28.4 C
تهران
جمعه 5 تیر 1405 برابر با 2585 شاهنشاهی
کافه لیبرال

کاپیتالیسم، کیفیت زندگی و انسان ابزارساز

کیفیت زندگی ما فقط به میزان درآمد و حقوق بستگی ندارد. چپ با نگاهی عوامفریبانه در اینجا ساده‌سازی بسیار زمختی می‌کند تا ذهن افراد رو تسخیر کنه. چپ مسئلۀ اقتصاد اجتماعی رو فقط در مقدار درآمد می‌بینه: شما چقدر حقوق می‌گیری؟ حالا می‌شه با این «تک» داده هر جور مقایسۀ تحریک‌کننده‌ای انجام داد؛ بعد هم نتیجه گرفت بازار آزاد و نظم کاپیتالیستی شما رو بدبخت کرده.

البته کاپیتالیسم در هیچ لیگی به سوسیالیسم نمی‌بازه. هیچ مشکلی نیست اگر چپ بخواد همه‌چیز رو به رقم مطلقِ دستمزد فروبکاهه. جواب روشنه: فرض کنیم یک جامعه دو نظم اقتصادی متفاوت داشته باشه: یا یک نظم کاپیتالیستی یا یک نظم سوسیالیستی (سوسیالیسم در هر شکل و اندازه‌ای). وضعیت درآمدِ خالص شهروند در نظم کاپیتالیستی قطعاً بهتر خواهد بود. در زمخت‌ترین بازی عوامفریبانۀ چپ هم کاپیتالیسم بیمی از باخت نداره. اما بحثم در این نوشته چیز دیگه‌ست.

کیفیت زندگی ما فقط به مقدار درآمد نیست. یک فئودال صد سال پیش هزاران برابر رعیت درآمد داشت. اما اون درآمد براش تلویزیون، رادیو، تلفن، خودرو، سفر آسون و هیچ یک از هزاران وسیلۀ دیگه‌ای که ما در زندگی داریم، به ارمغان نمی‌آورد. دلیلش روشنه: چون اصلاً این وسایل وجود نداشت. بنابراین، اگر زندگیِ یک کارگر امروزی رو با زندگی یک ارباب فئودال قدیم مقایسه کنید، می‌بینید سطح آسایش کارگر امروزی به مراتب بالاتره.

یکی از عواملی که واقعاً در کیفیت زندگی ما مؤثره، کیفیت و تنوع در تولید کالاهاست. صد سال پیش تعداد کالاهای مصرفیِ الکترونیک از ده تا تجاوز نمی‌کرد، اما امروز حتی با هوش مصنوعی نمی‌شه تعداد کالاهای مصرفی الکترونیک رو شمرد. تمام این کالاها گوشه‌ای از زندگی ما پر می‌کنه: از فرِز ناخن‌کاری در صنعت آرایشی تا اَبَرمته‌های صنعت معدن.

در اینجا دو اصل اهمیتی حیاتی و تمدنی داره: یک) افزایش تنوع و تکثر کالاها؛ دو) افزایش دائمی کیفیت. عقل سلیم، انسانی که تحت تأثیر زاویۀ شخصی، احساسات و پروپاگاندای ضدکاپیتالیستی قرار نمی‌گیره، می‌پذیره نظام اقتصادی‌ای بهتره که این دو اصل رو بهتر محقق کنه؛ یعنی با سرعت بیشتری، تنوع و کیفیت کالاها رو دائماً افزایش بده. یکی از دلایل اصلی دفاع ما از کاپیتالیسم دقیقاً همینه: هیچ سیستمی نمی‌تونه مثل کاپیتالیسم کیفیت و کمیت کالاها رو افزایش بده و همزمان قیمت رو پایین و پایین‌تر بیاره ــ تا حدی که کالای لوکسِ ده‌ـ‌بیست سال قبل رو بشه در سطل زباله پیدا کرد.

چپ می‌خواد جنگی آشتی‌ناپذیر بین کارگر/کارمند و کارآفرین/کارفرما ایجاد کنه. انگار تمام هستی خلاصه می‌شه در اینکه سهم بزرگ‌تری از سود کارفرما نصیب کارگر بشه. این همون نگاه تک‌بعدی و عوامفریبانه‌ست. خیلی‌ها در اینجا می‌افتند در این دعوای تک‌بُعدیِ دستمزد. برای این مسئله جواب‌های فراوانی وجود داره که موضوع این نوشته نیست (و البته در ده‌ها نوشتۀ دیگه دربارۀ ابعاد مختلفش توضیح داده‌م).

حالا چرا کاپیتالیسم چنین توانایی بالایی در افزایش تنوع و کیفیت داره؟ دلیلش ساده‌ست: چون در کاپیتالیسم باید سود کرد و سود در جیب و ذهنِ مصرف‌کننده‌ست. برای سود باید مصرف‌کننده رو متقاعد کرد محصول یا خدمت ارائه‌شده براش مفیده و واقعاً به کارش میاد و کیفیت زندگی‌ش رو بالا می‌بره. خریدار رو هم ــ برخلاف ادعای مهملِ همیشگی چپ ــ نمی‌شه گول زد؛ چون بازار محل عینیاته؛ مقالات انتزاعیِ دانشگاهی نیست که بشه هر آسمون‌ـ‌ریسمونی بافت؛ مصرف‌کننده به طور ملموس می‌تونه کالا رو ارزیابی کنه.

در نتیجه جدال وحشتناک و بی‌رحمانه‌ای سر جلب نظر مصرف‌کننده درمی‌گیره. نتیجۀ این جدال افزایش بهت‌آور تنوع و کیفیت کالاهاست؛ چیزی که بیش از «درآمد خالص» روی کیفیت زندگی ما اثر می‌گذاره.

در اینجا چپ سریع مغالطه‌ای می‌کنه: می‌گه چون در این سیستم فقط سود مهمه، منابع صرف تولید چیزهایی می‌شه که ارزش حیاتی نداره و منابع هدر می‌ره. در این استدلال انسان گاو فرض شده. تولیدکننده می‌دونه نزدیک‌ترین مسیرِ سود تولید حیاتی‌ترین چیزهاست. بنابراین، بازار به صورت خودکار حول تولید حیاتی‌ترین چیزها شکل می‌گیره و رفته‌رفته از مرکز فاصله می‌گیره. نشانۀ روشن قضیه اینکه هر چه اقتصاد کاپیتالیستی‌تر باشه درصد کوچک‌تری از درآمد صرف خوراک می‌شه؛ یعنی خوراک ارزون‌تر درمیاد. این نشون می‌ده تمرکز اصلی روی تولید حیاتی‌ترین کالاست و منابع اتفاقاً به بهینه‌ترین شکل استفاده می‌شه.

در آمریکا در سال ۲۰۱۸ فقط حدود شش درصد از هزینه‌های مصرفی مختص غذا بود؛ تازه آمریکایی‌ها به پرخوری معروفند. اما در کشورهایی که آزادی اقتصادی وجود نداره به طور متوسط تا ۴۰ درصد درآمد فقط خرج پر کردن شکم می‌شه ــ خودتون حساب کنید چند درصد از حقوقتون خرج سفره‌تون می‌شه که هر روز هم کوچک‌تر می‌شه.

@Garajetadayoni | گاراژ (https://t.me/Garajetadayoni)

مطالب بیشتری که ممکن است مورد علاقه شما باشند

رژۀ پروپاگاندا تا تسخیر واقعیت

cafeliberal

سرمایه‌داری یا سرمایه‌سوزی

cafeliberal

«مارکس، موسی و ده‌ فرمان سوسیالیستی»

cafeliberal

دموکراسی و جامعۀ ایرانی

cafeliberal

طالبان تغییر نکرده، جامعۀ افغانستان تغییر کرده!

cafeliberal

کاپیتالیسم، حرص و پیشرفت

cafeliberal

دیدگاه خود را درباره این مطلب با ما و دیگران در میان بگذارید (حداکثر ۱۰۰۰ کاراکتر):

این وب سایت از کوکی ها برای بهبود تجربه شما استفاده می کند. ما فرض خواهیم کرد که شما با این مسئله موافق هستید ، اما در صورت تمایل می توانید انصراف دهید. تائید بیشتر بخوانید