی از هیچ، نوعی کلاهبرداری سیستماتیک که طی آن برای یک دارایی واحد، چندین سند مالکیت هم‌زمان صادر می‌شد.
[02.06.2026 21:41] تاریخ گرام_حجت رهبریان: این بسط عرضه پول کاغذی، همان اثر تنزل عیار سکه‌های قدیمی را داشت؛ حجم پول در گردش را بالا می‌برد، قیمت‌ها را افزایش می‌داد و ثروت را از دارندگان واقعی پول به سمت بانکداران و اولین وام‌گیرندگان هدایت می‌کرد و هرگاه مردم برای نقد کردن کاغذهای خود هجوم می‌آوردند، حباب می‌ترکید و ورشکستگی‌های گسترده رخ می‌داد.

در نظام پولی مدرن و با تاسیس بانک‌های مرکزی نظیر فدرال رزرو، این مدل کلاهبرداری به اوج تکامل بوروکراتیک خود رسید و پیوند پول با طلا به طور کامل قطع شد. امروزه فدرال رزرو نیازی به ذوب کردن سکه یا حتی چاپ کاغذ ندارد، بلکه از طریق ثبت ارقام دیجیتال در سیستم بانکی و خرید اوراق قرضه دولتی، عرضه کل پول را منبسط می‌کند. وقتی فدرال رزرو با یک کلیک تریلیون‌ها دلار جدید خلق می‌کند تا بدهی‌های دولت را پوشش دهد، دقیقاً همان کار پادشاهی را انجام می‌دهد که مس را با نقره می‌آمیخت. این فرآیند واجد یک اثر نابرابر ساختاری است؛ دولت و بانک‌های بزرگ که اولین دریافت‌کنندگان این پول‌های تازه خلق‌شده هستند، می‌توانند آن را با قیمت‌های قدیمی و پیش از بروز تورم در بازار خرج کنند، اما زمانی که این پول به لایه‌های پایین‌تر جامعه می‌رسد، اثرات تورمی خود را نشان داده و قیمت کالاها بالا رفته است. در نتیجه، سیستم مدرن بدون نیاز به غارت فیزیکی، قدرت خرید مردم را به نفع مخارج دولت مصادره می‌کند و این همان کلاهبرداری سنتی است که اکنون در پوشش فرمول‌های پیچیده اقتصادی پنهان شده است.

منبع: روتبارد، موری. رمز بانکداری.

برگرفته از کانال تلگرامی: https://t.me/Hojatrahbariyan85

لینک کوتاه مقاله: https://bit.ly/4dSOqD4

مطالب بیشتری که ممکن است مورد علاقه شما باشند

بال‌های پرواز اقتصاد ایران چگونه از کار افتاد؟

cafeliberal

خطرات نرخ بهره حقیقی منفی، دکتر غنی نژاد

cafeliberal

چند پرسش در باره نفت!

cafeliberal

مکتب اقتصادی اتریش چگونه به محیط زیست می‏نگرد؟

cafeliberal

اقتصاد دنیا در سال ۲۰۲۵؛ نظم نوین جهانی با محوریت آمریکا

cafeliberal

کالبدشکافی نرخ بهره، گری نورث

cafeliberal

دیدگاه خود را درباره این مطلب با ما و دیگران در میان بگذارید (حداکثر ۱۰۰۰ کاراکتر):

این وب سایت از کوکی ها برای بهبود تجربه شما استفاده می کند. ما فرض خواهیم کرد که شما با این مسئله موافق هستید ، اما در صورت تمایل می توانید انصراف دهید. تائید بیشتر بخوانید