10.4 C
تهران
سه‌شنبه 28 بهمن 1404 ;ساعت: 00:33
کافه لیبرال

از شعرهاى شمالى، علی میرفطروس

۱

مى آيد

با پاى پينه از ميانۀ شاليزار

با بازوانى شعله ور از كار

با دست هائى ـ

كه در حريق تطاول و تاول

مى سوزد

مى آيد

بيل بلندش بر دوش

و با لبى خاموش

بذرِ زمزمه اى را

بر جاده هاى قريه

مى افشاند

۲

مى آيد

اندوهوار و پريشان از باغ هاى چاى

با چشمى از چمن

با دامنى پر از عطر نارنج هاى كال

گويى كه گونه هاى سادۀ گلگونش

خورشيدهاى خفته و خاموشند

مى آيد

زنبيل زردِ چائى او  بر سر

در جامه اى پُر از پولك

آوازهاى كوهى مى خواند

۳

مى آيد

از موج هاى تلاطم و طوفان

با قايقش شكسته

با«تور» خود تهى

در يك غروبِ غربتِ غمبار

مى آيد

فانوس خُرد و خُامش او  در دست

اندوه باستانى او  بر دوش

(در فكر بچه هاى خود است ماهيگير)

۴

مى آيم

از سرزمين سبزِ تبارم

از بافه هاى برنج وُ  از خوشه هاى رنج

از سرزمين حماسه و ماسه

از قريه هاى غبار آلود

از شهر هاىِ روشن باران مى آيم                                 

با دستى از شُكوه و شعف، خالى                           

با قلبى از خشونت و خون، سرشار                        

خشمى به سينه مى كُنَدم فرياد.

 

از مجموعۀ آوازهای تبعیدی با صدای شاعر

 

 

مطالب بیشتری که ممکن است مورد علاقه شما باشند

سیاهکل و انقلاب اسلامی:اشاره ای به زمینه های نظریِ دو  رویداد، علی میرفطروس

cafeliberal

رویداد28مرداد32؛و پیروزیِ یک دیدگاه!،علی میرفطروس

cafeliberal

مشروطیّت:ضعف ها و ظرفیّت های یک جنبشِ ناتمام(بخش اوّل)،علی میرفطروس

cafeliberal

تارنمای علي ميرفطروس – چرا«شاه رفت»؟،دکترامیراصلان افشار

cafeliberal

گفتگوی علیرضا میبدی با علی میرفطروس در باره اعتراضات مردم ایران

cafeliberal

در ستایشِ روشنگری ، مُدارا و شجاعتِ اخلاقی، علی میرفطروس

cafeliberal

این وب سایت از کوکی ها برای بهبود تجربه شما استفاده می کند. ما فرض خواهیم کرد که شما با این مسئله موافق هستید ، اما در صورت تمایل می توانید انصراف دهید. تائید بیشتر بخوانید