«نهادها نتیجهٔ کنش انسانها هستند نه محصول طراحی انسانی»
🌐یک مثال خوب زبان است که هیچ شخص یا شورایی آن را طراحی و اختراع نکرده است هر زبانی در طول نسلها به شکل خاصی از لغات و گرامر تکامل می یابد و نتیجهٔ تلاشهای افراد بیشماری در انتقال معانی به دیگران است. اگر جانسون در فرهنگ لغت معروفش کلمه “صندلی” را به معنی “کشتن با خونسردی” نوشته بود مردم ناگهان شروع به استفاده از کلمه “صندلی” به عنوان مترادف “قتل” نمیکردند بلکه تنها اعتمادشان را به لغتنامه دکتر جانسون از دست میدادند
✅آنچه در مورد زبان صدق میکند برای قانون هم صادق است. اغلب قوانینی که ادارهکننده تعاملات میان انسانهاست، توسط تعدادی قانوننویس ماهر طراحی و اختراع نشده است، بلکه قوانین بدون طراحی مرکزی پدید آمده و تکامل یافته اند
🌐بطور مثال قانون ممنوعیت قتل و دزدی در هیچ جامعه ای محصول تصمیم رهبران جامعه نیست. مردم قتل را تحمل نمیکنند حتی اگر دولتی رسمی وجود نداشته باشد تا علیه قتل قانونگذاری کند. قوانین طبیعی ممکن است ریشه ژنتیک داشته باشند (والدین برای حفاظت از فرزندانشان هرکاری میکنند و قتل آنها را تحمل نمیکنند) یا ریشه عرفی…
🌐تصور کنید که شما و رانندگان دیگری، در جستجوی فضایی برای پارک کردن در یک پارکینگ شلوغ هستید. سرانجام ماشینی را مشاهده میکنید که در حال بیرون آمدن از پارک است. شما در فاصله چند متری از آن مکان توقف کرده و چراغ راهنمای اتومبیل خود را در جهت آن روشن میکنید. وقتی رانندهای دیگر که او هم در پی پارک کردن است، اتومبیل شما را در این حالت ببیند، فورا میفهمد که شما زودتر از او خواستار توقف در آن فضا شده اید لذا از آنجا رد شده و به جستجو برای یافتن فضایی دیگر ادامه خواهد داد؛ در واقع هر دوی شما تابع قانونی #نانوشته هستید که بصورت خودجوش پدید آمده
🔵مثال جالبتر قانون تجارت است هزاران سال پیش هنگامی که تجارت در منطقه مدیترانه بهسرعت شروع به گسترش کرد، بهطور طبیعی جدل در بین تاجران نیز افزایش یافت. با این حال، هیچ قدرت فرمانروایی واحدی وجود نداشت و هرکدام از تاجران از یک منطقه و دولت متفاوت بودند. با وجود این، سیستمی پیچیده و متحد از قانون پدیدار شد تا مجادلات بازرگانی را حل کند. دو ویژگی مهم قانون تجارت از این قرارند: اول این که این قانون به صورت خودجوش از اعمال تاجران تکامل پیدا کرد نه اینکه توسط یک پادشاه یا پارلمان طراحی و اعمال شود. تجربه و عرف عادی در تجارت، توسط تاجران، فراگیر و پذیرفته شد و این عرف عادی، انتظاراتی را در همه تاجران در مورد اینکه خودشان و همکارانشان در شرایط مختلف چگونه عمل خواهند کرد، ایجاد کرد. تاجران خودشان دادگاههایی را برای حل و فصل تعارضات تاسیس نمودند. این دادگاهها عموما مطابق با تجارب و عرف ثابت و استقرار یافته حکم صادر میکردند
🔵همانطور که لغتنامه نویسان، در جستجوی معانی مقبول و استقرار یافته در بین عموم برای کلمات هستند و از خود چیزی ابداع نمیکنند، دادگاههای قانون تجارت نیز برای اعلام احکام قانونی به عرف تجاری پذیرفته شده در بین عموم نگاه میکردند. این قوانین توسط تعاملات انسانی مرتبا بهبود یافته و اصلاح میشود. ویژگی دوم اینکه اگرچه هیچ دولتی وجود نداشت تا قانون تجارت را به صورت اجباری به اجرا درآورد، اما این قانون به صورت عمومی اطاعت میشد. تخلف کردن از قانون تجارت و احکام دادگاهها، خسارت شدیدی به شهرت حرفهای تاجران وارد میکرد و با ریسک زیادی همراه بود و سبب از دست رفتن فرصتهای آتی برای اخذ وام و تجارت با دیگران میشد
🔴قوانینی که توسط دولتها ابداع میشوند “قانونگذاری” هستند و از آنها پیروی میکنیم چون در غیر اینصورت دولت ما را جریمه، زندانی یا اعدام میکند. اما تنها قانونگذاری لزوما به ارادهٔ قانونگذار جبر قانونی و اعتبار نمیبخشد. برای مثال، بر اساس قانون کیفری ماساچوست، داشتن رابطه جنسی بین دو بزرگسال که با هم ازدواج نکردهاند خلاف قانون است با وجود این، داشتن این نوع رابطه در ماساچوست در واقع غیر قانونی و خلاف تلقی نمیشود. هیچ افسر پلیس یا دادگاهی متخلفان از این قانون را بازداشت نمیکند در غیر اینصورت با خشم عمومی مواجه شده و در واقع اوست که قانون شکن شناخته خواهد شد!
🔚احکام و قوانین سودمند برای جامعه، اغلب مستقل از دولت پدید آمده و اجرا میشوند. اینکه قانون لزوما حاصل طراحی عمدی دارندگان قدرت حاکمیت است، افسانهای بیش نیست. ضمنا جدا از استحقاق یا عدم استحقاق دولت در به کار بردن وسیع قانونگذاری، احترامی که بطور طبیعی برای قانون قائلیم بی تردید نباید به قانونگذاری تعمیم داده شود. یک دولت فاسد، قانونگذاریهای مخربی خواهد کرد. ما نباید چنین دستورات دولتی را با قانون اشتباه بگیریم و برایشان احترام قائل باشیم